X
تبلیغات
نماشا
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

رمز جاودانگی

با ابروهایی در هم کشیده شده و گردنی به عقب خمیده وارد جمع می شود!

 

نگاه غضبناک و طلبکارانه اش را به اطرافیان دوخته گوشه ای می نشیند .

 

احساس عجیبی دارد نوعی حس پرواز! احساس می کند از همه چیز و همه کس بالاتر و برتر است و خلاصه خدا او را برتر از کل مخلوقاتش آفریده!!!

 

به طرفش می روی با ترس و لرز لبخندی بر لب می آوری و به او سلام می کنی!

 

نگاه عاقل اندر سفیهی به تو می اندازد و تمام انرژیش را برای به کار انداختن لبها و تولید صدا در حنجره اش به کار می گیرد و در نهایت به سختی جواب سلام تو را می دهد!

 

گرچه این کار را با دادن کلی احترام و افتخار برای تو انجام می دهد و بعد از انجام این عمل سنگین و چشمگیر احساس سیری ناپذیری از گذشت و فداکاری و بزرگواری و جوانمردی در وجودش پدیدار می شود!

 

با خود می گوید: اوه من عجب انسان بزرگ و شگفت انگیزی هستم! بیخود نیست خدا من یک نفر را اشرف مخلوقاتش آفریده!دیدی چگونه جواب سلام این بدبخت مخلوقات ! را با بزرگواری دادم!

 

نگاهش می کنی احساس عجیبی داری با خود فکر می کنی این عصا قورت داده ءخود بزرگ بین به چه چیزش اینگونه می بالد ؟

 

به سوادش؟ داراییش؟ پدر و مادر فلان الدوله اش؟..

 یا به هنرش؟ به اخلاق خوبش؟روی گشاده اش؟ دل دریاییش؟!! 

 

شانه های خود را با بی تفاوتی بالا می اندازی و از کنارش می گذری.. در حالیکه درونت را احساسی مملو ء از نفرت و انزجار و شاید کمی ترحم پر کرده و با خود می گویی: بدبخت بیچاره ءخود بزرگ بین احمق اخمو فکر می کند کیست؟؟! حتی دیدن قیافه ء نکره اش حالم را بدکرد..!

 

جمع شلوغ و شاد است اما اشرف مخلوقات!!! تنهاست!!!

 

به سمتی دیگر می روی می بینی چند نفری دور یک نفر حلقه زده و با صدای بلند می خندند خود به خود انرژی مثبت وجودت را پر می کند و سرعت گامهایت بیشتر می شود لبخند برلبهایت می نشیند و سعی می کنی جلوتر بروی و شمع این محفل را ببینی.

 

او را می بینی سرتاسر چهره اش خنده است و زیبایی و شادی و انرژی مثبت.

 

به او سلام می کنی با خوشرویی نگاهت می کند و سلام بلند و شادی آفرینی می کند و لبخندش یخ دلت را آب می کند.

 

چند دقیقه ای کنار او می مانی و از صحبتهایش خنده هایش شوخیهایش محبتهایش انرژی می گیری و در نهایت با احساسی سرشار از محبت و دوست داشتن از او جدا می شوی و با خود می گویی کاش باز هم او را ببینم عجب آدم خوش برخورد و خوب و مهربان و بزرگی بود،چیزهای زیادی برای بالیدن داشت اما به خود نمی بالید و به جای فخر فروشی عشق و محبت نثار دیگران می کرد .. چه انسان خوب و دوست داشتنیی..

 

و چندین سال بعد هر دوی آنها می روند هم آن خود بزرگ بین دیگران کوچک بین، هم آن بزرگ اندیش شادکام شادی آفرین.

 

بر سر مزار اولی چند شاخه گل خواهی دید آنهم به رسم احترام و نه با نیتی صاف و دلی آرام!

 

واما بر مزار دومی چه می بینی؟ اوه خدایا این همه جمعیت گریان این همه قلب شکسته و اشکهای جاری ... سرتاسر عشق است و احترام...

 

 و سالها بعد از آن  اولی به ابدیت پیوسته و حتی نامی هم از او برده نمی شود اما دومی همچنان محبوب قلبهاست و یادش با عشق است و نامش با احترام..

 

ناصریا

 

آری اینست رمز جاودانگی انسانی چون ناصریا که اینگونه قلبها را ربوده و دلها را جاری از عشق ساخته و چه خوب است اگر همواره بزرگ باشیم و مهربان و سخاوتمند و گرامی، متواضع و بزرگوار و گلی باشیم که عطرمان هرگز از مشامها بیرون نرود حتی سالها بعد از رفتنمان...

 

گرچه آن کسی می میرد که در دلها بمیرد حتی اگر زنده باشد.. و نخواهد مرد آنکه مالک قلبها باشد و وجودش سرتاسر مهر باشد و شادی و محبت..

 

پس بهتر است کمی سعی کنیم به خود بیاییم و زنده بودن را انتخاب کنیم آنهم بودنی جاودانه نه نبودنی در بودن!

 

شاد و سبز باشید چون چشمه ای جاری از عشق خدا..یا حق..

 


برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(نیک بیندیشیم ) بر روی همین لینک کلیک کنید

 

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

 


۷ نوشته واپسین 

  • بوی فاطمه، بوی بهشت...
  • تازه احساس می کنم که چشام بارونیه ...
  • مبه غمگین..
  • بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری
  • هوای تازه دلش می خواست ولی...
  • گلچین ایرانی(۱)
  • مردی که مردانه بود و هست ...  
  •  

     

     

  • مراسمها
  • مصاحبه با ناصرعبداللهی
  • مطالب نوشته شده توسط گل مینا
  • مصاحبه با نوید عبداللهی
  • عکسهای ناصرعبداللهی
  • و این بار او از ناصر می گوید
  • نقل قول از منابع دیگر
  • عضویت در گروه ناصریا
  • نقدوبررسی
  • یادمان
  • معرفی کتاب
  • مطالب نوشته شده توسط هومن
  • موسیقی
  • به سوی او
  • اخبار
  • دانلودوبرگردان آهنگهای بندرعباسی
  • مناسبتهای خاص
  • دانلود فایل صوتی کنسرتهای ناصریا
  • دانلود آلبومهای ناصرعبداللهی
  • فال ترانه
  • حرفهای شما   

     

     

     

    برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید.

  • نظرات (51)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    یـاد تـو هـمـیـشـه ایـنـجـاسـت
    غـم تـو نـــمــــیـــره از یــــاد

    نــمـیـشــه تـرانـه ای خــونــد
    کــه بـــه یــاد تـــو نــیــفــتــم

    می بـینی چه تـلخ چه شیـرین
    مـی تـونــه مــال تــو بــاشــه

    بـا هـمـه فـاصـلـــه هـــا بـــاز
    دلـــم دنــبــــال تـــو بـــاشـــه

    دســـت مـن بــه آرزوهــــات
    اگـــه بـــا تـــو نـــرســیـــــده

    عــوضـش چـشـمـای خـیـسم
    صـد دفـعـه خــواب تـو دیــده

    (تقدیم به ناصر عزیزم)

    سلام
    مثل همیشه نوشته هاتون دل انگیز بود.
    جمعه 31 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 23:45
    امتیاز: 0 0
    یاالله...

    خوبی ؟

    خیلی پست جالبی بود خوندم

    فقط میخواستم یه انتقاد بکنم از گروه ناصریا چون یه وقتهایی ایمیل هایی میاد اصلا هیچ ربطب به ناصر و گروه نداره و حتی با تذکرهای جدی تو هم فرقی نکرده

    خواهشا بیشتر رسیدگی کن......
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 00:29
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    متاسفانه ما ایرانیها عادت کرده ایم که همیشه زور بالای سرمون باشه!
    ان شالله به زودی این مشکل رو برای همیشه حل می کنم!
    سلام من کسی هستم که هیچ رقمه مرگ طبیعی را برای ناصر باور نمیکنم.ناصر کشته شد . من از آن روز فقط این شعر را زمزمه میکنم شعر مال خودم نیست ولی تماما حرف های من است

    زمستان
    گفته بودم از زمستان فصل بی برگی
    فصل چونان سرد سرودی تازه گرد آرم برایت
    ای بهارین جلوه رستن
    وحال با این عهد
    با آگاهی از هجران ناهنگام تو
    بسیار سنگین است
    برف این آسمانی خوشه بسیار دانه
    نک حدیث شعر غمگین است
    دلم خوش بود ای هنگامه شیرین
    بهارآئینه دیرین
    می گویم زبرف و سختی و سرما
    به تلخی می سرایم زمهریر بی تو بودن را
    به امیدی که بعد از سردی و تردید
    عبورازفصل بی خورشید
    بردروازه دیدار ما
    بود سرشت و سرنوشت من
    بهارین روی پرمهر تو می خندید.
    وحالا این من و این ناله های سرد
    سرودی سخت بی هنجار و معنی چون هجوم درد
    آری اینک می سرایم من زمستان را
    خبر ناباورانه سرد و طوفانی بود
    بهارت رفت!یارت رفت!
    شنیدم تا
    تمام هستی ام یکسر به غارت رفت
    بت من را کدامین سنگ بد فرجام
    نشان کینه خود کرد
    کدامین چهره بد خیم بد کردار
    آسمانی صورتم رااینچنین آیینه خود کرد
    دست تقدیر که بود
    از آستین شوم نیرنگ کدامین زخم بیرون شد
    دل نرم من از این فتنه و آشوب
    دوباره سخت مجنون شد
    سرم مدهوش
    دلم پرجوش
    نگاهم کوهی از یخ
    کوهی از اندوه بی پایان
    اهورای من ای هنگام نامیرا
    این صد پاره خونین که دل خوانند
    دگر مدفون آوار است
    هر یک پاره اش تمثیلی از جان کندنی زار است
    من سرمست و پرشور و پرازامید
    به جای آنکه گویم شعر مستان را
    به جام غم به هجرانی لبالب می سرایم مرگ را
    شعر زمستان را
    دل شوریده ام ارزانی اندوه ات ای شیرین
    ای هنگامه ای یاد تو دیوان من و نام تو آهنگین
    پروازت سلامت باد ای سیمرغ پاک آیین!!!!!

    از عزیزانی که به این قسمت میان میخوام این شعر رو حتما بخونند.
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 03:28
    امتیاز: 0 0
    چو رخ خویش بر بستم از این خاک
    همه گفتند که با ما آشنا بود
    ولیکن کس ندانست این مسافر
    چه گفت و با که گفت و از کجا بود !!!

    آسـمون بغضتو بشکن
    اون دیگه بر نمی گرده ....

    """ جاوید ناصریا """

    سبز باشید و پیروز ...





    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 09:23
    امتیاز: 0 0
    خوبه.
    خیلی بهتر شده وبلاگ.
    پست قبلی پست پرکنی بود؟!
    به هر حال آدم که از نقد ناراحت نمیشه میشه؟!
    فضای ویلاگ بازم بی از پیشه.
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 13:11
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    نقد دلسوزانه می تونه خیلی هم سودمند باشه دلیلی نداره آدم ناراحت بشه!
    در هر صورت ممنون از نقدت.
    بگین مثلا چقدر از خانوم عظیمی فاصله داشتین. ( حالا خدا کنه خانوم عظیمی رو درست شناخته باشم ) یا مثلا از اون آقایی که شکایت کرد چرا نمی شه عکس گرفت چقدر فاصله داشتین.
    خب پس شما که گفتین ارسباران نبودین پس اون خانوم کی بود؟ هر چند درست نفهمیدم تقریبا چند سالشه ولی ... ببخشید مگه آقای عبداللهی همسر دارن ؟ ( منظورم آقای عبداللهی ۲۰ ساله س )
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 14:15
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    والله من که درست نفهمیدم شما چی می گین!
    من تقریبا وسطهای سالن نشسته بودم و بعد از مراسم هم با بچه ها جلوی در سالن حسابی شلوغ کردیم!
    آقای عبداللهی کوچیک!(نوید) هم فکر نمی کنم همسر داشته باشه!!!
    و نکته بعدی اینکه من خانوم عظیمی رو به چهره نمی شناسم متاسفانه!
    بله بله بله ... خیلی ممنونم ... به به ...
    لطف کردین مرسی.
    چطور آقای عبداللهی هنوز ازدواج نکردن ؟ ( با توجه به پدر عزیزشون )
    ما (من و خانواده م ) هم وسطای سالن بودیم و آخر مراسم هم چون بنزین نداشتیم حدود یک ساعت یخ زدیم ! ولی من ندیدم کسی اونجا شلوغ بازی در بیاره.
    به هر حال ممنون که لطف می کنین جوابمو میدین. همون موقع که جوابمو دادین تو اینترنت بودم.
    به ما هم سر بزنین بد نیست !
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 14:51
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    منظورم از شلوغ بازی این بود که دور هم جمع بودیم درست جلوی در خروجی سالن.
    در مورد نوید هم فکر کنم بهتره از خودش بپرسین!
    اما نوید یه جوون امروزیه و مشکلات و معضلات جوونای امروزی رو هم داره و فکر نمی کنم این سن براش مناسب باشه برای ازدواج!
    مخصوصا حالا که مسئولیت بیشتری هم داره.
    راستی یه سوال حیاتی : می شه بگین قد ناصر چقدر بوده ؟
    ( واقعا مهمه ها خواهشا بدونین !)
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 14:58
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ؟!!!
    والله چه عرض کنم قدش متوسط بوده نه خیلی بلند نه کوتاه شاید حدودا ۱/۷۵-۶ احتمالا!
    سلامی دوباره به مینای نازنین ...سلامی به ناصریا

    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما چونان که بایدند
    نه باید ها
    مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
    با بغض می خورم
    .
    .
    عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم
    باشد برای روز مبادا
    اما در صفحه های تقویم
    روزی به نام روز مبادا نیست
    .
    .
    آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
    روزی شبیه فردا
    روزی درست مثل همین روزهای ماست
    .
    .
    اما کسی چه می داند
    شاید امروز نیز روز مبادا باشد
    .
    .
    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما چونان که بایدند
    نه باید ها
    .
    .
    هر روز ِ بی تو روز مباداست
    آینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند
    آینه ها که دعوت دیدارند
    دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار
    دیوارهای صاف
    دیوارهای شیشه ای شفاف
    دیوارهای تو
    دیوارهای من
    دیوارهای فاصله بسیارند
    آه! دیوارهای تو همه آینه اند
    آینه های من همه دیوارند
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 15:06
    امتیاز: 0 0
    سلامی دوباره به مینای نازنین..سلامی به ناصریا

    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما چونان که بایدند
    نه باید ها
    مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
    با بغض می خورم
    .
    .
    عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم
    باشد برای روز مبادا
    اما در صفحه های تقویم
    روزی به نام روز مبادا نیست
    .
    .
    آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
    روزی شبیه فردا
    روزی درست مثل همین روزهای ماست
    .
    .
    اما کسی چه می داند
    شاید امروز نیز روز مبادا باشد
    .
    .
    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما چونان که بایدند
    نه باید ها
    .
    .
    هر روز ِ بی تو روز مباداست
    آینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند
    آینه ها که دعوت دیدارند
    دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار
    دیوارهای صاف
    دیوارهای شیشه ای شفاف
    دیوارهای تو
    دیوارهای من
    دیوارهای فاصله بسیارند
    آه! دیوارهای تو همه آینه اند
    آینه های من همه دیوارند
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 15:12
    امتیاز: 0 0
    میشه بفرمایین چطوری ازشون سوال کنم ؟
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 15:21
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    این و دیگه...!
    با سلام به شما خواهر گرامی
    باز هم خوشحال از اینکه خداوند این توفیق را به من بنده حقیر سراپا تقصیر عطا کرد تا باز هم بین شما خوبان باشم.
    تبریکات صمیمانه اینجانب را پذیرا باشید
    اول بخاطر عنوان مطلبی که در وبلاگ قرار داداید که واقعا؛ جای تامل داره و دوم بخاطر میلاد باسعادت یگانه دخت پیغمبر حضرت فاطمه (س) که این روزها آهنگ یا فاطمه زنده یاد ناصر همچنان در رادیو؛ یادآور لحظاتی مفرح و تاثیرگذار در بین مردم جامعه است.
    واقعا جای ناصریا در بین ما خالیه
    حیف این صدا که نامردمان پست؛ نگذاشتن که باز هم برامون از ائمه بخونه
    روحش شاد و خاطره اش در بین مان همیشه زنده باد

    ((((((((مـــــــانــــــدگــــــــارنــــــــــاصـــــــریــــــــــا)))))))))))))
    ((((((((مـــــــانــــــدگــــــــارنــــــــــاصـــــــریــــــــــا)))))))))))))
    ((((((((مـــــــانــــــدگــــــــارنــــــــــاصـــــــریــــــــــا)))))))))))))
    ((((((((مـــــــانــــــدگــــــــارنــــــــــاصـــــــریــــــــــا)))))))))))))
    ((((((((مـــــــانــــــدگــــــــارنــــــــــاصـــــــریــــــــــا)))))))))))))
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 17:29
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جان
    خداروشکر آپ شدی !

    بله جناب سعدی می فرماید:
    مرد نکو نام نمیرد هرگز
    ...
    بعضی از دوستان واقعا سوالات جالبی می پرسند
    به زودی منتظر سوالات عجیبترشان هم هستیم!!!
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 17:58
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    از قدیم گفتن کاچی به از هیچی!
    همین سوالهای عجیب و غریب پرسیدن هم بهتر از اصلا نبودنه!
    سلام مینای گلم ...

    ممنون از نوشته های زیبات .. حس مثبت نوشته هات همیشه منو آروم میکنه ...
    ناصریای عزیز ! ای کسی که یاری میدهی خوشا به سعادتت چقدر بزرگی که هنوز حضورت امروز پررنگ تر از روز قبله ..
    چقدر مهربانانه و بی منت به یاری دوستانت میشتابی ... خداوندا او را همنشین علی و زهرا بدار ..
    یا حق
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 23:10
    امتیاز: 0 0
    سلام
    متن قشنگی بود...
    ممنون
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 23:36
    امتیاز: 0 0
    سلام

    " هر چه تو را بیاد من بیاورد زیباست ... " آپدیت شد

    ناصر عبداللهی در تیر ماه 81

    منتظر حضور گرم شما دوست خوبم هستم ...
    شنبه 1 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 23:37
    امتیاز: 0 0

    ممنونم به خاطر اینکه باز هم از ناصر عزیزمان می نویسید.
    وجود نازنینش همیشه برای عاشقانش زنده و جاوید است.
    ... روحش شاد....
    یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 00:41
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا خانم خسته نباشید آپت عالی بود.
    راستی من که از نظرات دوستان چیزی سر در نیاوردم فقط اگر اشتباه نکنم سلگرد ناصریا در ارسباران شما هم حضور داشتید
    کاش افتخار آشنایی با شما را پیدا می کردم.چون من به اتفاق خانواده آنجا بودم.مینا خانم یه خواهش از شما دارم اگر ارتباطی با خانواده ناصریا پیدا کردید سلام منو به نازنین برسانید بهش بگید آن شخصی که آخر وقت با تو روبوسی کرد وگفت ما پدرت را هیچوقت فراموش نمیکنیم همیشه برایت آرزوی خوشبختی دارد و به خدا در همه حال وروز به یاد تو خانواده ات است و خیلی دوستت دارد. یک دنیا تشکر
    یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 11:14
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    ای خدا...!:))
    من ارسباران نبودم متاسفانه! اما سعد آباد بودم..
    چشم دوست عزیز اگر با نازنین صحبت کردم بهش می گم.
    هر کس که از تو پرسید گفتم فرشته ای بود
    شاید به خاطر این در این زمین نیاسود
    آخر فرشته ها هم روز و شبی ندارند
    چون تو تمام مدت از عشق بی قرارند
    یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 11:42
    امتیاز: 0 0
    سلام و درود فراوان به مینای عزیزم.

    و خسته نباشید برای زحماتی که برای این وبلاگ می کشید.
    خیلی مطلب قشنگی نوشتی.

    من فکر می کنم که خیلی سخته که یه نفر یا بهتر بگم یه خواننده مثل ناصریا بتونه اینگونه جاودانه باقی بمونه ..

    و واقعا چقدر زیبا گفتی و نوشتی :

    آری اینست رمز جاودانگی انسانی چون ناصریا که اینگونه قلبها را ربوده و دلها را جاری از عشق ساخته و چه خوب است اگر همواره بزرگ باشیم و مهربان و سخاوتمند و گرامی، متواضع و بزرگوار و گلی باشیم که عطرمان هرگز از مشامها بیرون نرود حتی سالها بعد از رفتنمان...


    من یه مطلبی رو میخواستم بگم با اجازه از مینای عزیز
    بعضی از دوستان فکر میکنند مطالبی که توی این مدت از ناصریا گفتیم کافیه و بهتره از موضوعات دیگری در وبلاگ صحبت کنیم. نه اصلا اینطور نیست. خیلی مطلب هست در مورد ناصریا که میشه توی وبلاگ گفت. شخصیتی که داشته - تفاوتی که با دیگر خواننده ها داشته آثاری که ارائه داده سبک خاصی که داشته و خیلی چیزهای دیگه که میشه در موردشون صحبت کرد.
    در ضمن این وبلاگ یه مدیر خیلی خوب و لایق و پرتلاش داره که با آثار- ترانه ها و عکس هایی که از ناصریا در این جا برامون قرار میده میتونه همیشه این وبلاگ بسیار ارزشمند رو گرم و تازه نگه داره.
    براش آرزوی موفقیت می کنم.
    یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 20:28
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جان.
    تولدت خیلی خیلی مبارک.


    تولدت رو بهت تبریک میگم.همینطور روز زن رو به تو و تمام خواهرا و مادرایی که به این سایت سر میزنن
    برات آرزوی موفقیت میکنم و ان شا الله که هر روز در زندگی مادی و معنوی موفق تر از پیش باشی.
    مانند همیشه محکم و استوار.
    کاش امتحان نداشتم و میتونستم شب تولدت پیش بچه ها باشم.
    اما حیف که به نت دسترسی ندارم
    به هر حال نشد.جای منو خالی کنید،حسابی خوش بگدزه.

    تولدت مبارک
    یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 21:39
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام هومن جان
    ممنون از تو و ممنون بابت همه زحماتت توی وب.
    امیدوارم امتحاناتت رو با موفقیت پشت سر بذاری.
    " بی تو به سادگی کدام صدا بنازم ؟ "


    تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
    تو را می سپارم به دل های خسته
    تو را می سپارم به مینای مهتاب
    تو را می سپارم به دامان دریا
    اگر شب نشینم اگر شب شکسته
    تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد
    به دل می سپارم تو را تا نمیرد
    اگر چشمه واژه از غم نخشکد
    اگر روزگار این صدا را نگیرد
    خداحافظ ای برگ و بار دل من
    خداحافظ ای سایه سار همیشه
    اگرسبز رفتی اگر زرد ماندم
    خداحافظ ای نو بهار همیشه



    ....

    و نخواهد مرد آنکه مالک قلبها باشد و وجودش سرتاسر مهر باشد و شادی و محبت..

    یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 23:32
    امتیاز: 0 0

    خدا با من حرف می زد!

    آنقدر زلال که می توانستم تا عمق آنچه می گفت با دیده حس کنم و با دل ببینم!

    صدای نجوایش آنچنان با تنم آمیخت که فرداهایم را آنی در برابر حاضر دیدم...

    آنچه می خواستم و نشد...

    آنچه نمی خواهم و خواهد شد!

    او می گفت و من با ابروانی در هم کشیده خیره نگاهش می کردم!

    مبهوت...

    سرگردان...

    آشفتگی قفلی بر دهانم زده بود...

    هیچ در ذهن نداشتم که بگویم...

    گله ای...

    شکایتی...

    او می گفت و من حتی آنی درنگ نکردم بر آنچه دیرینه رویایم بود!

    این من بودم... در مقابل او...

    می دیدمش!

    می شنیدمش...

    اما...

    احساسش نمی کردم!

    روی برگرداندم و بازگشتم!

    بدون لختی تأمل که او

    خــــــُــــدا بــــــود!!!

    ...

    این نیز گذشت...

    ... و من باز می روم تا دراندوه آنچه می خواهم، کنجی گزینم و به تیرگی، نور حضورش جویم!

    آرزومند تولدی دوباره...

    نوری دوباره...

    خــــــُـــــدایی دوباره...

    ...



    دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 00:18
    امتیاز: 0 0
    چهارم تیر آسمان درخشید و ستاره ای هویدا شد .....

    مینای عزیزم میلادت گلباران ...

    تولدت جشن همه خوبی هاست ...

    انشاالله سال سبز ، همراه با موفقیت و پیروزی و سربلندی داشته

    باشید .... روزتون هم مبارک ...
    دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 08:20
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام دوست عزیزم
    ممنون از محبت شما
    روز شما هم مبارک.
    با سلام

    مینا جان مطلب بسیار جالبی بود خسته نباشی عزیزم

    دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 08:30
    امتیاز: 0 0
    تاریخ تولد بهانه ایست که فراموش نکنی آمدنت را..

    زاد روزت مبارک گل مینای عزیز
    دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 16:08
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ممنونم مهسای عزیزم.
    سلام

    بهار زندگیت مبارک

    ان شا الله و به یاری خداوند امسال براتون بهتر از سال پیش باشه.
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 04:13
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ممنون
    درود بر شما
    لطفا ببینید

    https://balatarin.com/permlink/2008/6/23/1335655

    http://gameron.wordpress.com/2008/06/22/nasere-abdolahi/
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 10:19
    امتیاز: 0 0
    تولدت مبارک عزیز دلم .
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 11:48
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ممنون عزیز دلم .
    هیچ وقت نمی تونم اون لحظاتی رو که ناصر رو از اون فاصله نسبتا زیاد دیدم فراموش کنم . حتی از همون فاصله هم می شد مهربونی ، تواضع و سادگی نگاهشو حس کرد ...
    هیچ وقت فراموش نمی کنم ...
    در جمع من و این بغض بی قرار ، جای تو خالی ...

    روحش شاد
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 12:00
    امتیاز: 0 0
    سلام مینای عزیز
    خوبی انشاالله
    آرزوی موفقیتت را همیشه از خداوند دارم
    مطلب زیبایی بود
    انشاالله لحظه به لحظه در این مسیر موفق و موفقتر باشی
    ما را هم از دعای خیرت فراموش نکنی
    راستی یه خواهشی داشتم اونم اینکه اگر برات زحمتی نیست و امکانش هست اصل این عکسی که در صفحه قرار دادی را برام یجایی آپ کنی یا ایمیل بزنی
    ممنون
    بازهم آرزوی موفقیتت را دارم
    خدا نگهدار
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 12:24
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام آقای کریمی
    این کارو خواهم کرد فقط اگر دیدید فراموش کردم برام یک میل بزنیدو یادآوری کنید.
    من هم از شما اون سه عکس تلفیقی ناصر رو خواسته بودم اما خوب...
    ‌با سلام به شما و با تبریک به مناسبت روز مادر ...
    متن دل انگیزی بود...
    ساختن همیشه سخت تر از ویرانی است...امیدوارم همه ما در خوب ساختن خود کوشا باشیم....و اگر به آقای عبدالهی ارادت داریم پس رفتار ایشان را در جهاتی نیز الگو قرار دهیم...
    سبز باشید..
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 12:50
    امتیاز: 0 0
    مینای نازنین
    دلنوشته ی بسیار صمیمی و با نکته ای است و آفرین.
    انفاقا مدتی است که اسم معنی این نگاشته ات را به خود و دلم بارها و بارها بازتاب شده ام.این که اقرار و شهادت و فریادم که ناصر و شخصیت و رفتار و مهربانی و بخصوص برخوردش با مردم و یکرنگی و تواضع او را در این سطح و مقیاس بی مثال می بینم و بیشتر آن را حس می کنم.
    خدای ناکرده به هنرمندان ارزنده و متعالی به هیچ وجه بی احترامی ام نیست ولی در جمع خوب ترین های آنان هم ناصر نازنین و انسانیت و شیوه رفتارش از همان ؛ دومی؛ بود که این جا روایت کرده ای و بی مثال است...نگذار از حسرت هایم بنویسم باز ....!
    ----------------------------
    عزیز.روز عزیز حوایی و زهرایی ات تهنیت باد.
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 13:50
    امتیاز: 0 0
    اندکی صبر صبح نزدیک است

    سلام
    وبلاگ ناصریای بندر به روز شد منتظر حضور گرمتان هستیم.
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 14:09
    امتیاز: 0 0
    سلام دوست عزیز وبلاگ قبلی من را فیلتر کردند ومن وبلاگ جدیدی درست کردم که از ادرس زیر قابل دسترسی است
    www.musiczirkhaki2.blogfa.com
    لطفا لینک مرا در پیوندهای خود اصلاح کنید

    ضمنا من وبلاگی تهیه کرده ام به نام دانلود تمام ترانه های مازیار
    اگر حاضر به تبادل لوگو هستید حتما در نظرات اعلام کنید
    از ادرس زیر قابل دسترسی است
    www.maziarsong.blogfa.com

    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 16:23
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    آدرس قبلیتون چی بود؟!
    میلادت مبارک عزیزم
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 17:46
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ممنون عزیزم
    دوباره سلام.
    من که نمی دونستم تولدتونه ولی به هر حال مبارک باشه.
    راستی شما ارسباران نبودین ؟
    یه سوال مهم : من شما رو توی ارسباران ندیدم ؟!
    یه چیزی هم بگم فکر کنم شما تشریف آورده بودین ارسباران !
    شما توی ارسباران کجا بودین ؟!
    یه مطلب دیگه : آخه ارسباران .... !!!

    حالا گذشته از این حرفا یه مدتیه واسه م سوال شده که آیا ناصر در دوران تحصیل درسی رو تجدید شده ؟! اگه شده چه درسی ؟
    ( اینا اثرات گرفتن معدل افتضاحه خواهشا مسخره م نکنین !)
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 20:12
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    فکر می کنم تاثیر منفی معدله خیلی زیاد بوده ها...
    به روزم با مادرم تاج سرم
    سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 21:50
    امتیاز: 0 0
    سلام دوستان

    ردپای جنوب تا ملکوت به مناسبت ولادت با سعادت دخت پیامبر اکرم (ص) به روز شد .



    چهارشنبه 5 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 10:41
    امتیاز: 0 0
    نه جدی نداشته ؟
    ( حالا منم که معدلم اونقدر ها بد نشده مثلا می خواستم بشم ۸۲/۱۹ اینا شدم ۷۹/۱۹ )
    تولد شما چه روزی بود ؟
    چهارشنبه 5 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 11:58
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    دیروز!
    خواهر عزیز سلام
    تولدت مبارک .امیدوارم آینده ای پر از موفقیت داشته باشی
    چهارشنبه 5 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 20:59
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ممنون از شما
    نه موسیقی سرم می شد و نه از خوانندگی چیزی می دونستم.
    گهگاه آینه محمد اصفهانی رو گوش می دادم و فقط همین.
    هفته آخر آبان ۸۵ با خواننده ای آشنا شدم به اسم ناصر عبداللهی.
    اولین بار در عمرم بود که اسم قشنگ تمام عربیش رو می شنیدم.
    کمتر از یه هفته بعد رفت تو کما.
    یک ماه بعد پرواز کرد.
    و عید ۸۶ مثل ابر بهاری براش گریه می کردم ...
    خب اینم یه جور آشناییه دیگه !
    این دفعه اگه تشریف نیارین واقعا دلخور می شم. خودتون خواسته بودین بنویسم چطوری به ناصر علاقه مند شدم. خب پس باید بیاین دیگه.
    این هفته اگه خدا بخواد میریم مشهد. با توجه به اینکه معمولا خدا منو خیلی دوست داره بنظر شما چه دعایی بکنم ؟
    راستی می خواستم بپرسم اجازه دارم از عکسای شما توی وبلاگم استفاده کنم ؟ ( البته می نویسم از وبلاگ شماست )
    پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 13:54
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    از عکسها می تونید استفاده کنید اما با ذکر منبع.
    دعا هم هر چی به زبون و دلت اومد بکن.
    به وبتم حتما سر می زنم.
    لطفا اعلام کنید اگر کسی فیلم یا عکسی از ناصر داره که احتمال می ده دیگرون ندیده باشند با بقیه تقسیمش کنه.
    با تشکر
    پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 13:56
    امتیاز: 0 0
    یه نفر به من بگه چرا مرد؟
    پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 14:22
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    نمرد...کشته شد...
    سلام
    میخواستم بگم که من هرکی از ناصر بنویسه عاشقانه دوستش دارم....
    ببخشید اسم و ایمیل ننوشتم

    ناصر برای من خاطره بود.....
    پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 14:42
    امتیاز: 0 0
    آره موافقم.
    با چی موافقم ؟!
    شما صاحب وبلاگین اختیار دارین.
    آپ جدید !
    پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 18:56
    امتیاز: 0 0
    قربون صدات ناصر جان
    پنج‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 22:44
    امتیاز: 0 0
    سلام ........امید وارم حال تمامی بچه های سایت خوب باشه .....تو بمان روی خط و عاشق باش .. جای من جای تو فا صله هاست یاد من باش تا ابدیت نقطه نقطه تا نهایت از من تو خاطر ها ست ...........دوستان لطف کردن و مطالبی برای من از طریق ایمیل فرستادن .تشکر ولی چیزی که مهم من هنوز نتوانستم دوستی هم صحبت برای خودم پیدا کنم ..هستند کسانی که مثل من سوالهای بیشمار از ان چه گذ شت دارن اما کجایند....از گل مینای عزیز خواهش میکنم .بیشتر مرا با سایت خود اشنا کند شاید من هنوز خیلی وارد به برقراری با دیگران نیستم ............خواهر کوچک وشما ............َََشقایق
    جمعه 7 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 12:07
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    من آی دی شما را در یاهو اد می کنم
    شما هم اینکار را بکن.
    به این طریق می توانی به جمع دوستانه دوستداران ناصریا بپیوندی

    آی دی من: sanieh_shomar@yahoo.com
    قربون صدات برم قربون چشما و نگاه عاشقت برم چقدر دنبالت بگردم کجارو بگردم تو که نیستی بهت بگم چقدر دوستت دارم
    بگم زندگیم با اسم تو شروع میشه بگم تا اسمت میاد گریه امونم نمیده بگم اگه بدونم خدا منو پیش تو میاره راضیم الان بمیرم بگم که تا به حال کسی رو اندازه تو دوست نداشتم بگم که به خدا من نماز می خونم روزه می گیرم مسلمونم از این عشقهای الکی متنفرم نمی دونم چطوری انقدر مهر تو تو دلم
    افتاده خدا دشمناتو لعنت کنه.
    تا پای جون دوستت دارم خدا روحت را شاد کنه
    یکشنبه 9 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 20:57
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا خانم خوبید؟
    تولدتون مبارک
    آپتون مثل همیشه عالی بودامیدوارم اجر زحماتت را از خداوند بگیری وروح ناصریای عزیزمون از شما راضی باشد.
    واز لطفی که در حق من می کنید ممنون و متشکرم.
    یکشنبه 9 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 21:07
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    ممنون از لطف و محبت شما
    1 2 >>