نازتکه،ترانه ای که از عشق زمینی تغییر و تحول یافت تا به قول خود ناصر آسمانی شود،این ترانه پیش ازاینکه تغییر کند،برای ناز زمینی ای خوانده شد و در مراسم شادی مردم بندرعباس توسط ناصر عبداللهی عزیز و دیگر هنرمندان جنوب استفاده میشد.
یکی از معروفترین کارهای ناصریا در جنوب بود و انصافا از کارهای زیبای اوست.
با تحولات روحی که ناصر پیدا کرد،بار موضوعی اثر نیز توسط ناصر تغییر پیدا کرد و گویا ناصر برای عشق الهی خود که گاهی در زمین هم متجلی میشود خوانده و به قول خودش چرا اصلا به خدا گفته میشه ناز میکنی؟!
دست آخر هم دست خداوند او را به موطن اصلی اش و جهانهایی که به آن تعلق داشت برد تا پاسخ خیلی ها را دهد و به قولش: نازشم خریدار داره دیگه!!
حق هم داشت اینجا برای روح بزرگی چون ناصر قفس بود .
رفت تا کمتر ریاکاران را ببیند،رفت تا کمتر تملق ببیند.
گرچه که او دشمنانش را هم دوست میداشت.
روزی او را بازخواهم شناخت،به این جمله ایمان دارم!
نازتکه
ای عشق تو اینمانُم،از عشق تو بی جانُم
ای مرهمِ دردونُم،جانانه تو نازتکه(1)
***
تُمگفت که دلنوازی،شه زیور و شهنازی
با ما تو مَکُن بازی،جانانَه تو ناز اِتکه
***
نازتکه و نازاِتکه،تو به مه گداز اِتکه
نازاتکه و ناز اِتکه،جانانه تو نازتکه(3)
***
نازتکه و نازاِتکه،تو به مه گداز اِتکه
نازاتکه و ناز اِتکه،تا جان گداز اِتکه
***
تُمگو که دلُم خونن،دیوونه و مجنونن
تُمگو که دلُم خونن،دیوونه و مجنونن
هر لحظه پریشونن،هر لحظه پریشونن..
جانانه تو ناز اتکه،ای جان گداز اتکه(5)
***
نازتکه و نازاِتکه،تو به مه گداز اِتکه
نازاتکه و ناز اِتکه،تا جان گداز اِتکه
***
ای سرور ِ سلطانُم،بین ناله ی پنهانُم
ای دیده ی گریانُم،ای دیده ی گریانُم
از بس که تو نازتکه،تا جان گداز اِتکه
از بس که تو نازتکه،ای جان گداز اِتکه(7)
1-ایمانُم=ایمانَم/ایمان من. بی جانُم=بی جانَم/بی جان هستم. ای مرهم دردونُم=ای مرهم درهایم/ای مرهم دردهای من(اشاره به خداوند و روح الهی). جانانه تو ناز اتکه=جانانه تو ناز کردی/جانانه تو ناز نمودی
2-تمگفت=گفتمت/به تو گفتم
3-تو به مه گداز اتکه=گدازم گردی/تو مرا گداز کردی. تا جان گدازاتکه= تا جان را گداز کردی،تا جان را گداز نمودی
5-تُمگو(تُمگفت) که دلُم خونن=گفتمَت که دلم خون است. دیوونه و مجنونن=دیوانه و مجنون است. هر لحظه پریشونن=هر لحظه پریشان است. ای جان گداز اِتکه= این جان را گداز کردی
7-ای سرور سلطانُم=ای سرور سلطانَم،ای سرور و سلطان من. بین ناله ی پنهانُم=ببین ناله ی پنهانِ من. ای دیده ی گریانُم=این دیده ی گریانَم.
از بس که تو نازتکه= از بس که تو نازکردی. ای جان گدازاتکه= این جان را گداز کردی،این جان را گداز نمودی.
دانلود آهنگ نازتکه ناصرعبداللهی
برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع( دانلودوبرگردان آهنگهای بندرعباسی )بر روی همین لینک کلیک کنید.
هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟
برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید.
و اما در پی برنامه هایی که برای هرچه بهترو کاملتر شدن این وبلاگ در ذهن دارم بخشی را نیز به وبلاگ ناصریای عزیزمان اضافه کردم با عنوان متن ترانه های ناصرعبداللهی که در صورتی که کسی به دنبال متن ترانه های خوانده شده توسط ناصرعبداللهی باشد می تواند آنها را در وبلاگ ناصریا بیابد.
ان شاالله بتوانم به هدفم که داشتن یک دایره المعارف کامل از ناصرعبداللهی کبیر است در دنیای اینترنت برسم.
امیدوارم شما دوستان نیز با نظرات و پیشنهادات و انتقادات خودتان مرا یاری کنید تا هرچه بیشترو بهتر بتوانیم ناصریای عزیز را به دنیا معرفی و بشناسانیم.
به ترتیب شروع خواهم کرد از عشق است که اولین آلبوم ناصر است.
قطعه اول: عشق است (دکلمه باصدای پرویز پرستویی از آلبوم عشق است ناصرعبداللهی)
گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما را
یا نه ویرانه کنی ساختهء دنیا را
گفتم ای عشق چه بر روز تو آمده امروز
که به تشویش سپردی شب عاشقها را
حیف از امروز که بی عشق به شب آمد
ای عشق کاش خورشید تو آغاز کند فردا را
و طعنه ناشنیده با صدای ناصرعبداللهی
این شفق است یا فلق ؟ مغرب و مشرقم بگو
من به کجا رسیده ام ؟ جان دقایقم بگو
آیینه در جواب من باز سکوت می کند
باز مرا چه می شود ای تو حقایقم بگو
جان همه شوق گشته ام طعنه ی ناشنیده را
در همه حال خوب من با تو موافقم بگو
پاک کن از حافظه ات شور غزلهای مرا
شاعر مرده ام بخوان گور علایقم بگو
با من کور و کر ولی واژه به تصویر مکش
منظره های عقل را با من سابقم بگو
من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو
یا به زوال می روم یا به کمال می رسم
یکسره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو
من به کجا رسیده ام ؟ جان دقایقم بگو
اشعار از استاد محمد علی بهمنی
و اما اینم بگم دلم به اندازه مظلومیت نگاه معصوم ناصر گرفته...
نگاهم که کردی دلم پر گرفت
دلم غربت زنگ آخر گرفت
نگاهم که کردی سکوتم شکست
درون دلم عشق گویی نشست
نگاهم که کردی زمان صبر کرد
دل آسمان را پر از ابر کرد
و بعد از نگاه تو باران گرفت
و عشقی درون تنم جان گرفت
نگاهم کن و باز با من بمان
تو حرف دل بی کسم را بخوان
نگاهم کن ای زندگی بخش من
امان از پاییز و امان از چهارشنبه های پاییزی...
برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع( متن ترانه های ناصرعبداللهی )بر روی همین لینک کلیک کنید.
هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟