X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

خلاصه ای از مصاحبه های ناصر عبداللهی

 خلاصه ای از مصاحبه های ناصر عبداللهی

گردآوری از: محسن-اهواز    

مقدمه:


همه دوستانی عزیزی که تا به حال مطالبی که در وبلاگ ناصریا گذاشته شده را دیده ودنبال کرده اند حتماً حرفها ومصاحبه هایی که ناصریای عزیزمان در نشریات ومجله های مختلف انجام داده را،خوانده اند. حرفها وصحبت هایی که ناصر درعمرکوتاه خود با دوستداران و علاقه مندانش در بسیاری از نشریات مختلف داشته است ومن دراین پست آنها را درقالب گلچین جمع آوری کرده و در اختیار دوستان خوب ناصریایی قرار داده ام تا باز مروری کرده باشیم بر سخنان و گفته های این مرد همیشه جاوید وبار دیگر بخوانیم و بدانیم هنر ناصر عبداللهی را و آن نگاه خاص ومتفاوتی که به دنیای موسیقی و خوانندگی داشته است و می دانم که برایمان تکراری نخواهند بود،چرا که حرف های او همراه زیبا و شنیدنی بوده و از یادمان نخواهند رفت. ناصر دراینجا، از شعر و ترانه برایمان می گوید، از موسیقی پاپ، از ماندگار شدن،از عشق و عرفان ومعنویت،... و من نیز قصدم بر این بوده که به جای پرداختن به زندگی خصوصی ناصر عبداللهی، بیشتر مباحث فوق را در این گفتگو قرار دهم.  

اما نکته ای که دراین گفتگو ها کاملاً پیداست صداقت و سادگی وشیوایی کلامی است که درصحبت های او بسیار دیده می شود. 

ناصرعبداللهی در دی ماه 1349دربندرعباس به دنیا آمد...

بی شک بسیاری از ما بیوگرافی ناصریا را بارها شنیده و درجاهای مختلف خوانده ایم،اما این بار به جای بیوگرافی وقبل از خواندن صحبت های ناصرعزیز اگر بخواهم اندکی ازشخصیت والای این بزرگوار از نگاه دیگران سخن بگویم باید اشاره کنم به اینکه : «ناصرعبداللهی ازجمله چهره هایی بود که اگر کمی انصاف به خرج دهیم،قضاوتی منصفانه، بی همتا بودنش را ثابت می کند. چهره ای که با جذابیت، محبت وبی ریایی درمدت زمانی کوتاه وباور نکردنی به آن چنان جایگاهی دست یافت که شاید برای خود او نیز دورازانتظار بود.»

                                                                                سمانه رضایی  

گرما،تأثیرگذاری وخواص بودن جنس صدای ناصرباعث می شد وقتی ترانه ای را می خواند احساسات درونی اش را درقالب کلامی عاشقانه دریافت کنیم. این موهبتی بود که خدا دروجود او نهاده بود.دربیشتر اوقات درکالبد خود نمی گنجید چرا که درون بی قراری داشت.درواقع می توان گفت روح او بسی بزرگترازجسمش بود.او دوستانش را صرفاً برای کار ودروقت گرفتاری نمی خواست بلکه برای خودشان دوست می داشت. برای غصه واندوه مردم اهمیت قائل می شد ومن فکر می کنم این ارزش گذاشتن براحساسات مردم هنربزرگی است که او آن را در طول عمرش آموخته بود.در کل ناصرعبداللهی آدم بزرگی بود با آرزوهای کوچک...

                                                                            افشین سیاهپوش

 

 

ازدلایل موفقیت ناصر،چهره جذاب ومعنویتی بود که در ورای آن وجود داشت.دلیل دیگر،فضای آثار اوبود که ماهیت معنوی داشتند ومطلب سوم شخصیت ساده وبی ریای ناصرعبداللهی بود.ناصرهمیشه با مردم بود ودرمدت زمانی که درتهران بیشتر یکدیگر را می دیدیم،بارها پس ازخروج از دفترکار مشاهده می کردیم که با چند نفر غریبه دردفترکار حاضر می شود. وقتی از علت حضور افراد سوال می کردیم تنها جوابی که می داد، علاقه مندی آنان برای شنیدن آثارش را ذکر می کرد. روحیه عجیبی داشت وکودک درونش همچنان زنده بود وازاین حیث انسان فوق العاده ای محسوب می شد. اعتقادات خاصی داشت،ازجمله اینکه معتقد بود باید کاری کند که نسل جوان را تحت تأثیر قرار داده وحرف وهدفش همیشه معین بود. او شهرتش را برای گزینش های معنویش بکار می بست.

                                                                                                جواد مباشری 

من ازنظراعتقادی واقعاً به ناصر مدیونم. روزی برای من تعریف کرد که می خواسته به لس آنجلس برود و همه چیز برای این سفر آماده بود،اما درمیان این تدارک دیدن ها چند شب خوابی می بیند که منجر به بازگشت او می شود و ساخت قطعه زیبا وپرنفوذ «یا فاطمه». وقتی با من از ائمه اطهار حرف می زد،وقتی ازدنیا وآدم هایش می گفت،سحری درکلامش بود که مسخ ام می کرد. نگاهش به این مسائل چنان عمیق و جان دار بود که نمی توانستی باورکنی.

                                                                                        مهرداد نصرتی

و رضا کریمی می گوید:

" ناصریا " در مکتب اندیشه سازان به بیان وقایعی می پردازد که هنر را بر گرفته از انوار آسمانی معرفی کرده و بدین سان هیچ حق مالکیت و تصاحبی برایش قایل نیست . بر این باور نادر است که غرور ، کبر ، خود بینی و فخر ، رنگ می بازد و جای خود را به اهرم های توانمندی چون تواضع ، خویشتن داری ، مردم داری و سلوک می دهد .  توکل " ناصریا " به خداوند متعال از مطالعات و تحقیقات مستمر وی در رابطه با مسائل معنوی و آمیختگی آن با هنر ناشی می شود . اصرار او به تلفیق هدایت جوانان از طریق جاذبه های هنری ، عملا مجالس کنسرت و اجراهای موسیقی اش را از تجملات پر زرق و برق رایج ، به محفل شنود جملاتی معنوی تبدیل کرده بود و هر چند در این مسیر موانع و اعتراضاتی را نیز در پیش رو می دید ، ولی هرگز راضی نشد تا برنامه هایش صرفا " موسیقی " باشد . درایت و تسلط " ناصریا " در روی صحنه که بی شک تا به امروز از نوادر تاریخ هنر موسیقی ایران شمرده می شود ، نشانگر به همراه داشتن نیرویی خاص در هنگام حضورش بود . برای " ناصریا " شکستن منیت و خودخواهی و ستیز با غرور ، بیش از هزاران مراسم تکریم و کف و دست و شور و احترام و ... ارزش داشت ...

                                                                                       رضا کریمی

   

و حال می خوانیم گفتگو ها و صحبت های ناصر عبداللهی عزیز را :

 

◄ آشنایی شما با موسیقی از کجا شروع شد و راهنمایتان در این کار که بود ؟

 عبداللهی: من اصلا کلاس گیتار نرفتم بلکه مثل بیشتر بچه های شهرستان

" گوشی و چشمی " گیتار زدن را یاد گرفتم . گیتار بیشتر برای خلوت و جمع ها استفاده می شد . گیتار را بر می داشتیم و سر کوچه می نشستیم . بعد پسر ها و دختر همسایه و اهالی محل می آمدند و می نشستند . هر کس می آمد و چند تا آهنگ را که خودش ساخته بود می خواند با هم می زدیم و می خواندیم . بعد از مدتی بین چندین خواننده ای که در محله ما بودند ( 18 ، 19 خواننده داشتیم ) اسم در کردم بعد توسط دوستانم تشویق شدم و کارم را ادامه دادم .

 

◄ موسیقی را از کی شروع کردی و چگونه؟

 از دوران نوجوانی و با تدریس برادر بزرگترم. از سن 13 سالگی خواندن را شروع کردم. گذشت تا سال 1374. البته قبل از آن فعالیت های زیادی در امور فرهنگی استان داشتم. در سال در سال 74 با برنامه صبح به خیر ایران در تلویزیون به مردم معرفی شدم. با آهنگ های ابوالفضل و فاطمه بنت نبی.

اولین آلبوم، آلبوم حقیقت نام دارد که ترانه بهار بهار را من خوانده بودم که این آلبوم کاری بود مشترک با 7-6 نفر از خواننده های همکار و عزیزم.

 
◄ الگوی هنری داشتی یا قبل از این که خوانندگی را به طور رسمی شروع کنی، طرفدار صدای خاصی بودی؟

 به طور صد در صد هیچ کدام از آنها نبوده، بلکه همیشه سعی کردم توانمندی ها و تاکتیک های فنی هر یک از افرادی که می توانستند به نحوی به بهترین شکل آن را به اجرا برسانند را تمرین کنم، ولی خوب نمی شود بندرعباسی بود و از مرحوم ابراهیم منصفی نگفت. مردی که می توان او را سنبل ملودی های ماندگار و تاٌثیر گذار قلمداد کرد. همیشه سعی کرده ام و می کنم در فعالیت های هنری ام، یاد و نامی از او داشته باشم.

 

◄ چطور شد که خواننده شدید ؟

از آشنایی با همسرم و ایجاد یک ارتباط قلبی و عشق و احساس وابستگی عاطفی باعث آن شد که ملودی هایم رنگ و بوی تازه ای به خود بگیرد و شعر تازه ای بگویم وچون آهنگ هایم را با گیتار اجرا می کردم باید که خودم هم می خواندم , نتیجتاً خواندم که خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت و این آغاز من و تولد دوباره من بود .

 

◄ ازچه کسانی تقلید می کردید؟

 فرقی نمی کرد. ازصدای خانم های خواننده گرفته تا خواننده های هندی و عربی و ایرانی و... همه را کاور می کردم و می خواندم.

◄ پس با تقلید از دیگران خواننده شدید؟

  نه انصافا ! قبل از اینکه خواننده بشوم عاشق شدم . به هر حال مگر می شود جوان بود و عاشق نشد. عاشق که شدم نمی خواستم حرف های عاشقانه دل عاشقم را به کسی بگویم.

 

◄ پس با عاشقانه ها چه می کردید؟

عاشقانه هایم را روی کاغذ می نوشتم وبعد آن را می خواندم. با گیتارروی آنها ملودی می ساختم. همین برایم انگیزه شد. البته دراین بین تشویق اطرافیانم بی تاثیر نبود. حتی دوستان خانوادگی هم توانستند در این امر کمکم کنند تا اینکه بالاخره متوجه شدم خواندنم به دل ها می نشیند. در  مهمانی ها و مراسمی که می خواندم خیلی ها با ضبط صوت های کوچکشان صدایم را ضبط  می کردند. من بدون اینکه بخواهم صاحب یک سبک شده بودم چه از نظر ترانه چه از نظر خوانندگی و گیتارزدن و...

 

◄ یعنی فکر می کنید الان صاحب سبک هستید؟

  من خوانندگی را از سال 71 جدی گرفتم واز همان سال سبک معنوی را برای خودم انتخاب کرده و ثبت کردم. تا آن سال ها هم فعالیت  آزاد می کردم و موسیقی جوان معنوی پاپ وجود نداشت. من دوست داشتم که حتی اشعار و ترانه هایم معنوی باشد که درعین حمد و ثنا و راز و نیاز و عبادت بشود با او ارتباط برقرار کرد.

 

◄ منظورتان کیست؟

 منظورم خداست. حتی درارتباط با شعر نیز سعی کردم این حس را حفظ کرده باشم. احساس کردم خیلی از شعرا توی باغ نیستند اما بالاخره آنچه که می خواستم اتفاق افتاد و بالاخره توانستم موفق بشوم.

◄ چرا موسیقی پاپ را انتخاب کردید ؟ 

به علت اینکه در 20 سال اول انقلاب این سبک موسیقی تقریبا محو شد و موسیقی سنتی و اصیل تماماً جای آن را گرفت و از سویی دیگر بازار کاستهای غربی و خارجی در داخل بسیار رونق خوبی داشت و جوانان ما تقریبا صد در صد از موسیقی پاپ خارجی و لس آنجلسی استفاده  می کردند . از این رو تصمیم به ایجاد موسیقی پاپ داخلی گرفتم که هم از محتوای خوب و معنوی برخوردار باشد ( از نظر شعر ) و هم از نظر موسیقی مقبول حال و نشاط جوانان باشد . که بحمدالله می شود گفت موفق هم بوده ام . دست باعث و یاری کننده درد نکند .

◄ موسیقی در مسیر شما قرار گرفت یا انتخابش کردید ؟

 می توان گفت از بچگی موسیقی تاثیر خاصی در روح و روان من می گذاشت . تا این حد که حتی مادر عزیزم می گوید در زمانی که طفلی بیش نبوده ام به موسیقی با توجه کامل گوش می کردم و حتی اگر در حال گریه بودم با موسیقی آرام گرفته ام.

 

◄ از اینکه محبوب و مشهور هستید , چه احساسی دارید ؟ 

احساس می کنم مسئولیت من روز به روز سنگین  و سنگین تر می شود . زیرا اهداف برای من وصل روح آدمی به خداوند متعال است.

آرامش معنوی خواست همه ی سینه هاست . این رسالت سبک موسیقی من است

  

◄ موسیقی پاپ از دیدگاه شما یعنی چی ؟ 

فرم اجرایی از موسیقی که می تواند بیان کننده فرهنگ هر ملیتی باشد و طبیعتاً موسیقی پاپ ما بیان کننده فرهنگ ایرانی است .

 

◄ برای پیشبرد موسیقی پاپ چه توصیه هایی دارید ؟ 

با شناسایی افراد کار آمد و متعهد و حمایت این عزیزان , به نظر می رسد که افق های تازه ای گشوده می گردند و پیشرفت بهتری حاصل خواهد شد . 

 

◄ درباره تلفیق موسیقی پاپ و سنتی چه نظری دارید ؟  

نظر من فوق العاده مساعد است . زیرا از دیدگاه من پاپ خودش صاحب موسیقی خاص نیست ، همیشه در سبک موسیقی پاپ به اقتباس و دستبرد و تلفیق چندین موسیقی فولکلور دست می زنند .

 

◄ نظرتان نسبت به موسیقی محلی جنوب چیست ؟ 

موسیقی جنوب به علت متفق بودن چند سبک موسیقی جهانی دارای  بهترین پارامتر های انرژیک است و این باعث می شود که تاثیر ویژه ای بر روی انسان بگذارد .

 

 ◄ ویژگی های یک اثر ماندگار در موسیقی را در چه می دانید ؟

مانند ضرب المثل " از کوزه همان تراود که در اوست " ، شعر هم از ظرف و کوزه ای انتخاب می شود که دارای ارزش معنوی و اخلاقی باشد و خواننده آن اثر باید اعتقاد و ایمانی نسبی به آنچه که می خواند داشته باشد و انتخاب آهنگ و تنظیم باید با دقت کافی انجام شود . 

 

◄ ویژگی یک آهنگساز خوب چیست ؟

اثری که می سازد و ارائه می دهد ، بیشتر از قلبش بجوشد و کمتر از اقتباس استفاده کرده باشد و نو آوری را در آثارش جزو اولویت ها قرار بدهد و این مساله را در نظر بگیرد که برای چه حنجره ای و چه فکری و چه شعری ، چه آهنگی بسازد .

 

◄ با توجه به این که اهل بندرعباس هستید ، فضای موسیقی این شهرستان چگونه است ؟

بندرعباس در آن سال ها پر بود از آلبوم هایی که از کشور های خارجی می آمد و اغلب آن ها فاقد کیفیت بود . زمانی که به خانه های دوستان و آشنایان می رفتم ، شاهد بودم که در و دیوار خانه های آن ها به دلیل عدم تولیدات داخلی ، از عکس خواننده های خارجی چون مایکل جکسون ، جرح مایکل پر شده بود .

◄ پس به نوعی حس مسئولیت پذیری شما را وارد عرصه ی موسیقی کرد ؟

 بله ، همیشه پیش خودم فکر می کردم که ما باید برای جوانان ایرانی الگو های سالم وطنی ایجاد کنیم تا آن ها هنرمندان خارجی را الگوی خود قرار ندهند . به فکر افتادم و دیدم به عنوان یک ایرانی وطن پرست باید زمینه ای را فراهم کنیم تا بتوانیم بر بستر آن ، هنر متعهد را عرضه نماییم . برای نیل به این هدف ، بهترین راه فعالیت در عرصه ی موسیقی و تئاتر بود . ابن ها هنرهایی بودند که به بهترین نحو می توانستیم از آن ها استفاده کنیم . البته از طریق سینما و تلویزیون هم می شد این حرف ها را انعکاس داد ، به خصوص تلویزیون که نفوذ بسیاری دارد . من در آن زمان سعی خودم را کردم که از تلویزیون شروع کنم ، اما متاسفانه با من همکاری نشد .

◄ چرا ؟

 شاید به این دلیل که درست مرا نمی شناختند !!! 

قسمت دوم

 

◄ یک هنرمند تا چه حد باید تعهد اخلاقی را سرلوحه ی کار های خود قرار دهد ؟

 کسی که می خواهد موسیقی کار کند ، شخصیتش هم باید شخصیت درستی باشد . از کوزه همان برون تراود که در اوست ! پس اگر سواد داریم ، اگر خواننده ی خوبی هستیم ، اگر آهنگساز و تنظیم کننده ی خوبی هستیم ، باید در سایه ی تعهد اخلاقی این کار را انجام بدهیم ، چون اگر غیر از این باشد ، نمی تواند کار و اثر ماندگاری را ارائه کرد .

 

◄  یک اثر چگونه ماندگار می شود ؟

همان تعهد اخلاقی ، یک حرکت فرهنگی همچون موسیقی ، ادبیات ، نقاشی و تئاتر اگر در سایه ی تعهد انجام نشود ، در مدت کوتاهی از بین خواهد رفت .

 

◄ فکر نمی کنید کسی از ماندگار شدن بدش نمی آید ؟ پس چرا کمتر شاهد آثار ماندگار هستیم ؟

من فکر می کنم همه ی خواننده ها ، آهنگسازها و هنرمندان دوست دارند بمانند و ماندگار شوند . من احساس می کنم تعدادی از هنرمندان این موضوع را درک نکرده اند و موسیقی را نشناخته اند . چون اصولا کارهای فرهنگی نیاز به زمان دارند و موسیقی هم که بخشی از حرکت فرهنگی است ، از این قاعده مستثنی نیست . این گونه افراد کارهای مقطعی انجام می دهند و به نظر من یک کار مقطعی ارزش ندارد .

◄ چرا اخیراً در عرصهٔ موسیقی پاپ به غیرازتقلید و تکرار٬ شاهد چیزدیگری نیستیم ؟

شاید این موضوع به دلیلی ارائه نکردن صحیح و مؤثرالگوها از طریق رسانه ها باشد ضمن اینکه باید موسیقی درمقاطع مختلف ازطریق مراجع ذیصلاح بررسی شود تا شاید ازاین طریق تقلیدخوانی به بن بست برسد.

 

◄ عده ای معتقدند حتی خوانندگان پاپ هم وقتی می خواهند در خلوت خود به آرامش معنوی برسند٬ موسیقی سنتی و اصیل ایرانی گوش می کنند آیا این مسئله درمورد شما هم صدق می کند ؟

من بیشتر موسیقی بندری گوش می کنم ولی اگرقرار باشد موسیقی اصیل گوش کنم٬ بله حتماً فخر موسیقی اصیل ایران درجهان استاد محمدرضا شجریان اولویت من است.

 

◄ با کدام یک ازکارها یتان ارتباط بیشتری برقرار کردید ؟

قطعاً قطعه « فاطمه بنت نبی » جزو لاینفک ذهن و خاطر من است. همیشه درحین اجرای این قطعه٬ حالت خاصی به من دست می دهد که ناشی از قداست این قطعه است.

 

◄ چقدر مفهوم شعردر انتخاب اشعارکارهایتان اهمیت دارد ؟

همیشه دوست داشتم اشعار انتخابی ضمن برخورداری از محتوای معنوی و مردمی٬ اشعاری بهاری باشد .

 

◄ درنزد شما اصالت با شعر است یا موسیقی ؟

درکار٬ موسیقی و کلام هردو همسو حرکت می کنند و هردو  باید به طوربرابر پیش بروند

 

◄ در این وانفسا٬ صدای ناصرعبداللهی چه دردی ازجامعه را دوا می کند ؟

دلم می خواهد هرچند هم ناچیز٬ با هرچه که دارم و ندارم به وسیله موسیقی خدمتی درجهت به آرامش رسانیدن روح مخاطبانم انجام داده باشم .

◄ عشق زمینی ٬ عشق آسمانی  از نگاه شما

به نظرم شاعربرای رسیدن به درونش باید عاشق باشد.

 

◄ عشق به چی ؟

به همانجایی که متصل است به چشمه الهی معرفت. اول بارکه شعر گفتم٬ مربوط می شود به زمانی که عشق را تجربه کردم. عشق حسی را دروجودم جاری می ساخت٬ حسی که تبدیل شد به هارمونی کلمات (شعر). به اعتقاد من رسیدن به عشق آسمانی مسیر نمی شود الا با تجربه عشق خالص زمینی .

 

◄ ازنخستین دورهٔ شعرو شاعری ات می توانی شعری را نقل کنی ؟

شعری سروده بودم تحت عنوان «دختربی گناه»٬ شعری با این مضمون: دم صبح که دست نوراز خورشید درازه/ درشکه بی شو تارشگو بره بره/ یه دخت بی گناه از عشقی غافله/ ای دختک تویی/ جااِتَهْ.

دردوره دوم اشعاری دارم مثل «خداوند عیسی»٬ «سمفونی محمد»٬ «راه خدا»٬ «ساعت مهتاب» و....

◄ عشق٬ عشق و بازهم عشق

      (ماوراء الطبیعه)

برای قرار گرفتن درمسیر«عشق الهی» سوای تجربهٔ زمینی٬ دروسی که خداوند مقرر داشته بود را نیز فرا گرفتم. من ازدوران طفولیت همواره به لحاظ مسایل ماوراء الطبیعه قدرت هایی را با وجود احساس می کردم که این تواناییها نخست به صورت خواب های شبانه نمایان شدند و بعد کار تبلورشان به بیداری هم کشید. توامان شدن این حرکت با حسی به نام عبادت و نیاز به خدا مرا به سوی منبعی کشاند که امروز خالق ملودی ها ی موجود درذهن من است. درواقع آنچه می سازم نه از روی علم آهنگسازی٬ بلکه به سبب الهامات درونی و شنیده های روحی من است.

◄ قطعه ناصریا درچه سالی ساخته شد ؟

ملودی این ترانه سال 67 ساخته شد. آن سال من به کنکاشی درمورد ظلم دست زدم٬ ظلمی که دردنیا وجود داشته و دارد. به همین دلیل٬ برای همدردی با مظلومان جهان این کار را ساختم.

◄ مفهوم این شعر ؟

درمتن این شعرمی گویم که اگرکسی قصد دارد تا مظلومان را یاری کند٬ باید سختی های زیادی را متحمل شود و مبارزات بسیاری با نفس خویش داشته باشد. یک چنین کسی ازدید من٬ درنهایت و درسایه پروردگارپیروزخواهد شد.

◄ اصولا شعر های شما حال و هوای عرفانی دارد . عرفان را چطور معنی می کنید ؟

 عرفان راه شناخت هست . انسان با عرفان به شناخت می رسد . شناخت حضرت حق که تمام او در طبیعت می باشد و من سعی  می کنم که در آهنگهایم معنویت را بیشتر پوشش دهم و راه شناخت را به جوانان بیاموزم. 

 

◄ ناصر جان از سر زمین مادریت بگو، از این شروه خوان ها که چرا این همه با سوز میخوانند؟ 


تمام سوز های عالم در هر موزیکی فقط از یک چیز حکایت دارد و آن هم فراق و دوری.مادر بزرگ من  شروه خوان خیلی خوبی بود و با لحن اصیل شروه می خواند و شروه هایش بیشتر جنبه نصیحت داشت ، نصیحت هایی مثل، شما وقتی بزرگ شدی و به جایی رسیدی باید خدا را از یاد نبری ،انسان باشی، همیشه قدر مردم را بدانی،با محبت باشی و همیشه و هر جا به رسولان خدا احترام بگذاری.خیلی از شروه خوان های بندر عباس عمرشان را به من و شما دادند و جوان هایی هستند مثل اسحاق احمدی، مثل رضا صادقی که در کنار اینکه موسیقی پاپ کار می کنند شروه خوانی هم می کنند.

 

◄ از سالهای اول حضورت در تهران اطلاعات دقیقی نداریم . از شرایط آن روزها بگویید.

ناصر: روزهای خیلی سختی بود . من یک اتاق کرایه کردم بودم از یک خانم مسن درمیدان امام حسین . در وضعیت سختی زندگی می کردم . تنها بودم . گاهی مجبور می شدم روی بام خانه بخوابم "..."

◄ از آثار خودت کدام را بیشتر دوست داری؟

ناصر: بوی شرجی .

 ◄ بوی شرجی شاید قوی ترین کار شما باشد . با این حال چرا بوی شرجی در بازار چندان موفق نبود ؟

ناصر: خب به خاطر این که تهیه کنندگی این اثر را من خودم به عهده داشتم و به همین دلیل بوی شرجی از سوی بسیاری از شرکت ها تحریم شد !

◄ درمورداین آلبوم بگویید

((بوی شرجی)) یکی از آلبوم های مجموعه ی شمیم جنوب برگرفته از اهداف درونی و هدفمندی است که شاید بیان همه ی آن در این مجال نمی گنجد .
◄ ولی خلاصه اش بد نیست ...
اگر قصد تحقیق درباره ی شخصیت های ماندگار موسیقی ، آواز ، شعر و ... داشته باشیم بی شک سر نخی از آن ، از هنرمندان جنوب و خاک پاک جنوب بر می گردد . هنرمندان قابل و توانمندی چون ((ابراهیم منصفی)) متخلص به رامی ، که احساسی ترین اشعار را می سرود و ظریف ترین ملودی ها را با گیتارش خلق می کرد و یا از موسیقی جهان اقتباسی نیکو انجام می داد و صدای دلنواز و مهربانی داشت ، خصوصاً هرمزگان و بندرعباس به اقتباس از یکی از آثار استاد منصفی با شعر خوب دوستم محمد رضا طغرل جردی (متخلص به اهورا) آمیخته شده و با شروه خوانی دوست هنرمندم اسحاق احمدی که یقیناً بعدها از این جوان در عرصه ی موسیقی بیشتر خواهیم شنید همراه بوده و هر کدام از ملودی های جنوبی این کاست مثل ((نازتکه)) که نگاهی عاشقانه به حضرت دوست دارد و جهان خلقت را که شمه ای از حضرت عشق می داند و یا ترانه ی ((غصه)) که ماجرای پایان عشق جوانی را توصیف می کند که با ناامیدی و بی قراری جهان را همچون زندانی می پندارد و ... همه ی ترانه ها اهداف و پیشینه ی معنوی را در بطن خود دارد .   

 

◄ بسیاری از آهنگ های شما را بهنام ابطحی تنظیم کرده است آیا این انتخاب دلیل خاصی داشته است ؟

ناصر: بله . بهنام سالها در بندرعباس زندگی کرده و با موسیق هرمزگان هم به خوبی آشناست

◄ اهداف هنری که در بندرعباس دنبال می کنی چیست ؟

ناصر: به فکر ثبت یک موسسه فرهنگی هستم !

◄ و کار موسیقی چه ؟

ناصر: می خواهم مثل قدیم کارهایم را بین مردم پخش کنم . می دانی ؟ اخیرا کار معنوی در موسیقی ممنوع شده است . من خیلی خوشحالم . می دانی چرا ؟ چون از این به بعد کارهایم خلوص بیشتری پیدا می کند . آنها را مثل قدیم [به رایگان] بین مردم پخش می کنم.


من سعی میکنم دیدگاه های احساسی ،فکری و عقلانی را در نظر داشته باشم.   

 

◄ توی کارهایی که میخوانی و انتخاب میکنی چه دیدگاه هایی را در نظر میگیری ؟ 

  من همیشه سعی کردم نصیحت های مادر بزرگم را سرلوحه قرار بدم و شما وقتی که خدا را فراموش نکنی بنده ی خدا را هم فراموش نمی کنی.  

 ◄ چه شاهکاری رو دوست دارید خلق کنید؟ 


اگربتونم کاری رو بسازم که از شنیدن اون هر فردی متوجه حضرت خالق بشه اون شاهکار من میتونه باشه چون دریای ایمان به خدا انسان رو به آرامش و تکامل می رسونه.


◄ یک خاطره از دوران جوانی و خاطره ای دیگر از برخورد با مردم برایمان بگو ...

زندگی یک هنرمند سراسر خاطره است . یک خاطره ای از دوران نو جوانی دارم ، این است که من آن زمانها در زمینه نقاشی هم فعالیت می کردم و همیشه من نفر اول و یک خانم نفر دوم می شدند ، بالاخره پیگیر شدم که چه رازی در این امر نهفته که همیشه من اول و ایشان دوم می شوند ؟ به من گفتند چون فقط شرکت کننده شما دو نفر هستید !
 در زمینه برخورد با مردم هم ، خوب مردم همیشه مرا مورد لطف و عنایت خود قرار دادند ، ولی یک صحنه ای که خیلی برای من جالب بود ، در یکی از کنسرت هایم پسر بچه کوچکی جلوی سن ایستاده بود و به محض اینکه هر آهنگ تمام می شد به من می گفت : ناصر عبداللهی بخون . مادر بچه هی دستش را می کشید تا بچه را ببرد و او دوباره می دوید و جلو می آمد و میگفت : ناصر عبداللهی بخون . من گفتم  : عزیزم من " ناصر عبداللهی " هستم . گفت : می دونم . ناصر عبداللهی بخون . بالاخره فهمیدم آهنگ " ناصریا " را می گوید .

 

کلام آخر:

خدا کنه که بنده خوبی برای خالق مون باشیم، ان شاءالله.

 

این جمله را هم گوشه ای یادداشت کن شاید روزی به درد بخورد.

 

خداوندا توفیقی ده تا برای تو نیکو بنده ای باشم و به عشق تو نائل آیم که سرچشمه ی آرامش و هر آنچیزی است که به دنبال آنم .

 

حرفهای دیگری از ناصریا...

 

شکوه خداوندی ...

●از دیدگاه من " هنر" زیبایی و شکوه خداوند است و من هنر را خدا می دانم که همواره جذاب باقی می ماند . همیشه به خودم و همسرم گفته ام : اگر می خوانم امیدوارم مردم لذت ببرند و افتخار می کنم که برای هموطنانم می خوانم . البته بهتر است به محتوا بیشتر توجه شود . مردم باید هنر و هنرمند را در قالبی سنگین تر احساس کنند و بدانند که خواننده هم مثل خودشان یک انسان معمولی ست و تفاوتی ندارد . فقط خداوند این نعمت را به او داده تا صدای خوبی داشته باشد . من از موهبتی که خداوند به من عطا فرموده در جهت جلب رضایت شما عزیزان به کار می برم و خواهم برد . همان طور که در آلبوم " دوستت دارم " سعی کردم همین کار را انجام دهم و خوشحالم که با استقبال شدیدی ازسوی مخاطبین مواجه شد.

مردم ما هم اکنون به جایی رسیده اند که موزیک خوب را تشخیص می دهند و در این فضا کار کمی مشکل تر شده است .

 

●هر کس بخواهد معادل این طرف مرزی یک خواننده لس آنجلسی باشد و از نسبت دادن نام دیگری به خودش لذت ببرد هرگز نمی تواند به موفقیت برسد . هنرمند موفق کسی است که مولف باشد.

 

● اندیشه من توحیدی است و رفتارم توکلی، به همین دلیل در مقابل هر پیشامدی سر تعظیم فرود آورده و آن را با تمام وجودم می پذیرم .

 

● در موسیقی نمی توان رو به " پاپ صرف " آورد و یک سبک ثابت را ادامه داد . در دنیای امروز کشور ها پر شده اند از آدمهایی با نژادها و سلایق مختلف ، پس باید به سبک های مختلف پرداخت تا بتوان مردم را راضی نگه داشت .

 تمنایی دارم ، درباره شنیده های خود به طور درست و کامل تحقیق نمایید و از جانب شخص ذینفع درباره خبر اطلاع پیدا کنید که اگر زمانی به حمایت یک نفر دل دیگری را شکستید ، آگاهانه عمل کرده باشید

 

● هر کس اهل تاریخچه موسیقی باشد می داند که " ناصریا " عربی است نه اسپانیایی .

 

● عشق است بیشتر به فضای روحی خودم نزدیک است تا دوستت دارم.

● ترانه یا فاطمه بنت نبی را مناسبتی نخوانده ام. این کار«دلی» بود ونتیجه عشق به شخصیت معنوی و والای حضرت فاطمه (س).

 

 ستاره و ممنوعیت

 

●زمانی که ناصر عبداللهی در نظام جمهوری اسلامی  تبدیل به یک ستاره هنری می شود ٬او می خواهد برای اهداف این کشور کار کند و اثری ارائه دهد که بتواند جوانها را به سوی خودش  و موسیقی  مجاز در هنر ایرانی جلب کند . اما هنگامی که کار یک چنین فردی دچار ممنوعیت شده و اجازه ی پخش از رادیو و تلویزیون پیدا نمیکند ٬‌ آن وقت مشکلات و عوارض بسیاری به وجود می آید .ما الان میبینیم هنگامی که پخش کارهای ناصر عبداللهی و دیگر هنرمندان پاپ در تلویزیون و رادیو ممنوع میشود ٬ آنوقت جوان های ما به رسانه هایی

 همچون ماهواره رو ما آورند .و این به نفع اهداف فرهنگی نظام نیست . من به عنوان یک خدمتگذار مردم و نظام٬ فکر میکنم که این نوع حرکت ها را باید تصحیح کرد و باید دلسوزانه تربه اهداف فرهنگی  این مملکت نظر انداخت .

 

به عنوان یک بندرعباسی از بندرعباسی ها می خواهم تا «جنوبی» زندگی کنند. با راستی و به دوراز دوزو کلک. مردم جنوب ازاصالت های خوبی برخوردارند٬ اصالت هایی که پرورش آنها می تواند ختم به راه معنویت شود.

 

منابع :

وبلاگ اختصاصی ناصریا (گل مینا)

ومجلات ونشریه های مختلفی که عبارتند از:

1-هفته نامه تلاش/اسفند79

2-مجله مهدایران/80-81

3-برنامه حوض فیروزه ای

4-کانون خانواده/خرداد80

-5آوای ساوه/تیرماه81

6-بسوی افتخار/اردیبهشت 82

7-هفته نامه آدینه/خرداد82

8-خانواده سبز/سال دوم/شماره سی وچهارم

9-نشریه راه زندگی/83

10-نشریه ترانه ماه/اردیبهشت ماه 84

11-جدول جستجو/اردیبهشت ماه 85

12-کانون خانواده/ شهریور85

13-سیاورشن/مرداد ماه 85

14-هفته نامه تلاش/دی ماه 85

15-موسیقی قرن21/دی ماه 86

16-موسیقی قرن21/آبان وآذر87

17-مجله سینما تأتر/بهمن ماه 88  

   www.nasseria.net 


برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع ( مصاحبه با ناصرعبداللهی ) بر روی همین لینک کلیک کنید.   

  

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟  

نظرات (21)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام.ببخشید این مستند آوای جنوب کی میاد بیرون؟
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 22:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمی دونم والله!
سلام به خواهر گلم!
بازم گل کاشتی دلم هوای حرفای ناصری کرده بود! بدجور!
احساس زیبایی بود موقع خوندن مصاحبه ها!
کاش میشد ناصر زنده بود(جسمی!)
دلم خیلی میگیره این همه خواننده تو برنامه های متنوع شرکت میکنن اما اونی که من عاشق کاراشم...
فکر کنم تونسته باشی dvd جنگ نوروز90 رو ببینی که از ناصر هم توش چند باری یاد میشه...ترانه شو هر چند کم پخش میکنن و خواننده ای(اگه اشتباه نکنم مهدی یغمایی) ترانه (ماه من) رو با گیتار اجرا میکنه خیلی زیباست(همش میگفتم کاش ناصر خودش بود!)
امیدوارم موفق باشی و تندرست خواهر عزیزم...
تا درودی دیگه بدرود...
جاوید ناصریــــــــــــــا
شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 03:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
متاسفانه ندیدم این برنامه رو!
... تا همیشه به یادش خواهیم بود..
روحش شاد و یاد وخاطره اش همیشه گرامی باد.

جاوید ناصریـــــــــــــــــــا
یکشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 23:13
امتیاز: 0 0
سلام .چرا اهنگ وبلاگ روگزاشتید داخل نظرات ؟
دوشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 13:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تنوع!
سایت عالیه حرف نداره باریکلا به شما جوانمردها ودوستداران حقیقی زنده یاد ناصر عبداللهی خیلی خوشحالم که انقدر مردینو با انصافین که برای نگه داشتن و زنده کردن نامش ویادش وخاطره اش سایت به نامش زدین آفرین بر همت بلندتان وقلب پاک ونورانی شما.اگه نظر مرا پسند کردین پیام بدهید به این شماره:09159049949 دوشنبه :12/02/90 برابر با:05/02/2011 ماه می
دوشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 22:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون...
سلام ممنون که خبرم کردید.ممنون.بسیار لذت بردم.
هرچه تورا به یاد بیاورد زیباست...
یاعلی.
سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 00:36
امتیاز: 0 0
اولین و تنها وبلاگ نظرسنجی موسیقی ایرانی برگزار می کند :

نظرسنجی انتخاب ۲۰ خواننده برتر تاریخ موسیقی ایران و همچنین بازگویی خاطرات شما از هنرمندان موسیقی

www.music82.persianblog.ir
سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 14:58
امتیاز: 0 0
منو شب صدا کن اما شبی که تو رو داره اون شبی که جای ماهش تورو پیش من بیاره


عشق است
چهارشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 17:11
امتیاز: 0 0
همیشه و تا ابد به یادش خواهیم بود...

روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد.
یکشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 22:55
امتیاز: 1 0
تنهایی را بهانه کردم، گریستم تا کسی نداند عاشق کیستم، تنهایی بهانه ای بیش نبود، هرچه بود درقلب من بود فقط یاد تو بود.

هیچوقت فراموشت نخواهم کرد ناصریــا
دوشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 17:41
امتیاز: 0 0
همیشه در بهترین زوایای قلبم خواهی ماند، آنجا که فقط جاودانه ها می مانند.

((( دوستت دارم ناصر عزیزم )))
دوشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 17:46
امتیاز: 0 0
صدای ناصر همیشه یاد اور خاطرات خوبی برام بوده وهست عاشقانه دوستش دارم و به افکار بی نهایت زیبایش احترام میگذارم درضمن من دنبال اثار تصویری ناصر عزیز هستم به من ایمیل بدین لطفا
این ادرس منه
pajali57@yahoo.com
یکشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 18:27
امتیاز: 0 0
گریه کردم گریه کردم امادردمونگفتم
تکیه دادم به غرورم
تادیگه ازپانیفتم
وبلاگتون بسیارزیباست وانصافابوی ناصرمیده.دلخوشی هواداران ناصربه شماست.موفق باشید
چهارشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 19:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون:)
دلم برای ناصر خیلی تنگه واسه افکار اسمونیش واسه صدای ملکوتیش واسه ......
پنج‌شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:22
امتیاز: 0 0
خدا رحمت کنه ناصر عزیز رو . من عاشق صداشم. خیلی حیف بود بخدا. صداش آسمونیه. من با صداش آرامش میگیرم.
پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 17:08
امتیاز: 0 0
این دروغ که ناصر عبداللهی گفته ازصدای خانم های خواننده استفاده میکرده میخاید خرابش کنید ولی نمیتونید
جمعه 2 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 23:23
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کی گفته از صدای خانومهای خواننده استفاده می کرده؟
سلام
منبع این مصاحبه رو میشه بگید
سه‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 01:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منابع :

وبلاگ اختصاصی ناصریا (گل مینا)

ومجلات ونشریه های مختلفی که عبارتند از:

1-هفته نامه تلاش/اسفند79

2-مجله مهدایران/80-81

3-برنامه حوض فیروزه ای

4-کانون خانواده/خرداد80

-5آوای ساوه/تیرماه81

6-بسوی افتخار/اردیبهشت 82

7-هفته نامه آدینه/خرداد82

8-خانواده سبز/سال دوم/شماره سی وچهارم

9-نشریه راه زندگی/83

10-نشریه ترانه ماه/اردیبهشت ماه 84

11-جدول جستجو/اردیبهشت ماه 85

12-کانون خانواده/ شهریور85

13-سیاورشن/مرداد ماه 85

14-هفته نامه تلاش/دی ماه 85

15-موسیقی قرن21/دی ماه 86

16-موسیقی قرن21/آبان وآذر87

17-مجله سینما تأتر/بهمن ماه 88
می خواستم این مصاحبه رو در سایتی که تازه ایجاد کردم بذارم، دیدم تو هیچ سایتی نیست گویا خودتون تهیه کردین
با اجازه شما این مصاحبه رو در سایت قرار میدم
سه‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 19:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مشکلی نیست
فقط منبع ذکر بشه لطفا
منبع رو نوشتم
میتونید ببینید

naserabdollahi.ir
شنبه 3 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 17:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
؟؟؟
عالی بود
یکشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 12:46
امتیاز: 0 0
عالی بود..خدا رحمتش کنه
اهنگ فاطمه بنت نبی واقعا عالی خونده
مرسی از زحماتتون
دوشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 12:30
امتیاز: 0 0