. WWW.NASSERIA.NET

|abdollahi >>> ناصریا <<< nasser|

. WWW.NASSERIA.NET

|abdollahi >>> ناصریا <<< nasser|

آیا این بود منش ناصر؟

موضوعی که مدتهاست فکرمرا مشغول کرده این است  که چرا خیلی از دوستداران ناصر فکر می کنند برای اینکه بتوانند راه ناصررا ادامه دهندباید بخوانند!

گمان می کنند برای ناصر بودن باید خواننده شد! اما فکر نمی کنند که چطور سعی کنند اخلاق و ایمان ناصر را  داشته باشند.

اگر خواننده بودن یا هنرمند بودن تنها راه ادامه دادن راه ناصر باشد پس این همه خواننده و هنرمند همه مثل ناصرهستند؟

خوب که فکر می کنم می بینم که خیلی ها هستند و بودند که موقعیت اجتماعی و مردمی بالایی داشتند اما خیلی کم هستند کسانی مثل ناصر که این همه دل بیتاب هنوزهم به  دنبال یک لبخند ش آواره ترین هستند!

انسانهای خوب را  تا که هستند کمتر متوجه حضورشان می شویم و انرژی مثبت بودنشان راکمتر حس می کنیم اما وقتی می روند و این انرژی قطع می شود  تازه می فهمیم که چقدر انرژی مثبت به ما هدیه می کردند و ما نمی فهمیدیم.

ناصر مردی بود که با وجود غمهای بسیار و غصه های فراوان در نهایت مشکلات و نا کامیها لبخند به لب می آورد و با خنده ها و شوخیهایش به دیگران انرژی می داد.

مگر زمانی که زنده بود کم به او  تهمت زدند کم برایش حرف در آوردند کم چوب لای چرخش گذاشتند کم برایش پاپوش درست کردند؟

چه بی احترامیها چه نامردیها که در حقش نکردند چه خنجرها که از پشت سر به او نزدند.

ناصریا تو که تا حالا غمت دیده از هیچ کس خوشی نتدیده از همه کس بدت دیده

ناصریا از نارو سینت دریده ...(۱)

مگر اینها کلام خود او نیست؟

اما او چه کرد؟

با فحش و ناسزا و بد و بیراه گفتن جواب آنها را داد؟ با جنجالهای مطبوعاتی با آنها برخورد کرد؟

او حتی با دشمنانش هم مدارا می کرد و با مهربانی و گذشت برخورد می کرد و اگر در سیاورشن خوانده باشید می گفت این بدیها و نامهربانیها هم از روی مهر و علاقه است!از روی محبت است (اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی)

اگر اینچنین نبود آیا اورا اینقدر دوست می داشتیم؟

یا نه او هم چون خیلیها بعد از مدت کوتاهی از یاد می رفت و...

پس چطور نام دوستدار ناصر را به روی خود می گذاریم و به یکدیگر توهین می کنیم تهمت می زنیم یکدیگر را آزار می دهیم؟

امروز سری به وبلاگ اسحاق احمدی زدم و آنجا با کامنتهایی برخورد کردم که واقعا دلم را شکست و خستگی با تمام قدرتش در وجودم نفوذ کرد.

چرا حتی خود ما به هم نامهربانی می کنیم؟

چرا به جای اینکه فکر کنیم چطور می توانیم مهربانی ناصر را داشته باشیم گذشت ناصر را پاکی و وارستگی ناصرخاکی بودن و خالی از غرور بودنش را ایمانش را عشقش را ...

فکر می کنیم باید بخوانیم !

نه ناصر به خاطر خواندنش جاودانه نشد ناصر به خاطر وجودش به خاطر احساسی که با صدایش به دیگران منتقل کرد زنده ماند .

به خاطر احساس معنوی آوایش .

به قول خودش:

هر که طالب صدامن تو صدام دنبال تون*هرکی صدای من و دوست داره تو صدام دنبال تو می گرده خدا*     

  بی تو از صدا شواتن دنبال وصال تون * بی تو از صدام جدا می شه دنبال وصال توست خدا*

آیا خدا راضیست ما دل بنده هایش را بشکنیم؟ آیا ناصر راضیست ما به عنوان دوستدارناصر! به یکدیگر بدی کنیم بی احترامی کنیم توهین کنیم؟

آیا این بود منش ناصر؟

این بود؟


 برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مطالب نوشته شده توسط گل مینا ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

 

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

  

 

برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید. 

 

مصاحبه با ناصر عبداللهی شهریور۸۵

منبع : مجله ی کانون خانواده

این مصاحبه دقیقا مربوط می شه به دو ماه قبل از به کما رفتن ناصریا و سه ماه قبل از... نیمه ی دوم شهریور ماه سال 1385

مصاحبه با ناصر عبداللهی (هنرمند آهن فروش نیست) 

 اسمش با ترانه ی معروف ناصریا شهره ی عام و خاص شد . اصالتش به شهرهای جنوب کشور بر می گردد و صدایش همچون مردم جنوب اصالت و گرمی لهجه ی آن ها را دارد .

وی در سال 1349 در بندرعباس متولد شد . آلبوم هایی نظیر عشق است ، دوستت دارم ، بوی شرجی و هوای حوا را تا کنون از این هنرمند شنیده ایم . اخیرا هم زمزمه هایی است که وی می خواهد با بنیامین بهادری یک اثر موسیقیایی (ماندگار)را منتشر کند . با وی گپی زده ایم که آن را می خوانید : 

 از آلبوم جدید خود بگویید . 

 این آلبوم مراحل پایانی ضبط خود را سپری می کند که توسط موسسه ی فرهنگی – هنری آوای نکیسا تهیه شده است . 

 شنیده ایم که در این اثر با بنیامین بهادری همکار هستید  

آهنگسازان و تنظیم کنندگانی چون مهرداد نصرتی ، ئکتر محمد رضا چراغعلی ، بنیامین بهادری ، نیما وارسته ، بهنام ابطحی و خود من برای این آلبوم آهنگسازی کرده ایم . 

 از فضا و اسم این آلبوم بگویید . 

 هنوز اسمی برای این آلبوم بر نگزیده ام . اما فضای آن انرژیک و تند است و کمی با فضای دیگر آلبوم ها متفاوت می باشد .  

برایمان کمی از فضای اجراهای زنده ی موسیقی پاپ و شرایط برگزاری آن ها صحبت کنید . 

 در پشت صحنه ی کنسرت ها آشفته بازاری وجود دارد . به ویژه زمانی که کنسرت ها تمام می شود . در رابطه با کنسرت های من تا دلتان بخواهد چک های برگشتی فراوانی دیده می شود . بی اغراق نیست اگر بگوییم از هر 10 برنامه ، چک های دستمزد 5 برنامه هرگز وصول نمی شود !!! 

 این حقیقتی است که مردم از آن بی اطلاعند . از چگونگی شکل گیری ترانه ی ناصریا برای خوانندگان بگویید .  

این ترانه یک نوع اندیشه ی فرهنگی است . این موسیقی بر آمده از فرهنگ موسیقی جنوب و خطه ی هرمزگان است . در ایران کسی نمی داند که این نوع موسیقی دارای چه ریشه هایی است و از چند گوشه تشکیل شده و به همین خاطر هنگامی که ما آن را اجرا می کنیم ، تهمت می زنند که این موسیقی فلان کشور است و ما مرتکب سرقت شده ایم . 

 

با توجه به این که اهل بندرعباس هستید ، فضای موسیقی این شهرستان چگونه است ؟  

بندرعباس در آن سال ها پر بود از آلبوم هایی که از کشور های خارجی می آمد و اغلب آن ها فاقد کیفیت بود . زمانی که به خانه های دوستان و آشنایان می رفتم ، شاهد بودم که در و دیوار خانه های آن ها به دلیل عدم تولیدات داخلی ، از عکس خواننده های خارجی چون مایکل جکسون ، جرح مایکل پر شده بود . 

 پس به نوعی حس مسئولیت پذیری شما را وارد عرصه ی موسیقی کرد ؟ 

 بله ، همیشه پیش خودم فکر می کردم که ما باید برای جوانان ایرانی الگو های سالم وطنی ایجاد کنیم تا آن ها هنرمندان خارجی را الگوی خود قرار ندهند . به فکر افتادم و دیدم به عنوان یک ایرانی وطن پرست باید زمینه ای را فراهم کنیم تا بتوانیم بر بستر آن ، هنر متعهد را عرضه نماییم . برای نیل به این هدف ، بهترین راه فعالیت در عرصه ی موسیقی و تئاتر بود . ابن ها هنرهایی بودند که به بهترین نحو می توانستیم از آن ها استفاده کنیم . البته از طریق سینما و تلویزیون هم می شد این حرف ها را انعکاس داد ، به خصوص تلویزیون که نفوذ بسیاری دارد . من در آن زمان سعی خودم را کردم که از تلویزیون شروع کنم ، اما متاسفانه با من همکاری نشد .  

چرا ؟ 

 شاید به این دلیل که درست مرا نمی شناختند !!! 

 بعضی معتقدند کاست عشق است کار چندان خوبی نبود .  

چنین عقیده ای ندارم . من ملودی های این آلبوم را برای فضای بسته ی سال های 75-74 ساختم . اما از سال 1375 فضا عوض شد و کاست دوستت دارم که من با آن به مردم معرفی شدم با استقبال بیشتری مواجه شد . 

 درباره ی عوض شدن این فضا کمی برایمان توضیح دهید . 

 این اثر فضا و حس مردمی اش بیشتر از کاست قبلی بود . دوستان نباید فضای مردمی را با فضای بازاری یکی بپندارند . در این کار ، شعر ها حرف دل جوان ها را بیان می کرد . 

 دلیل فروش بالای دوستت دارم را چه می دانید ؟ 

 شبکه ی سه سیما در هفتمین سال تولدش مرا معرفی کرد و در جشن خودشان ترانه ی ناصریا را پخش کردند و برخی دیگر از ترانه ها را . این کار به لانسه کردن من خیلی کمک کرد . 

 یک هنرمند تا چه حد باید تعهد اخلاقی را سرلوحه ی کار های خود قرار دهد ؟ 

 کسی که می خواهد موسیقی کار کند ، شخصیتش هم باید شخصیت درستی باشد . از کوزه همان برون تراود که در اوست ! پس اگر سواد داریم ، اگر خواننده ی خوبی هستیم ، اگر آهنگساز و تنظیم کننده ی خوبی هستیم ، باید در سایه ی تعهد اخلاقی این کار را انجام بدهیم ، چون اگر غیر از این باشد ، نمی تواند کار و اثر ماندگاری را ارائه کرد . 

 یک اثر چگونه ماندگار می شود ؟  

همان تعهد اخلاقی ، یک حرکت فرهنگی همچون موسیقی ، ادبیات ، نقاشی و تئاتر اگر در سایه ی تعهد انجام نشود ، در مدت کوتاهی از بین خواهد رفت .  

فکر نمی کنید کسی از ماندگار شدن بدش نمی آید ؟ پس چرا کمتر شاهد آثار ماندگار هستیم ؟  

من فکر می کنم همه ی خواننده ها ، آهنگسازها و هنرمندان دوست دارند بمانند و ماندگار شوند . من احساس می کنم تعدادی از هنرمندان این موضوع را درک نکرده اند و موسیقی را نشناخته اند . چون اصولا کارهای فرهنگی نیاز به زمان دارند و موسیقی هم که بخشی از حرکت فرهنگی است ، از این قاعده مستثنی نیست . این گونه افراد کارهای مقطعی انجام می دهند و به نظر من یک کار مقطعی ارزش ندارد . 

 نظرتان درباره ی موسیقی پاپ که امروزه در جامعه ما رایج است ، چیست ؟  

موسیقی که امروزه راواج یافته ، بیش از آن که موسیقی برای موسیقی باشد ، موسیقی برای پر کردن جیب بعضی هاست . ما به موسیقی شاد احتیاج داریم ، چرا که این موسیقی نیازمند زمانه است . ما نوعی موسیقی را به عنوان مبارزه با موسیقی پاپ لس آنجلسی لازم داریم ، اما باید حدش مشخص باشد . 

 پس به نوعی شما موسیقی پاپ رایج را نفی می کنید ؟ 

 نه ، من موسیقی را نفی نمی کنم . اگر ما بخواهیم یک جسم سنگین را برداریم با یک دست قادر به انجام این کار نیستیم . حرف من این است که باید به کلیه ی سبک های موسیقی پرداخت . موسیقی کوچه بازاری ، سنتی ، کلاسیک و پاپ اعضای یک مجموعه و جدایی ناپذیز هستند . ما باید در این زمینه یک رویکرد کلی داشته باشیم تا بتوانیم معضلات را بشناسیم و از سر راه برداریم . 

 والان فضا را اینگونه نمی بینید ؟  

با این شرایط امروزی به سوی بی محتوایی و هجو گرایی قدم بر می داریم . در صورتی که شعار و هدف اصلی ما مقابله با ابتذال و هجو گرایی است . 

 مقصران چه کسانی هستند ؟  

به طور مستقیم نمی توانیم به هنرمند ، آهنگساز ، تنظیم کننده و... خرده بگیریم . اما هنرمندان ما در سایه ی فعالیت تهیه کننده ها می توانند به کار و فعالیت بپردازند ، چون از خودشان پول و سرمایه ای ندارند . البته به جز عده ی معدودی که پولدارند . الان در اجتماع ما نوعی فقر مادی وجود دارد  .

 برای شرایط فعلی چه پیشنهادی دارید ؟ 

 از جوانان این مرز و بوم دعوت می کنم که خودشان سرمایه گذار کارهای هنری خود باشند ، کسی که با موسیقی زاییده شده ، هنرمند است ، نانوا ، خیاط و آهن فروش نیست .  


با تشکر از دوست خوبم بانوی شبنم پوش که این مطلب را برایم ارسال کرد 

 

 

 

برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مصاحبه با ناصرعبداللهی  ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

 

 

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

  

 

 

 

برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید.