-
یک سال پیش در چنین روزهایی...
شنبه 5 آبانماه سال 1386 17:50
یک سال پیش در چنین روزهایی ناصر بود. زنده و سالم و سرحال و سلامت . مثل همیشه پر شور و امیدوارو هدفمند. اهداف بزرگی در سر داشت .انتشار آلبومهای معنویش و پخش رایگان آنها میان مردم ، راه اندازی یک موسسه فرهنگی در بندرعباس و ... یک سال پیش در چنین روزهایی ناصر مشغول خواندن آخرین زمزمه های حنجره ء طلاییش بود در آهنگ...
-
دیدگاهی در حاشیه اغماء-شیطان با ماست!
جمعه 27 مهرماه سال 1386 02:53
شیطان با ماست! لحظه به لحظه ،نفس به نفس ! لازم نیست حتما او را به طریقی خارق العاده ببینیم اگر خوب چشمهایمان را باز کنیم او را می بینیم صدایش را می شنویم دستان به ظاهر محبت آمیز طاعون زده اش را لمس می کنیم . وقتی که به ماشین جدید و شیک و نوی همسایه نگاه می کنیم و با خود می گوییم مرد ک تازه به دوران رسیده ببین چه...
-
علی بنگر شب ما را..
سهشنبه 10 مهرماه سال 1386 19:15
با سلام. شهادت مولای متقیان امیرمومنان علی علیه السلام را خدمت تمامی مسلمانان و شیعیان جهان تسلیت گفته و امیدوارم روزی برسد که قسمتی از عدلی که علی (ع) بر پا داشته بود برجهان سایه بگستراندو روزگار تباهی و جنگ و ظلم و نامردی و نامرادی جای خود را به عشق صفا محبت و صمیمیت و مروت بدهد. در این شبهای قدر، شبهای نزول قرآن که...
-
شب موسیقی هرمزگان،ازنگاهی دیگر!
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1386 23:41
شب موسیقی استان هرمزگان سیزدهم شهریور ـ تهران ـ تالار وحدت با شنیدن خبر برگزاری این مراسم البته یک روز پیش از زمان برگزاری بسیار خوشحال شدم و با وجود اینکه هیچگون برنامه ریزی قبلی نداشتم ، تصمیم گرفتم هرطور شده در این مراسم شرکت کنم. دلایل زیادی برای این کار داشتم و مهترین دلیل آن دیدن مراسم زار بود که در این مدت...
-
پادشاه را از خواب بیدار کنیم!
چهارشنبه 28 شهریورماه سال 1386 17:46
پیش گفتار: متن طولانیست و شاید خواندن آن مستلزم حوصله ای فراوان باشد اما به شما توصیه می کنم آن را خوانده و بر تک تک جملاتش بیندیشید. ساده ترین کوتاه ترین و تنها راه حل اینست که"((پادشاه را از خواب بیدار کنیم.))" وضعیت زندگی انسان به شاهی میماند که در خواب است.پادشاه در خواب هویت و مقام خود را که پادشاهی و فرمانروایی...
-
یک ماه گذشت...مادر خسته ام ، دستم را بگیر
شنبه 24 شهریورماه سال 1386 17:27
مدتهاست که دل و دماغ نوشتن ندارم بر من خرده نگیرید زیرا غم فراق مادر دردیست که کمرانشان را خمیده می کند و آتش بر دل و جان آدمی می اندازد. آن هم مادری که هرگاه به یادش می افتم جز لبخند و محبت و عشق و دعا چیز دیگری به یاد نمی آورم. امروز بعد از روزها سکوت، بی پروا و بی اختیار گریستم. بماند که صحنه های بیمارستان،...
-
تا زنده ام نام بندرعباس را فریاد خواهم زد
دوشنبه 19 شهریورماه سال 1386 18:05
گپی خودمانی با ناصر عبداللهی همراه با بزرگترین کنسرت سال ۸۳ گفت و شنود ژورنالیستی با ناصر عبداللهی خیلی مشکل است . از این جهت که این هنرمند پرآوازه جنوب(بندرعباسی) موسیقی پاپ کشورمان آنقدر خودمانی و راحت و دوستانه سخن می گوید که من خبرنگار قبل از این که برای نگارش و جمع بندی سوالاتم تمرکز کنم ، محو صفا و صمیمیت شخصی...
-
بدو بخون که یار اتا...
سهشنبه 6 شهریورماه سال 1386 17:38
15 شعبان میلاد با سعادت امام زمان را به شما دوستان و طرفدارن ناصر عزیز تبریک عرض می کنم. من نمیخواستم این پست رو بنویسم.چون شاید زیاد آدم مذهبی نباشم البته این به این معنی نیست که هیچ چیز رو قبول نداشته باشم.یا ... اما به اصرار یکی از دوستان این کار رو کردم و امیدوارم از این پس زمانی که یمبوسئنه رو گوش میدید لذت...
-
آه مادرم...مادر...
چهارشنبه 24 مردادماه سال 1386 08:54
دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه کفش فرار و ورکشید آستین همت و بالا زد و رفت زنده ها خیلی بزاش کهنه بودن خودش و تو مرده ها جا زد ورفت... مادر مهربانم سحرگاه امروز به سوی حق و حقیقت پر کشید و رفت . با جگری سوخته از داغ مادر و کمری خمیده از غم فراقش از شما عزیزان تقاضا می کنم برای شادی روح...
-
زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد!
جمعه 19 مردادماه سال 1386 23:31
در ابتدا عید سعید مبعث را به تمام مسلمان جهان تبریک عرض می کنم و امیدوارم همواره لحظه هاتان سرشار از خوشی و تمام روزهایتان عید باشد و شادی. همانطور که شما نیز در جریان هستید مدتیست که به دلیل بیماری مادرم به شدت تحت فشارهای روحی و جسمی و عاطفی هستم و کمتر فرصت دارم به وبلاگ و مسائل جانبی دیگر زندگیم برسم اما این موضوع...
-
ناصر یک قدیس؟!!
دوشنبه 15 مردادماه سال 1386 05:12
ناصر رو بیش از حد گنده کردید!!! مگر ناصر امامزادست یا قدیسه که شما اینجوری بزرگش میکنید.؟!! ناصر با این همه ضعفش؟!و.... نمیدونم آیا این حرفهارو تا حالا کسی بهتون گفته یا جایی شنیدید؟ نمیدونم ریشه ی این تفکرات و این نوع رفتارها کجاست و ناصر ... بله ناصر هم شاید گاهی اشتباهات محدودی داشت.لفظی یا...که این طبیعیست. چه یک...
-
پاپ معنوی-سامی یوسف
چهارشنبه 10 مردادماه سال 1386 09:55
سلام قرار بود این پست را برای روز میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر بگذارم امابه دلایلی نظرم عوض شد حال با چند روز تاخیر این پست را می گذارم. بار دیگر ایام میلاد با سعادت مولای متقیان حضرت علی (ع) را تبریک عرض می نمایم. مردی بزرگ منش که عدالت و قدرت و ایمانش نقش گرانبهایی در تاریخ به جا گذاشته است. حال بدین مناسبت می خواهم...
-
آب بابا چه سخته وقتی بابا نداری..
جمعه 5 مردادماه سال 1386 15:35
میلاد با سعادت اختر تابناک ولایت و امامت مولای متقیان امیرمومنان حضرت علی (َع) را به تمام مسلمان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم. همچنین روز پدر رابه تمام پدران زحمتکش و مهربان تبریک می گویم و امیدوارم همواره سایه ءسبز و استوارشان بر سر خانواده شان باشد. و اما با نهایت تاسف و تاثر جای خالی پدرانی که نیستند و تنها یاد...
-
داستان یک مرد...
یکشنبه 31 تیرماه سال 1386 02:10
این داستان برداشتی آزاد از واقعیت زندگی شخصی یک هنرمند بزرگ بوده گه به دلیل جلوگیری از مشکلات یا اعتراضهای احتمالی از نوشتن نام این هنرمند و شخصیتهای دیگر داستان امتناع کردم. برای چندمین بار انگشتان خسته خود را بر روی کلیدهای ارگ میفشرد...می..فا..سل..می ..فا.... چشمانش خسته و اعصابش کمی متشنج است. بیخوابی دیشب و...
-
موسی و شبان
سهشنبه 26 تیرماه سال 1386 05:53
همه ما مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)را بعنوان یک شاعر و عارف نام آور ایرانی میشناسیم. کتابش در سال 2000 یکی از پرفروشترین کتب سال در آمریکا شد و جهان غرب هم تا حدودی با عرفان و معنویت او آشناست. اما شناخت خود ما چه؟! خود من که بعلت دانش اندک نمیتوانم با همه ی اشعار این بزرگ ارتباط برقرار کنم.وبعضی اوقات خودم را...
-
استاد بهمنی: ناصر انسان عزیزی بود
پنجشنبه 21 تیرماه سال 1386 20:39
بی گمان این صداست که می ماند. این هنر است که دل را جلا می دهد . این نام نیکو و یاد خوش است که در یادها باقی خواهدماند. شاید جسم ناصر عبداللهی را از دست داده باشیم اما خاطرات خوش با او بودن را هرگز فراموش نخواهیم کرد و یادگارهای زیبایی که از او برایمان باقی مانده است. گفتگویی داشتم با استاد محمد علی بهمنی. در این...
-
می خوام فریاد بزنم ،من اعتراض دارم!!!
شنبه 16 تیرماه سال 1386 15:53
تو فکر بودم که برای پست جدید چی بنویسم یکی دو تا مصاحبه آماده داشتم و یکی دو تا ایده برای این پست اما وقتی یکی از ایمیلها م و باز کردم چنان شوکی بهم وارد شد که احساس کردم هرچه در ذهن داشتم از یادم رفت! عکسی از ناصر در بیمارستان هاشمی نژاد تهران!!! (لینک عکس و پایین همین پست گذاشتم) تا چند لحظه هیچ حرکتی نمی تونستم...
-
ناصر عبداللهی مرد بی نقاب
شنبه 9 تیرماه سال 1386 01:12
دیروز تماسی داشتم با استاد بهمنی و گفتگویی کوتاه با ایشان داشتم که در پستهای بعدی شرح آن را خواهم نوشت . استاد گفت اگر می خواهی اطلاعات بیشتری در رابطه با ناصر کسب کنی شماره ء خانمی را می دهم با ایشان تماس بگیر گفت اتفاقا ما الان مهمان ایشان هستیم و در منزل او حضور داریم من هم شماره را یاد داشت کرده و با آن خانوم تماس...
-
تکلیف آرامگاه ناصر عبداللهی چه می شود؟
چهارشنبه 6 تیرماه سال 1386 01:41
۲۹ آذر ۸۵ بود یک روز مانده به یلدا . ظهری که تا همیشه در یاد دوستداران ناصرعبداللهی خواهد ماند . بعد از ۲۷ روز اضطراب و دلواپسی دعا و انتظار ناصر چشمان خود را باز نکرد و رفت.. نفهمیدیم چه شد ،سخن بسیار گفته شد از راز مرگ غم انگیز و دلخراش این خواننده خوش صدا و هنرمند فقید و عارف و این مرد مهربان و خوش برخورد و دوست...
-
به یاد رامی
پنجشنبه 31 خردادماه سال 1386 19:52
بی شک خیلی از ما بارها و بارها اسم مرحوم ابراهیم منصفی را شنیده ایم. تعدادی از ما سالیان سال او را میشناسیم کارهایش را گوش میدهیم و گروهی نیز کمتر با اشعار وترانه ها و نغمه های ساخته شده توسط او آشنا هستیم واین نکته را نیز نمیتوان انکار کرد که تعداد کثیری از ما با اجراهای زنده و اثرگذار ناصر عبداللهی عزیز ابراهیم...
-
نقدو بررسی آلبوم بی بی بهونه ء اسحاق احمدی
جمعه 25 خردادماه سال 1386 15:55
آلبوم جدید اسحاق احمدی این روزها موضوع خوبی برای بحث کردن و تبادل نظر در مورد موسیقی جنوب و بندرعباس و استفاده از سبکهای مختلف این نوع موسیقی شده است. این آلبوم که شامل 6 آهنگ است تماما بندرعباسیست . از نکات جالب این آلبوم شروه خوانی یک خانوم در آهنگ "عزیزم" است که هم ابتکاری نو محسوب می شود و هم حس و حال...
-
چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟
پنجشنبه 24 خردادماه سال 1386 19:37
سلام پیش از این برخی از شمااز طرف من ایمیلهایی دریافت می کردید که گاهی خبر آپدیت وبلاگ بود گاهی آهنگ های جدید و قدیمی از ناصر و دوستانش و... آن ایمیلها را از بین کامنتهای وبلاگهای سیاورشن ناصریا اسحاق احمدی و آدم برفی جمع آوری کرده بودم و به صورت دستی تشکیل گروهی داده بودیم که از این پس دیگر آن روند ادامه نخواهد داشت....
-
اهورا ایمان:آنطور که باید نشناختیم و نشنیدیمت.
دوشنبه 21 خردادماه سال 1386 02:17
عمریه پنجره های خونه رو به هوای دیدنت وا می کنم توی نقره ریز اشک و آینه تورو گم نکرده پیدا می کنم از جنوب آمده بود. ازجنوب خرد و خسته. از جنوبی که شروه و شرجی اش ناصریا را به ما داده بود. ناصری که رنگ و عطر دریا داشت ; همیشه . بچه بندرعباس بود. وقتی بهش گفتم بچگی مو تو محله سید کامل سپری کردم چشماش برقی زدن و گفت: پس...
-
نوید عبداللهی: از بندریها می خواهم بندری زندگی کنند.
دوشنبه 14 خردادماه سال 1386 14:09
سلام پیش از هرچیز می خواهم از دوستان خوب هرمزگانیم تشکر کنم که با ارسال آهنگهای قدیمی ناصر وهمچنین برخی دیگر از کارهای هرمزگانی مرا بسیار خوشحال کردند و همچنین از دوستان دیگری که در تدارک انجام کارهایی برای ناصر هستند و دوستان خوبی که با بودنشان مرا در ادامه ء این مسیر همراهی می کنند و باعث دلگرمیم می شوند. و این نکته...
-
اینجا وبلاگ دوستداران ناصرعبداللهی است .
جمعه 11 خردادماه سال 1386 18:00
دوستان عزیز سلام امروز می خواهم باشما به راحتی صحبت کنم و خیلی چیزها را مشخص کنم . اول این که من کی هستم؟ من یکی از طرفداران ناصر عبداللهی هستم از یک نقطه از ایران زیبایمان چه فرقی می کند کجا مهم است؟ نه مهم نیست کسی هستم که ناصررااولین بار با ترانه طعنهءناشنیده(آلبوم عشق است) شناختم. و بعد از اون آلبوم عشق است دوستت...
-
خسته ام... اما مصمم تر!
دوشنبه 7 خردادماه سال 1386 00:27
مدتیست ذهنم به شدت مشغول است و ابهامات و نقطه چینها با علامتهای سوال و پرانتزها ادغام شده و باعث خستگی شدید روحی و جسمی در من گردیده است. به طوری که احساس می کنم حافظه کوتاه مدتم ضعیف شده و برنامه ها و هدفهایم را گم کرده ام. درحال انجام کاری هستم که اگر خدا یاریم کند و بتوانم این مهم را به انجام برسانم خستگی از تنم به...
-
حرفهای شما(قسمت چهارم)-گلایه
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1386 18:50
فرستنده مطلب: ... از بندرعباس ناصر با سلام ودرود به روح پاک استاد عبداللهی ناصر!.آره ناصر همون ناصری که می گفتن مست کرده همونی که برای اینکه سنی بود کشتنش!! نه ببخشید خانواده خانومش برای این که دوباره ازدواج کرده بود گوشمالیش دادن!!.نمیدونم همسر ناصر نوید یا اسحق یا... وقتی این حرفارو میشنیدن چه حالی بشون دست میداد....
-
ناصر...مرد بارانی...
پنجشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1386 20:57
سه شنبه هفته پیش گفتگوی مفصلی داشتم با شهرام امیری . او یکی از دوستان ناصر عبداللهیست و در آلبوم بوی شرجی با ناصر همکاری داشته است. آهنگ نفس بکش شهرام امیری که در دوران کمای ناصر برایش خوانده است را احتمالا اکثر شما شنیده اید . قرار بود صحبت کوتاهی داشته باشیم اما خاطرات و حرفها گفته ها و نا گفته ها در مورد ناصر آنقدر...
-
دلیل با هم بودنمان؟
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1386 21:58
دقیقا ۴ ماه و ۱۸ روز از پرواز ناصریا می گذرد. در این مدت دلخوشیمان با هم بودنها و درد دل کردنها بوده و تنها چیزی که کمی دلگرممان کرده آشنا شدن با کسانی بوده که با ما همدرد بودند و نبود ناصر برایشان عذابی سخت بوده است. همه شما برخورد کرده اید با نگاههای مبهوت دیگران کسانی که احساس شمارا درک نمی کنند و مدام می گویند :...
-
تکثیرغیرقانونی آهنگها گریبان خانواده ناصر عبداللهی را هم گرفت
جمعه 14 اردیبهشتماه سال 1386 19:14
بالاخره تکثیر غیرقانونی و اینترنتی آهنگها گریبان خانواده ءعبداللهی را هم گرفت! در گفتگویی که با نوید پسر بزرگ ناصریا داشتم نوید گفت :در تهران مشغول جمع آوری یک آلبوم از قطعات منتشر نشده ءپدر بودم که نفهمیدم یک دفعه به چه صورتی آهنگ عشق قشمی(تو رو می خوام) ۱ سر از اینترنت در آورد و در سایتهای پر بازدید کننده دانلود...