گپی خودمانی با ناصر عبداللهی همراه با بزرگترین کنسرت سال ۸۳
گفت و شنود ژورنالیستی با ناصر عبداللهی خیلی مشکل است . از این جهت که این هنرمند پرآوازه جنوب(بندرعباسی) موسیقی پاپ کشورمان آنقدر خودمانی و راحت و دوستانه سخن می گوید که من خبرنگار قبل از این که برای نگارش و جمع بندی سوالاتم تمرکز کنم ، محو صفا و صمیمیت شخصی می شوم که تا قبل از این هرگز تصور نمی کردم که شاهد چنین گفتگویی باشم .
برای آنچه که می گوید به اندازه ی یک کتاب دلیل و مدرک و سند دارد و برای سکوتش هم ... و اما ناصر عبداللهی ... ؟
با خبر شدیم که اواخر خردادو اوایل تیر ماه ((ناصریا)) بزرگترین کنسرت دوران هنری اش را در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران اجرا خواهد کرد . بر آن شدیم بر اساس پیش بینی زمانی در تقارن چاپ این گفتگو با اجرای کنسرت عبداللهی این مصاحبه را برایتان به چاپ برسانیم ... گفتنی است بر گزاری کننده ی این کنسرت بزرگ ((موسسه ی فرهنگی هنری راه زندگی)) بوده است .
از این که چند سال پیش جزو اولین نشریاتی بودیم که با ناصر عبداللهی به گفتگو نشستم و در واقع اولین نشریه ای بودیم که میزبان مطبوعاتی خانواده این هنرمند بودیم خوشحالیم ... ولی روند زندگی انسان سرشار از مسیر های هموار و ناهمواری است که به اقتضای دقایق و لحظات ، آدمی در این ره مجبور به گذر است و ...

از کجا آمده ای ؟ آمدنت بهر چه بود ...؟
از بندرعباس ... از محله ی مسجد بلال در محدوده ی تقریبی مرکز این شهر ، در تاریخ 10/10/1349 متولد شدم و اینقدر تاریخ تولدم را با توجه به علاقه ی زیادی که به عدد 10 دارم ، گفته ام که خیلی ها می دانند ... مثل خود شما ، البته بیوگرافی خودم را در مصاحبه ی قبلی و مفصلی که با شما انجام داده بودم گفته بودم .
البته ما در این گفتگو سعی داریم کمی متفاوت تر باشیم ... یعنی محور گفتگو را بر مبنای مسائل خانوادگی قرار ندهیم بلکه بیشتر به دیدگاههای حرفه ای شما بپردازیم ...از این کار شما ممنون و متشکرم شاهدید که هنرمندان از جهاتی مظلوم ترین اقشار جامعه محسوب می شوند ... به خدا قسم شهرت اینقدر هم که خیلی ها فکر می کنند خوب نیست ، من هم مثل شما و بستگانتان زندگی می کنم و قطعا در روند زندگی خودم خوشی ها و بعضا نا مرادی هایی را پشت سر می گذارم ، همانگونه که خیلی از مردم اینگونه اند ولی متاسفانه شایعاتی پشت سر هنرمندان همواره جاری و ساری است که واقعا معلوم نیست از کجا آمده و چه سر منشایی دارد ... مثل خود من که البته می دانم منشا خیلی از شایعات ناروایی که برای من رواج دارد از کیست ولی همه چیز را به خدا و قضاوت مردم واگذار می کنم ...
ناصر عبداللهی کیست ؟یک بنده ی حقیر حضرت دوست که هر چه دارد از اوست ...
ناصر چه دارد و چه ندارد ؟
داشته هایش خیلی چیزهاست ... نعماتی که خداوند به او عطا کرده ، تا امروز سلامت باشد ، خانواده اش و فرزندانش سلامت باشند و با افتخار برای مردم بخواند و برای مردم باشد . اما اگر ((ناصر عبداللهی)) چیزی هم ندارد از آن ناراحت نیست ... تلاش در زندگی لازم و ضروری است ولی تقدیر خدا را نباید فراموش کرد .
و اما ناصر عبداللهی چرا شد ناصریا ؟
در مصاحبه ی قبلی که با شما داشتم فقط ناصر عبداللهی بودم ولی امروز مردم مرا با نام ناصریا نیز می شتاسند و این موضوع به پس از انتشار کاست ((دوستت دارم)) و ترانه ی ناصریا خطاب محکمی برای یاری گری ، در خواست نصرت و رو به همه ی ناصر های جهان است .
نسبت به آلبوم هایتان چه حسی دارید ؟
هر کدام از آن ها حس خاصی از حقیقت دارد از ((عشق است)) گرفته تا ((دوستت دارم)) و ((بوی شرجی)) و این اواخر ((هوای حوا)) ...
گفتید ((هوای حوا)) ... پس از دوستت دارم که با بهنام ابطحی همکاری داشتید ((بوی شرجی)) را منتشر نمودید و دوباره در ((هوای حوا)) با بهنام همکاری کردید ، این رویکرد دوباره به چه دلیلی بود ؟
در رابطه با تفکر خودم نسبت به آلبوم ((بوی شرجی)) بعدا توضیح می دهم ولی اشاره ی خوبی به موضوع همکاری من با بهنام ابطحی کردید . الحق والانصاف باید بگویم که بهنام یکی از برترین های موسیقی کشور در زمینه ی آهنگسازی و تنظیم است و واقعا این افتخاری برای من بود که در دو کاست با بهنام همکاری کردم . همین جمله را من در مصاحبه ی نوروزی به یکی از نشریات گفته بودم و در آن به همکاری موازی با دیگر دوستان نیز اشاره کرده بودم . نگارش و تنظیم غلط این مصاحبه مطلب را به نوعی دیگر تداعی کرده بود به این صورت که من چندان مایل به همکاری با بهنام نیستم ... در صورتی که اصلا چنین چیزی صحت ندارد و کار با فرد بزرگ و توانمندی چون بهنام ابطحی همواره اقتخـار من و شاید خیـل عظیمی از هنرمندان خواننده باشد .
گفتید که درباره ی ((بوی شرجی)) نیز خواهید گفت ...((بوی شرجی)) یکی از آلبوم های مجموعه ی شمیم جنوب برگرفته از اهداف درونی و هدفمندی است که شاید بیان همه ی آن در این مجال نمی گنجد .
ولی خلاصه اش بد نیست ...
اگر قصد تحقیق درباره ی شخصیت های ماندگار موسیقی ، آواز ، شعر و ... داشته باشیم بی شک سر نخی از آن ، از هنرمندان جنوب و خاک پاک جنوب بر می گردد . هنرمندان قابل و توانمندی چون ((ابراهیم منصفی)) متخلص به رامی ، که احساسی ترین اشعار را می سرود و ظریف ترین ملودی ها را با گیتارش خلق می کرد و یا از موسیقی جهان اقتباسی نیکو انجام می داد و صدای دلنواز و مهربانی داشت ، خصوصا هرمزگان و بندرعباس به اقتباس از یکی از آثار استاد منصفی با شعر خوب دوستم محمد رضا طغرل جردی (متخلص به اهورا) آمیخته شده و با شروه خوانی دوست هنرمندم اسحاق احمدی که یقینا بعدها از این جوان در عرصه ی موسیقی بیشتر خواهیم شنید همراه بوده و هر کدام از ملودی های جنوبی ایت کاست مثل ((نازتکه)) که نگاهی عاشقانه به حضرت دوست دارد و جهان خلقت را که شمه ای از حضرت عشق می داند و یا ترانه ی ((غصه)) که ماجرای پایان عشق جوانی را توصیف می کند که با ناامیدی و بی قراری جهان را همچون زندانی می پندارد و ... همه ی ترانه ها اهداف و پیشینه ی معنوی را در بطن خود دارد .
...با همه ی این اوصاف خودتان واقعا و بی رودربایستی ازکدام یک از آلبوم هایتان لذت می برید ؟اگر راستش را بخواهید از شکیل بودن ((عشق است)) ، نشاط ((دوستت دارم)) ، معنویت ((بوی شرجی)) و هیجان ((هوای حوا)) لذت می برم ... ولی با توجه به انرژی ای که از موسیقی معنوی می گیرم شاید به ((بوی شرجی)) نگاه خاصی داشته باشم .
با توجه به وضعیت بازار موسیقی پاپ امروزه ایران ، چرا شما به بازسازی کارهای معنوی دهه ی هفتاد خود اصرار دارید ؟هر انسانی دارای دو زندگی درونی و بیرونی است که به اعتقاد من نشاط درونی آدمی منتج به نشاط بیزونی او می گردد و این مهم میسر نیست جز توکل به حق و توسل به ائمه ی اطهار که بحمداله شرایط در زندگی من به گونه ای رقم خورده که بستر دوباره ای برای انجام و ادامه ی این مهم فراهم گشته است .
یک مقدار به بحث شخصی و شاید خانوادگی بر گردیم ... مشکـلی که نیست ...
زیاد نه ... به هر حال بفرمایید .
این که از زندگی فعلیتان بگویید ، ضمن این که قدم نو رسیده را هم تبریک می گوییم ...بله ، همان طور که می دانید بحمدا... زندگی جدید من توام با شادکامی و آرامش خاصی است . به همراه سه فرزندم نوید ، نازنین و نامی زندگی می کنم و به تازگی هم صاحب دختری شده ام به نام ((نینا)) .
و زندگی قبلی شما...
همسر سابقم درطول زندگی مشترک با من صبر و حلم قابل توجهی را از خود نشان داد و واقعا باید بگویم که جدایی ما ، یک جدایی توام با تفاهم بود ... او خیلی احساس خستگی می کرد و به نظر من این جدایی ، استراحت خاصی را در زندگی به او می بخشید ... در همین اثنا بود که خودش درخواست جدایی کرد و من هم با وجود این که مخالف این موضوع بودم صرفا به دلیل این که می دیدم او واقعا ابراز خستگی می کند سعی کردم که مثل همیشه با او مدارا کنم و دوستش داشته باشم ... به نظر من حساسیت های زیادی که در وجود او نسبت به من رشد کرده بود موجبات این خستگی را فراهم کرد .
خب ، هر جا فکر می کنید بس است ، ما هم نمی نویسیم ! نه البته بدم نمی آید که چیزهایی مطرح شود ... پس از این که جدایی شکل گرفت ، او و بچه هایم با هم زندگی می کردند تا این که ایشان برای جراحی های زیبایی اقدام کرد و پس از آن به بستر آرام و ساکتی نیاز داشت ، فرزندانم را نزد خودم آوردم که از این اتفاق بسیار خرسند و مسرورم ... چون واقعا زندگی بدون فرزندانم بسیار سخت و دشوار است و تلخ ...
یعنی در حال حاضر شما به همراه همسر دومتان و فرزندانتان با یکدیگر در کنار هم زندگی می کنید ؟
بله .
به نظر ما همسر فعلی شما در آغاز زندگی مشترکتان محبت و ایثار زایدالوصفی را از خود نشان داده ...
البته از جدایی ما تا ازدواج مجدد من تقریبا دو سال می گذرد و زمانی که فرزندانم را از همسر سابقم تحویل گرفتم در کنار همسر فعلی ام ، خانم فاطمه فهیمی بودم و صد البته که نظر ایشان برای این اقدام من بسیار مهم بود ، پس از مشورتی بسیار عاقلانه نظر این عزیز بزرگوار را مساعد و بسیار مثبت دیدم که جای تشکر و قدردانی بسیار دارد . واقعا شاید کمتر زنی در دنیا تن به چنین خواسته ی همسرش بدهد ولی مطمئنم این اقدام ایثارگرانه ی ایشان به واسطه ی روح معنوی و باطن قوی و خیرخواهانه اوست . همسرم از خانواده ای بسیار روحانی و معنوی بوده که خانواده ی ایشان همواره بانی امور خیرخواهانه در سطح استان هرمزگان هستند .
کدام یک از فرزندانتان رویکرد بیشتری به هنر دارند ...؟
دخترم نازنین ... فکر می کنم موسیقی را خوب می فهمد و واقعا خوب هم می خواند . اینگونه که پیش می رود آینده ی روشنی در انتظار اوست .
کنسرت های زیادی را در داخل و خارج از کشور اجرا کرده اید . قطعا اگر بخواهیم خاطره ای از هر یک از آن ها بشنویم باید یک کتاب بنویسیم ولی شیرین ترین و تلخ ترین آن ها چه بود ...گروه ناصریا به شکل فعلی از بهمن ماه سال 1379 شکل گرفت . البته قبل از آن کنسرت های من به صورت تکنوازی بود ولی به شکل فعلی از سال 79 تا امروز کنسرت های زیادی را تجربه کرده ام ... اگر بخواهیم از شیرین ترین ها بگویم واقعا کار مشکلی است ولی شاخص ترین آن که همیشه در ذهنم باقی مانده مربوط به کنسرت تایلند است که هنگام خواندن ترانه ((فاطمه بنت نبی)) خانمی تایلندی که نه مسلمان بود و نه فارسی می دانست با این ملودی گریست ! وقتی دلیل گریه او را پرسیدم بی درنگ اشاره به تقدس نامی کرد که در این ترانه وجود دارد و او نامی جز فاطمه زهرا (س) نبود . اگر از تلخ ترین خاطرات نیز بخواهید باید به دورانی اشاره کنم که موقتا خانمی مدیریت برنامه هایم را در دست گرفت و تمام امور و برنامه هایم متاسفانه به شکل نامناسبی برنامه ریزی شد . خوشحالم که امروز دیگر این خانم مدیر برنامه هایم نیست .
اخیرا تعدادی از مردم هنر دوست و خوب بندرعباس نسبت به مصاحبه ای که چندی پیش شما در یکی از نشریات داشتید واکنش منفی نشان دادند ...خودم از دل خودم خبر دارم که مدیون خاک پاک بندرعباس هستم ... مرهون محبت های مردم خونگرم و دلسوز این شهر و ارادتمند همه ی هنرمندانی که نام بندعباس را سرفراز می کنند . خودم هم بین خودم و خدای خودم می دانم که چه چیز را در مصاحبه گفته ام و آن چه که نوشته شده بود کذب محض بود و اقدامات حقوقی را هم در این باره انجام دادم . نه به دلیل این واکنـش ها بلکه به واسطه ی نظر قلبی ام می گویم که من به بندرعباسی بودن خودم افتخار می کنم و تا زمانی که فرصت داشته باشم نام این سرزمین را فریاد می کنم .
و برنامه های آتی ...
در زمینه ی آلبوم شاید به خواست خدا این نعمت نصیب من حقیر شد که بتوانم کاستی با محتوای خاص پاپ معنوی را تولید و عرضه کنم . در زمینه ی کنسرت هم علاوه بر کنسرت های بندرلنگه و همین کنسرت تهران احتمالا پس از ایام فاطمیه به شهرهای تبریز ، رشت ، آبادان و اهواز سفر خواهیم کرد .
ضمن این که دعوتنامه هایی هم از کشورهای آلمان و فرانسه داریم که در حال انجام مذاکرات و عقد تفاهم نامه ی اجرایی هستیم .
در میان هنرمندان بندرعباسی چرا به غیر از شما هنرمندان دیگری قصد حضوری فعال را ندارد؟!اصلا این طور نیست ... تا چندی دیگر شاهد خواهید بود که کار دوست خوبم آقای ((رضا صادقی)) چگونه مورد استقبال واقع خواهد شد . ایشان هم از هنرمندان خوب بندرعباسی هستند . قبل از ایشان هم دوست خوبم ((حسن پیغان)) توانست خودش را به جامعه ی هنری معرفی کند . ضمن این که باید بگویم ((پیروز قدم زنی)) یکی دیگر از هنرمندان بزرگ بندرعباسی است که به زودی کاستنش روانه ی بازار خواهد شد ... هر چند این دوستان تلاش بیشتری نشان دهند موجبات افتخار سرزمین هنرپرور بندرعباسی خواهند بود .
اگر امروز بخواهیم ناصر عبداللهی را با ناصر عبداللهی سال 79 مقایسه کنیم چه تغییراتی را شاهدیم ؟پوستش یه مقدار سفیدتر شده ، قدری موهایش سفیدتر شده البته مایل به نوک مدادی ! ( با خنده ) ولی در کل زندگی عرصه ی کسب تجربه است . اگر ناصر عبداللهی در این سال ها با بی مهری هایی هم مواجه شده حتما تقدیر خدا بوده که او تجربه بیاموزد ولی خدای متعال را شاکرم که هیچگاه نظر لطفش از من برنگشته ...
ناصر با ریش و سبیل زیباتر است یا بدون آن ها ...اگر منظورتان به این چندی پیش است که من نه ریش داشتم و نه سبیل باید بگویم که همه ی آن ها از بد یک حادثه روی داد ... جایی که در حین اصلاح حواسم پرت شد و ... که امروز شما هم برای من دست گرفته اید !
و سخن آخر ...
بت یاد و نام حضرت دوست ، که هر چه داریم از اوست و با قدردانی از شما ای مهربانان که مرا در لحظات پاک و مهربانتان میهمان نمودید تا با این چند سطر از توجه شما به خود ببالم و حضرت عشق را تا ابد سپاسگزار باشم . به زیر سایه ی عشق و معرفت پاینده باشید تا ما ر افتخار این خدمت باقی بمانیم .
منبع : نشریه راه زندگی شماره ی ۱۷۲
با تشکر از دوست خوبم گندم(بانوی شبنم پوش )که این مطلب زا برایم ارسال کرد.
ویرایش عکس از ویدا
برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مراسمها ) بر روی همین لینک کلیک کنید
هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟
برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید.
15 شعبان میلاد با سعادت امام زمان را به شما دوستان و طرفدارن ناصر عزیز تبریک عرض می کنم.
من نمیخواستم این پست رو بنویسم.چون شاید زیاد آدم مذهبی نباشم البته این به این معنی نیست که هیچ چیز رو قبول نداشته باشم.یا ...
اما به اصرار یکی از دوستان این کار رو کردم و امیدوارم از این پس زمانی که یمبوسئنه رو گوش میدید لذت بیشتری ببرید.
ناصر خودش این آهنگ رو خیلی دوست داشت و از نظر من حقیر هم یکی از بهترین آهنگهای ساخته شده و تنظیم شده توسط ناصر همین کاره.
تنظیم آهنگ بی نظیر ریتم ترکیبی و زیبا حال و هوای موسیقی بندرعباسی و در جاهایی رد پای موسیقی آفریقا ولیوا هم در این آهنگ به چشم میخوره.البته یمبوسئنه کار استاد علی حبیب زاده(علی خان)است. فکر میکنم حدود 30 سال پیش اجرا شد.اما خیلی عوض شده. هم موضوع شعری آن و هم تنظیم آهنگ.
از کارهای استاد حبیب زاده احتمالا شما آهنگ"پاینده ایران" با اجرای ضعیف محمود جهان رو شندید.البته جهان اسمی از آهنگساز و خواننده اصلی این آهنگ نمیبره!!!.بگذریم از تاراج موسیقی هرمزگان بدست اینوریها و آنوریها.
و اما یمبوسئنه.
یمبوسئنه شعریه که ناصر اون را به ساحت مقدس کسی تقدیم کرد که در تمام ادیان و مذاهب منتظر ظهور اون هستن تا شر ظلم و فساد رو از جای جای جهان پاک کنه.
این فرد در ادیان مختلف به اسامی مختلف از او یاد شده سوشیانس.منصور.مسیح و.. غیر از مسلمانان دیگر ادیان نیز معتقد به ظهور یک منجی اند.
قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا
حق آمد و باطل نابود گردید.یقینا باطل نابود شدنی است
یمبوسئنه
بدو بخون که یار اتا یمبوسئنه بیا بخوان که یار می آید
همو شهسوار اتا یمبوسئنه آن شهسوار خواهد آمد
درد ا جونت در ابو یمبوسئنه درد و رنج از جان و وجودت برون میرود
نغمه ی بهار اتا یمبوسئنه نغمه ی بهار می آید
مایما هله یمبوسئنه
مایما هله ما یمبوسئنه
مایما مایما هله یمبوسئنه
همه جا امن و امون یمبوسئنه همه جا امن و امان خواهد شد
شو توا هر جا بمون یمبوسئنه شب را هرکجا بخواهی میتوانی سپری کنی
راهو پاک و مطمئن یمبوسئنه همه جا پاک و مطمئن میشود
حرف هیچکس نی گرون! یمبوسئنه و حرف هیچکس دیگر گران وسنگین نیست!
مایما هله یمبوسئنه
مایما هله ما یمبوسئنه
مایما هله یمبوسئنه
مایما مایما هله یمبوسئنه
هویلا.هویلا هویلا به شر شیطون هویلا/ هویلا توضیح دارد۱
هویلا هویلا هویلا به چاه و زندون! هویلا/هویلا
او که بیاد بها اتا یمبوسئنه او که بیاید بهار می آید
گرگ وا میش کنار اتا یمبوسئنه گرگ و میش باهم کنار خواهند آمد
کینه از سینه جدا یمبوسئنه کینه از سینه جدا میشود
مهر اتا وفا اتا یمبوسئنه مهر می آید وفا می آید
مایما هله یمبوسئنه
مایما مایما هله یمبوسئنه
همه ممنون خدا یمبوسئنه همه ممنون خداوندند
دل پر از شکر وثنا یمبوسئنه و دل پر از شکر و ثنای اوست
دور شیطون سر ابو یمبوسئنه دوره شیطان به سر میرسد
اگذرت دور بلا یمبوسئنه و دوره بلا به سر خواهد آمد
مایما هله یمبوسئنه
مایما مایما هله یمبوسئنه...
۱: هرچه فکر کردم واژه ای معادل هویلا در فارسی نیافتم.بنا بر این معنی کردن این بیت با خود شما!.االبته دوستی گفت هویلا به معنی هو کردن در زبان فارسی است. به هر حال هویلا هویلا به شر شیطان در هر لباسی و هر ظاهری. و هویلا هویلا هویلا به چاه ها و زندانها در هر جایی.
وهویلا به آنهایی که هرچه کردند ناصر محو شود نشد!!!
مرتبط با موضوع:
اصلاحیه هرمزگانی دات نت و عدم پاسخگویی وب ناصریا
http://www.hormozgani.net/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=275#2787
هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟