بازار ریا کاران (نوشته شده توسط هومن در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۸۸)
گاهی آنقدر ناراحت میشوم که نمیدانم چگونه خودم را آرام کنم.
ناراحت از اینکه بعضی گرگ را در لباس گوسفند میستایند و حتی حاضرند در راه آن گرگ جان دهند!
و حتی در راه آن گرگِ بزرگ مرد! حقوق دیگران را نیز پایمال کنند و مجوز خدای خود ساخته ی خویش را هم برایت نشان میدهندو ملاک بدکاریهایشان قرار می دهند!
البته گرگ گرگ است و صاحبِ نشانه هایی،آنهایی که باید بفهمند میفهمند!
آنهایی که باید بفهمند میفهمند!
این را 2 بار گفتم تا دلم اندکی آرام گیرد وخشمم اندکی فروکش کند و شاید لایه ای از فراموشی بر خاطرات تلخ خود از زمان مسافرت ناصر بکشم و خود را به کوچه ی علی چپ بزنم و فراموش کنم که نَفس پرستانِ ظاهر پرستِ پر قیل و قال چگونه اسطوره ی زمان کودکی و حالم را، ناصریایم را،بزرگ مرد موسیقی و اخلاق و عرفان را از بین بردند.
و چگونه مشکل را با دروغ و تهمت و فرافکنی و کذب و بیراهه گویی بر گردن این و آن انداختند.
مشکل این و آن نیستند .مشکل شمایید...
مشکل شمایید که میخواهید جلوی نور خورشید را بگیرید و اگر بهتان اجازه دهند،چشمان خداجویان حقیقی را هم کور میکنید و همیشه برای توجیح وجدان و نفستان مجوز خدا یا نماینده ی خودساخته اش را هم دارید.
شما غافل از آنید که نمیتوانید جلوی وسعت و نور و انرژی خورشید مقاومت کنید و با تمام شدن شب سرد زمستانی، دوران صبح روشن بهاری را همه مشاهده خواهیم کرد.
گاهی یاد حرف ناصر می افتم که وقتی از او پرسیده میشد آقای عبداللهی در حال حاضر نگرانیت چیه؟میگفت: من نگران ظهورم عزیز!
و در ادامه توضیح میداد که خیلی ها عاشقانه دست به آسمون میبرن و مدام میگن آقا بیا،آقا بیا و وقتی اومد میگن نیا و با اشاره به روش جدید ظهور آن زمان غربتی برای آقا امام زمان پیش خواهد آمد که از امام حسین بیشتر است..
این جمله ی ناصر برای خیلی ها بسیار پر مغز و عمیق است،بسیار پر مغز و عمیق.
طنین لااله الا الله ناصرهر دلی را که اندکی نور در آن باقی مانده باشد می لرزاند..
متن شعری که ناصر عبداللهی به زیبا ترین وجه آن را اجرا کرده است را برای دوستداران ناصریا در سایت قرار می دهم.
بازار ریاکاران!
بگذارید نماز پرتوی اعمال شود*معنی عشقِ عمل در همه احوال شود
در مساجد زِ سرِ مکر و ریا پای منِه*که مبادا به سَرَت خشمِ خدا باز شود
روی برتاب زِ ابلیس و به دین عاقل شو*روی برتاب زِ ابلیس و به این عاقل شو
تا که قلب تو به سینه گهری ناب شود...
دُرِ نورانی سینه به بدی تار مکن*بگذار چونکه چو خورشیدِ جهان تاب شود
چون پَیَمبر گفت:این دینِ من آسانترین*پس چرا دین خدا قصه ی دشوار شود؟!
بخشش و عفو خدا بسیار است*توبه کنید باز گردید به نماز
تا که ایجاد شود....
آن مساجد که در آن قلب جوان راهی نیست*بگذارید که بازارِ ریاکار شود
آن مساجد که در آن عشق و جوان راهی نیست*بگذارید که بازارِ ریاکار شود
در تواضع همچو پیغمبر،در تواضع خالص و صدیق باش*در تواضع مبادا کبر بنیاد شود
لا اله الا الله
لا اله الا الله
لا اله الا الله
لا اله الا الله
لا اله الا الله
لا اله الا الله
محمدالرسول الله
بلبل اندر شاخسار گل هویدا میشود*زاغ با صد شرمساری از گلستان میرود
بلبل اندر شاخسار گل هویدا میشود*زاغ با صد شرمساری از گلستان میرود
دوستان عزیز لازم به ذکر است که این قطعه هنوز به بازار عرضه نشده است و جز کارهای معنوی ناصریاست.
برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع( متن ترانه های ناصر عبداللهی ) بر روی همین لینک کلیک کنید
هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟
باغ آئینه از حضرت استاد احمد شاملو
در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
از این زنجیریان، یک تن، زنش را در تب تاریک بهتانی به ضرب دشنه ای کشته است .
از این مردان، یکی، در ظهر تابستان سوزان، نان فرزندان خود را، بر سر برزن، به خون نان فروش سخت دندان گرد آغشته است .
از اینان، چند کس، در خلوت یک روز باران ریز، بر راه ربا خواری نشسته اند کسانی، در سکوت کوچه، از دیوار کوتاهی به روی بام جسته اندکسانی، نیم شب، در گورهای تازه، دندان طلای مردگان را شکسته اند.
من اما هیچ کس را در شبی تاریک و طوفانی نکشته ام من اما راه بر مردی ربا خواری نبسته ام من اما نیمه های شب
ز بامی بر سر بامی نجسته ام .
در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر …
در این زنجیریان هستند مردانی که مردار زنان را دوست می دارند .
در این زنجیریان هستند مردانی که در رویایشان هر شب زنی در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد .
من اما در زنان چیزی نمی یابم – گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش-من اما در دل کهسار رویاهای خود، جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی که رویند و می پوسند و می خشکند و می ریزند، با چیز ندارم گوش .
مرا اگر خود نبود این بند، شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان، می گذشتم از تراز خاک سرد پست …
جرم این است !
جرم این است !
*
این شعر حضرت استاد شاملو رو اینجا تقدیم می کنم به گندم. من هم وقتی اون برخورد رو با گندم دیدم شوکه شدم مانند زمانی با مردمی که به خیابانها ریخته و حقشان مدنیتشان را می خواهند دیدم.
این شعر تقدیمی است به آزاد اندیشان و به تمام کسانی که می فهمند و نگرانند و می دانند ما پیروزیم چون حق با ماست و آن لا مذهب ها که تو را و مردمشان را می چزانند و می کشند بنام دین و لجن مالتان می کنند و بعد با افتخار از سیمای مزدورشان هم پخش می کنند... که جرم این است...
این رو فراموش نکن: الملک یبقی مع الکفر و لا یبفی مع الظلم.
و به قول علی شریعتی: چقدر نشنیدن ها نشناختن ها و نفهمیدن ها به این مردم خوشبختی بخشیده است...
غم را کنار بگذار و بایست و بدان به قول ماکس: اگر بخواهی در راه بایستی به هر سگی که پارس میکند سنگ پرتاب کنی هیچ گاه به مقصد نمی رسی.
موفق. زیر سایه ایران.علی
سلام رفیق
وبت رو دیدم بدک نیست باید بیشتر بهش برسی بیخیال
با تبادل لینگ موافقی
اگه قابل میدونی منو به اسم
قدرتمند ترین سایت دانلود موزیک ایرانیان
لینگ کن بعد بیا سریع بهم خبر بده تا با چه اسمی لینگت کنم
با سلام خیلی زیبابود و اما حیف که روز به روز هم این بازار زیاد میشود
سلام مینای عزیزم
باز هم دلگیری؟ گل من دنیای ما شده پر از ریا هر کس هر چیزی میخواد بگه ، بذار بگه تو خودت رو بخاطر این حرفای بی پایه و اساس ناراحت نکن مطمئن باش نمیتونن کاری از پیش ببرن خوشحال باش عزیزم که ما همدیگه رو داریم و قلبا" در کنار همیم و هیچوقت هم این حرفا بینمون نیست و عاشق ناصریم تا همیشه. یک سری هم کارشون شده ریاکاری چه میشه کرد دیگه بیخیال عزیزم اصلا نگرانی به دلت راه نده.
ناصریای ما همیشه جاویده .اون کسانی هم که فکر میکنن با انجام این کار پلیدشون ناصرمون رو برای همیشه از خاطرها محو کردند سخت در اشتباهند...
باز هم میگم ناصریای ما زنده و ماندگاره تا ابــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد....
راستی مرسی بخاطر آپ قشنگت نازنینم.
آبجی مینا دوست دارم .
با عرض شرمندگی فکر کردم نوشته مربوط به مینای عزیزه ببخشید به هر حال ممنون از همه
سلام مینای عزیز.
برام جالب بود این شعر و تعجب آور بود برام چون نشنیده بودمش.امیدوارم زودتر این ترانه هم به بازار بیاد .به امید اون روز.
هر چه زمان می گذرد بغض گلوگیر امانمان را بیشتر می گیرد از فقدان آن یار نازنین که مقام و معنایش درک نشد حتی به امروز و در کوچ سرخش و اما حیف که گوش ها و هوش هایی به دور از این صوت و صلایش افتاده است. حیف.
...
سپاس از مینای نازنین
سلام...
وبلاگ هر چه تو را بیاد من بیاورد زیباست آپدیت شد...
حضور ناصریا کتاب ستارگان موسیقی پاپ ایران ...
منتظر حضور همیشگی شما دوست عزیز هستم ...
یا حق ...
با سلام خوشحالم که نوز ناصریا در بین کسایی واقعان دوستشون داره زنده است و هنوز براش اهنگ میخونن
و ناراحتم از اینکه چرا
هیچ کاری نمیکنند برای فاش شدن درست رفتن ناصریا
با تشکر
در مساجد زِ سرِ مکر و ریا پای منِه
که مبادا به سَرَت خشمِ خدا باز شود
خوشحالم از اینکه هنوز هم یاد ناصر در دلهای شما زنده
مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی ببرند
مطمئنی این کار بیرون میاد؟
نه