X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

هوالحی

چرا خدا را مرده پنداشته اید؟

 

چرا گمان برده اید که خداوند نباید و نمیتواند با مخلوق و بنده ی خود ارتباطی

داشته باشد؟

 

مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟

این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه ای وجود ندارد؟

 

 

 

 

مگر اساسی ترین و مهمترین نیاز انسان ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکر کنیم که او به این نیاز مهمتراز آب و غذای بنده ی خود بی اعتناست چگونه میتوان تصور کرد خداوند بخشنده و مهربان است؟

 

اصلا چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه ای داشته باشد؟

 

چرا نباید مخلوق خودرا هر لحظه هدایت کند؟

 

چرا نباید با بنده خود سخن بگوید؟

 

چرا گمان برده اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟

 

آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قایل است؟

 

چرا فکر میکنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت به سر می برد؟...

 

 

خداوند زنده و حاضر را بپرستید، زنده سخن میگوید، محبت میکند فعال است.

 

 زندگی می بخشد، تغییر می دهد و دگرگون میکند.

 

 زنده، می بیند، میشنود، میخواهد و اراده میکند، آیا خالق و معبود شما زنده است؟

 

 

پروردگار تبارک و تعالی هرلحظه با مخلوقات خود سخن میگوید و از این طریق آنان را پاک و هدایت میکند قدرت و زندگی میبخشد و محبت و نوازش میکند...

 

خداوند با( به ظاهر) پست ترین و برترین مخلوقات خود یکسان سخن میگوید ...

 

شنیدن این کلام سرچشمه ی شور و شادی لذت و آرامش است.این کلام نیرودهنده و رهاننده است...

در وحی بسته شد اما آیا در الهامات الهی نیز بسته شد؟!...

 

آنان که خداوند را چنان زشت و خشن برای انسان ها به تصویر کشیده اند از عشق تهی گشته اند و آن که از عشق خالی باشد،هستی را نمی بیند و آنچه می بیند گمان ها و توهمات خودش است...

 

اگر چیزی نمی شنوید و نمی بینید نه اینکه نیست و یا نباید باشد، بلکه این شمایید که نمی بینید و نمی شنوید

 

این نقص شماست نه خداوند...

 

در زندگی به کجا گوش سپرده اید؟متوجه که هستید؟در اشتیاق چه به سر می برید؟به کجا خیره شده اید؟

همان صدا را می شنوید و همان را می بینید که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.

 

تعالیم حق/ایلیا

 

 

 هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(نیک بیندیشیم) بر روی همین لینک کلیک کنید. ۷نوشته واپسین: تولدت مبارک بابایی... مراسم تولد ناصرعبداللهی در سالن وزارت کشور به تعویق افتاد! گزارش تصویری از سالگرد ناصر عبداللهی بر سر مزارش در بندرعباس برگزاری مراسم تولد ناصریا در سالن برزگ وزارت کشور گزار ش تصویری از مراسمهای ناصر عبداللهی در تهران گزارشی انتقادی از مراسم سالگرد ناصر یا در کاخ سعد آباد تهران هنوز چون خون در رگهای ما جاری هستی ... هرگونه پیشنهاد انتقاد یا درخواست خود را می توانید به دو صورت به اینجانب ابلاغ نمایید. ۱: از طریق همین وبلاگ و کلیک بر روی قسمت ( نظرات) ۲: از طریق ارسال نامه الکترونیکی آدرس ایمیل مدیروبلاگ ناصریا : sanieh_shomar@yahoo.com در ضمن با آدرسهای زیر نیز می توانید به ناصریا بیایید. www.nasserabdollahi.coo.ir www.nasseria.dom.ir هر کدام را که راحتترید به خاطر بسپارید. یا حق..

  • نظرات (34)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    زیبا سلام

    ... زیبا هوای حوصله ابری است

    چشمی از عشق ببخشایم

    تا رو به آفتاب بشوید

    دلتنگی مرا

    زیبا!

    هنوز عشق

    در حول و حوش چشم تو می چرخد

    از من مگیر چشم

    دست مرا بگیر و کوچه های محبت را

    با من بگرد

    یادم بده چگونه بخوانم

    تا عشق در تمامی دلها معنا شود

    یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت

    درتندباد عشق نلرزد

    زیبا

    آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را

    احساس میکنم

    آنگونه عاشقم که نیستان را

    یکجا هوای زمزمه دارم

    آنگونه عاشقم

    که هر نفسم شعر است

    زیبا!

    چشــــم تو شعر

    چشـــــم تو شاعر است

    من دزد شعرهای چشم تو هستم

    زیبا!

    کنار حوصله ام بنشین

    بنشین مرا به شط غزل بنشان

    بنشان مرا به منظره عشق

    بنشان مرا به منظره باران

    بنشان مرا به منظره رویش

    من سبز میشوم

    زیبا!

    ستاره های کلامت را

    در لحظه های ساکت عاشق

    بر من ببار

    بر من ببار تا که برویم بهاروار

    عشق از تو بود وچشم

    بچــــــرخانم

    بر حول این مدار

    زیبا!

    تمام حرف دلم این است

    من عشق را به نام تو آغاز کردم

    در هر کجای عشق که هستی

    آغاز کن مرا..

    زیبا همه جا هست ای کاش بیشتر بتونیم بهش نزدیک بشیم.
    شنبه 22 دی‌ماه سال 1386 ساعت 20:47
    امتیاز: 0 0

    اگر چیزی نمی شنوید و نمی بینید نه اینکه نیست و یا نباید باشد، بلکه این شمایید که نمی بینید و نمی شنوید


    این نقص شماست نه خداوند...

    شنبه 22 دی‌ماه سال 1386 ساعت 21:51
    امتیاز: 0 0
    دختره کافر حالا مونده بود تو از خدا بگی
    ببند این گاراژ رو
    ناصر رو که سرش رو کفن کردید یکسال گذشت رو هم اون نوید... خوند با اون صدای مسخره و سبک مسخرش
    دیگه چی از جون ناصر می خوای که این آشغال دونی رو باز گذاشتی
    آبرو و هویت ناصر رو بردی زیر سوال بااین کارهات
    چقدر دیگه تن ناصر رو می خوای بلرزونی یه عده الوات و الاغ رو دنبال خودت تا کجا می خوای بکشونی
    تو و اون دیوانگان دیگه
    تو لازم نکرده از خدا بگی دختر بی دین کافر حرف کم آوردی حالا رفتی رو منبر
    می بندی یا بگم هکت کنن
    شنبه 22 دی‌ماه سال 1386 ساعت 23:09
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    بگین هک کنن!
    این کامنتم تایید می کنم تا دوستان بیشتر باشخصیت فاخر دلسوخته گان فرهنگ و هنر هرمزگان آشنا شوند!
    درضمن کامنت دیگه ای از شما داشتم که نمی دونم کدامتان اصل و کدامتان کپی هستید به همین دلیل هر دو را تایید کردم که اجحافی صورت نگیرد
    در هر صورت صداقت و دلسوزی در کلامتان کاملا هویداست!
    سلام دوستِ عزیز
    کارِ قابلِ ستایشی کردید
    لذت بردم و قشنگ بود
    یادش گرامی ...
    شب خوش
    شنبه 22 دی‌ماه سال 1386 ساعت 23:21
    امتیاز: 0 0
    فقط خدا
    وقتی این آهنگ را میشنوم با اون حالت عرفانی در خدا عمیق تر میشوم...
    شنبه 22 دی‌ماه سال 1386 ساعت 23:43
    امتیاز: 0 0
    خسته نباشید خیلی زیبا بود بنظر من این بهترین پست بلاگته
    یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ساعت 03:19
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام و ممنون
    اما انگار تکثیر غیرقانونی گریبان شما را هم گرفته!
    تکلیف جنگر دیگر را روشن کنید!
    گل !
    یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ساعت 05:14
    امتیاز: 0 0
    خدا سلام رساند و گفت ....


    مادرم خواب دید که من درخت تاکم. تنم سبز است و از هر سرانگشتم، خوشه های سرخ انگور آویزان.
    مادرم شاد شد از این خواب و آن را به آب گفت. فردای آن روز، خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم اینجا که منم باغچه ای است و عمری ست که من ریشه در خاک دارم. و ناگزیر دستهایم جوانه زد و تنم، ترک خورد و پاهایم عمق را به جستجو رفت. و از آن پس تاکی که همسایه ما بود، رفیقم شد.

    و او بود که به من گفت: همه عالم می روند و همه عالم می دوند، پس تو هم رفتن و دویدن بیاموز.
    من خندیدم و گفتم: اما چگونه بدویم و چگونه برویم که ما درختیم و پاهایمان در بند!

    او گفت: هر کس اما به نوعی می دود. آسمان به گونه ای می دود و کوه به گونه ای و درخت به نوعی.
    تو هم باید از غورگی تا انگوری بدوی.

    و ما از صبح تا غروب دویدیم. از غروب تا شب دویدیم و از شب تا سحر. زیر داغی آفتاب دویدیم و زیر خنکی ماه، دویدیم. همه بهار را دویدیم و همه تابستان را.

    وقتی دیگران خسته بودند، ما می دویدیم. وقتی دیگران نشسته بودند، ما می دویدیم و وقتی همه در خواب بودند، ما می دویدیم. تب می کردیم و گُر می گرفتیم و می سوختیم و می دویدیم. هیچ کس اما دویدن ما را نمی دید. هیچ کس دویدن حبّه انگوری را برای رسیدن نمی بیند.

    و سرانجام رسیدیم. و سرانجام خامی سبز ما به سرخی پختگی رسید. و سرانجام هر غوره، انگوری شد.

    من از این رسیدن شاد بودم، تاکِ همسایه اما شاد نبود و به من گفت: تو نمی رسی مگر اینکه از این میوه های رسیده ات، بگذری. و به دست نمی آوری مگر آنچه را به دست آورده ای، از دست بدهی. و نصیبی به تو نمی رسد مگر آنکه نصیبت را ببخشی.

    و ما از دست دادیم و گذشتیم و بخشیدیم؛ همه دار و ندار تابستان مان را.

    ***
    مادرم خواب دید که من تاکم. تنم زرد است و بی برگ و بار؛ با شاخه هایی لخت و عور.
    مادرم اندوهگین شد و خوابش را به هیچ کس نگفت. فردای آن روز اما خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم که درختی ام بی برگ و بی میوه. و همان روز بود که پاییز آمد و بالاپوشی برایم آورد و آن را بر دوشم انداخت و به نرمی گفت:خدا سلام رساند و گفت: مبارکت باد این شولای عریانی؛ که تو اکنون داراترین درختی. و چه زیباست که هیچ کس نمی داند تو آن پادشاهی که برای رسیدن به این همه تا کجاها دویدی!
    یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ساعت 07:54
    امتیاز: 0 0
    سلام
    ایام شهادت سرور وسالار شیعیان حضرت اباعبدالله الحسین وحضرت ابالفضل را به شما دوستان خوبم تسلیت عرض می نمایم .
    یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ساعت 13:16
    امتیاز: 0 0
    به نام خداوند ایثار و انصاف
    سلام
    عشق تو حقن ولی دنیا پرناحقن.اونی که ماندگار هست رو عشق است.مرحوم ناصرعبداللهی میگفت:من نه از کسی خط میگیرم ونه به کسی خط میدم
    یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ساعت 19:30
    امتیاز: 0 0
    در پایان از شما اقای کریمی و مهرداد نصرتی فرزادفرومند فرمان فتحعلیان اسحاق احمدی و... کمال تشکر رو دارم.من سایت شما و وبلاگ اختصاصی ناصرعبداللهی (گل مینا) رو خیلی دوست دارم و مطمئنم که از پرمخاطب ترین وبلاگ ها هست
    یکشنبه 23 دی‌ماه سال 1386 ساعت 19:42
    امتیاز: 0 0
    با سلام به شما و گروه ناصریا
    مطلبی جالبی رو اشاره کردید امیدوارم اونایی که کارشون شده مسخره کردن و ایراد گرفتن یه کم بخودشون بیان و ببینند که جلوه نور ازلی در وجود همه هست؛ فقط شدت و ضعفش در افراد متفاوته
    یادم میآد تو مراسم سالگرد کاخ سعد آباد هم؛ بودن کسانی که عقل و درکشون به اندازه یه مورچه بود و فقط مسخره میکردن و سبک بازی در می آوردند.
    خدا انشاءا.. یه کم عقل بهشون بده؛ چون اگه اینجور آدما زیاد عاقل بشن از اونور میافتن

    ایام سوگواری محرم بر همه عاشقان تسلیت باد


    (((((((((مــــــانـــــــــدگـــــــارنــــــاصـــــریـــــــا))))))))))
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 10:26
    امتیاز: 0 0
    صبر بر دوری تو ، هرگز !!!

    سلام ای مهربان پروردگار پاک بی همتا
    خدایا جز تو آیا مهربانی هست ؟؟؟؟؟
    گرچه پیمان خودم را با تو بشکستم
    نمی شد باورم اما ، چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
    عزیزا ! من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
    خداوندا ! مرا البته می بخشی
    گمان کردم به جرم غفلت از تو
    مرا راندی و در را ، پشت سر بستی
    حبیبا ! باورش سخت است
    اما تو مرا اینک برای آشتی خواندی ؟؟!!!
    به پاس آشتی با تو ، اینک
    << من خدایا عهد می بندم
    از این پس بی شکایت ، دوست خواهم داشت
    بی توقع مهر می ورزم >>
    خدایا سینه ام را رحمت پاک گشایش مرحمت فرما
    به لب هایم ، تبسم را ، به چشمم نور پاکت را
    به قلبم ، مهر ورزی را
    خداوندا ! بلندای دعایت را عطایم کن !!!

    تو معشوق همه عالم
    از این پس عاشقی را پیشه ام فرما
    خدایا راستش من آدمیزادم
    گاه گاهی گر گناهی می کنم
    طغیان مپندارش
    کریما ! من گناهی بنده ای دارم
    و تو بخشایشی جنس خدا
    آیا امید بخششم بی جاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خودت گفتی بخوان
    می خوانمت ، اینک مرا دریاب !!!
    به چشمانی که می جوید تو را نوری عنایت کن
    و خالی دو دست کوچکم را
    هدیه ای اینک عطا فرما
    خودت گفتی ، کسی را دست خالی برنگردانید
    کنون ای اولین و آخرینم
    بارالها ، راست میگویم
    دگر من با خدایم آشتی هستم
    ببخشا آن گناهانی که دور از چشم مردم
    در حضورت مرتکب گشتم
    گناهانی که نعمت های پاکت را مبدل کرد
    خداوندا ! ببخشا آن گناهانی که باعث شد ، دعایم بی اثر گردد
    گناهانی که امید مرا از تو ، پریشان کرد .
    اگر من را به عدلت در میان آتش اندازی
    میان آتشت من باز می گویم :
    << هلا ! ای مردمان
    من مهربان پروردگار قادری دارم
    که او را دوست می دارم ! >>
    چه پیوندی میان آتش و قلبی که مهر تو در آن پیداست ؟؟؟
    و گیرم صبر بر آتش
    ولیکن صبر بر دوری تو ؟؟؟؟ هرگز !!!
    خدایا راست میگوئی
    غریب این زمین خاکیت جز تو که را دارد ؟؟؟
    خداوندا ! شهادت میدهم ، هستی
    شهادت میدهم ، من مهربان پروردگار عادلی دارم
    شهادت میدهم ، من مهربان قلبی ز روح پاک او دارم
    شهادت میدهم ، من قطره ای از روح اویم
    گرچه گاهی خود نمی دانم
    شهادت میدهم ، من قلب پاکی را برای مهر ورزی دارم اما
    خوب چه باک از آن که گاهی هم بگیرد او
    گواهی میدهم ، من جلوه ای از ذات پاک کبریا هستم
    و من هستم ، که او میخواست من باشم
    و میخواهم که من آن گونه ای باشم ، که میخواهد .
    خدایا ، مزه زیبای بخشش را به کام قلب ما ، بنشان
    تو لبخند رضایت را عطامان کن
    خدایا ، قلب ما را
    منزل پاک خودت را ، از حسادت ها ، رهایی ده
    << خدایا ! قدرتم ده تا ببخشم آن که من را سخت آزرده ست >>
    خدایا ! من چه می گویم
    چنانم کن که میخواهی
    مرا آن کن ، که میدانی !!!
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 14:14
    امتیاز: 0 0
    من در احاطه نور خدا هستم . هیچ موج منفی نمی تواند در آن رسوخ کند .
    ممنون از متن بسیار زیبا و زحمات بیکران شما .
    « زنده با ناصریا ... »
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 14:16
    امتیاز: 0 0
    ...
    و دو راه را به انسان نشان دادیم.
    پس او یا سپاسگزار است یا ناسپاس.
    این تذکرى است: هر کس بخواهد راه پروردگارش را انتخاب مى کند.
    و او هر کس را که بخواهد به رحمت خویش دعوت مى کند.
    از سوره انسان
    ...
    سلام به خواهر همبغض و صبورم
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 16:06
    امتیاز: 0 0
    سلام و ممنون
    اما انگار تکثیر غیرقانونی گریبان شما را هم گرفته!
    تکلیف جنگر دیگر را روشن کنید!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    متوجه منظورتان نشدم ؟ جنگر دیگری مگر وجود دارد؟
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 16:33
    امتیاز: 0 0
    به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
    به دریا بنگرم دریا تو بینم
    به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
    نشان از قامت رعنا تو بینم
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 21:28
    امتیاز: 0 0
    سلام مینای گلم . خیلی زیبا نوشتی .
    خسته نباشی .

    جاوید ناصریا

    السلام علیک یا سید الشهدا (ع)
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 21:53
    امتیاز: 0 0
    ای ساربان آهسته ران

    آرام جان گم کرده ام

    ای ساربان آهسته ران

    آرام جان گم کرده ام

    آخر شده ماه حسین

    منن میز بان گم کرده ام

    در میکده بودم ولی

    بیرون شدم از غافلین

    ای وای از این بی حاصلی

    عمر جوان گم کرده ام

    پایان رسد شام سیه

    آید حبیب منظرم

    اما خدا حالم ببین

    من یار را گم کرده ام

    ای وای از این غوغای دل

    وای از این غوغای دل

    از دلبرم هستم خجل

    وقته سفر ماندم به گل

    من کاروان گم کرده ام

    نعمت فراوان دادییم

    منت به سر بنهادیم

    اما ببین نامردیم

    صاحب زمان گم کرده ام

    من عبد کوی عشقمو

    من شاه را گم کرده ام

    من شاه را گم کرده ام

    آقا تورا گم کرده ام

    آقا تورا گم کرده ام

    دل بشنویم نامه چنین

    با خونه دل ای محجبین

    اما ببین بخت مرا

    نامه رسان گم کرده ام

    شرمنده ام اما بگم

    آقا تورا گم کرده ام

    ای ساربان آهسته ران

    آرام جانم میرود

    وان گل که باخود داشتم

    بر روی نیزه میرود

    بابا تورا گم کرده ام

    بابا تورا گم کرده ام
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 21:59
    امتیاز: 0 0
    با سلام من کامنت دومی را که جنگر قلابی نوشته شده بود ندیدم و متوجه منظور گل مینا از کپی و این حرفها نشدم . من هر جا کامنت گذاشته ام دو طرف اسمم را نقطه چین می گذارم و اون جنگر من نیستم .دوستانی که در بلاگشان کامنت گذاشته ام ای پی مرا میدانند 64.62.138.101 این ای پی من هست و از مدیر این بلاگ خواهشمندم ای پی جنگر بدلی را در معرض دید همه بگذارند شاید بفهمم کار کیه متشکرم
    دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 23:47
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    جنگر

    http://pow.blogsky.com

    IP: 80.191.245.164

    شنبه 22 دی 1386
    سلام مینای عزیز
    سلام بر تو که سراسر وبلاگت بوی ناصر رومیده و دوستداران ناصر رو در این دوران بی توجهی و غرض
    ورزی دور هم جمع کرده .

    اگه فرصت کردید شما ودیگر دوستان سری به سایت سیاورشن که لینکش را در بالای صفحه گذاشته اید بزنید.
    سال پیش که در مورد ناصر جستجوی مطلب میکردم این سایت رو پیدا کردم و مرتب به آن سر میزدم .مدتی بود که این کار رو نکرده بودم چون وبلاگ شمارو پیدا کردم تا اینکه این لینک دوباره منو بسمت این سایت برد.متاسفانه باید بگم درسالگرددرگذشت و تولد ناصرکه همه ما از بی توجهی هابه ناصر عزیز گله مندیم - یاد ناصر در این سایت بسیار کمرنگ شده و به مسخره گرفته شده و اصطلاحاتی مثل یاد کردن کیلویی-دلزدگی از یاد ناصر و ... بکار میرود.اینها نمیدونم چه دلیلی داره یا از روی کم توجهی به روح بزرگ ناصره یا هم میخوان ناصرو فراموش کرده و کسان دیگری رو مطرح کنن.
    البته همه ما خوب میدونیم که:

    دیگه هیچ کی ناصر عبدالهی نمیشه

    منتظر پاسخ شما و نظر دیگر دوستان هستم

    جاوید ناصریا. . .
    سه‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1386 ساعت 08:45
    امتیاز: 0 0
    اینم یه جنگر دیگه :

    اللهم صلی علی محمد وال محمد
    سپیده صلواتی جان سلام ..... وقتی دلم میگیره میام مطالب خنده دارت را می خونم یک سیر می خندم بلاگ جنگر هم به روزه منتظر حضورت هستم
    راستی به نوید بگو خجالت بکش این چی بود که خوندی؟
    --------------------------------------------------------------------------------
    پاسخ:
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    سلام جناب جنگر، خیلی خوش آمدید.

    دقیقاً من هم همین حس رو نسبت به وبلاگ شما دارم.

    شنیده بودم که به سلامتی در وبلاگتون تخته شده، ولی خوب جای شکرش باقیه باز دوباره می خندیم. ولی خوب اینم بگم که بدلیل کم آوردن مطلب درش رو تخته کردین و همون که گفته بودید مشکلات روحی-روانی !!!

    اتفاقاً نوید خیلی عالی خونده و احتیاج به تذکر شما نیست !

    این نوید هست که باید تصمیم بگیره چطوری دوست داره بخونه ...

    پس بنابراین اصلاً به کسی ربطی نداره !!!

    ..جنگر..

    http://pow.blogsky.com
    IP: 65.49.14.28
    دوشنبه 17 دی 1386
    سه‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1386 ساعت 09:37
    امتیاز: 0 0
    اگر کسی فکر کند که خدا با او صحبت نمی کند ناشی از اعتقاد ضعیف خودش است نه چیز دیگری
    اما ای وای از روزی که خداوند از آدمی روی برگرداند.

    امیدواره هیجگاه این احساس را نداشته باشیم.
    سه‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1386 ساعت 12:30
    امتیاز: 0 0
    سلام عزیزان .
    وبلاگ احمد ثانی اپدیت شد .
    سه‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1386 ساعت 14:15
    امتیاز: 0 0
    مطلب زیبایی در مورد خدا بود.تا حالا نشنیده بودم. ممنون مینا جان
    چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 ساعت 00:12
    امتیاز: 0 0
    نامت چه بود؟
    آدم
    فرزند؟
    بنویس اولین یتیم خلقت
    محل تولد؟
    بهشت پاک
    اینک محل سکونت؟
    زمین خاک
    آن چیست بر گرده نهادی؟
    امانت است
    قدت؟
    روزی چنان بلند که همسایه خدا،اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
    اعضاء خانواده؟
    حوای خوب و پاک ، قابیل خشمناک ، هابیل زیر خاک
    روز تولدت؟
    روز جمعه، به گمانم روز عشق
    رنگت؟
    اینک فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه
    چشمت؟
    رنگی به رنگ بارش باران ، که ببارد ز آسمان
    وزنت ؟
    نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست ،نه آ نچنان وزین که نشینم بر این خاک
    جنست ؟
    نیمی مرا ز خاک ، نیمی دگر خدا
    شغلت ؟
    در کار کشت امیدم
    شاکی تو ؟
    خدا
    نام وکیل ؟
    آن هم خدا
    جرمت؟
    یک سیب از درخت وسوسه
    تنها همین ؟
    همین!!!!
    حکمت؟
    تبعید در زمین
    همدست در گناه؟
    حوای آشنا
    ترسیده ای؟
    کمی
    ز چه؟
    که شوم اسیر خاک
    آیا کسی به ملاقاتت آمده؟
    بلی
    که؟
    گاهی فقط خدا
    داری گلایه ای؟
    دیگر گلایه نه؟، ولی ...
    ولی چه ؟
    حکمی چنین آن هم یک گناه!!؟
    دلتنگ گشته ای ؟
    زیاد
    برای که؟
    تنها خدا
    آورده ای سند؟
    بلی
    چه ؟
    دو قطره اشک
    داری تو ضامنی؟
    بلی
    چه کسی ؟
    تنها کسم خدا
    در آ خرین دفاع؟
    می خوانمش که چنان اجابت کند دعا
    چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 ساعت 00:16
    امتیاز: 0 0
    مینا جان سلام
    لینک کنسرت ناصر در سالن وزارت کشور فیلتر شده و با فیلتر شکن هم که باز می‌کنم وارد سایت best2best می‌شود که بازهم لینک این کنسرت error not found می‌دهد لطفاً لینک را اصلاح کنید
    چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 ساعت 10:20
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    لطفا رجوع کنید به پاسخ سپیده.
    "بی تو به سادگی کدام صدا بنازم؟"


    سلام
    مثل همیشه عالی و قشنگ بود
    چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 ساعت 12:58
    امتیاز: 0 0
    ای کاش مینا این کنسرت رو خودت آپلود می کردی.

    چون هرچی به این لینک می رم همش erorr میده و میگه:

    مشترک گرامی

    دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد.

    چندین بار امتحان کردذم اما نمیشه.

    چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 ساعت 13:35
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سپیده جان این ارور تفکر سانسور پرسته!
    با استفاده از فیلترشکن می تونی واردش بشی.
    به این آدرس برو

    http://freecats.info/

    بعد تو قسمتی که داخل صفحه هست و جلوش نوشته go
    آدرس لینک کنسرت و کپی کن و go رو بزن.
    دوست خوبم مینا جان سلام
    لینکی که از اون باید دانلود کنیم error - not found می‌دهد حالا دلیل آن معلوم نیست شاید در نحوه بارگذاری این کلیپ ااشتباهی صورت گرفته پیشنهاد می‌کنم در راپیدشیر یا سایت دیگری upload کنی
    بهرجهت از زحماتی که می‌کشی ممنونم
    من خودم اکثر فایل‌هامو در راپیدشیر یا مگاآپلود و یا دیگر uploder ها بارگذاری می‌کنم
    جاوید ناصریا
    پنج‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1386 ساعت 00:04
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    من از راپیدشیر حتی بلد نیستم دانلود کنم چه برسه به آپلود اگه طریقه دانلود کردن از راپیدشیر و یادم بدی ممنون می شم.
    و نکته دیگه این که
    فعلا دسترسی به اینترنت پر سرعت ندارم و هنوز خودم نتونستم اون کنسرت و دانلود کنم اما به محض اینکه ای دی اس الم وصل شد حتما اینکارو می کنم و ان شالله برای دانلود داخل ناصریا یا آدم برفی قرارش می دم.
    سلام دوستان ...

    دلتنگ ناصریا آپدیت شد با :

    السلام علیک یا خون خدا ...

    توی این روزها و شبها اگه چشم و دلتون بارونی شد ...

    التماس دعا

    پنج‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1386 ساعت 12:44
    امتیاز: 0 0
    خدمت مدیر وبلاگ
    با عرض سلام
    خیلی ممنون از زحمتهایی که می کشید.
    من فقط یه گله کوچیک داشتم. چرا کامنتهایی که مخالف ناصر هستند و بار منفی دارند رو وارد این قسمت می کنید؟
    شما که امکان ادیت و تایید نظر رو قرار دادین و طبق گفته خودتون که اینجا سایت دوستداران ناصریاست پس چرا اجازه میدین این بحث های بچگانه اینجا عنوان بشه؟ مگر نه اینکه همیشه جواب ابلهان خاموشیست؟
    شما با اداره این سایت مسئولیت بزرگی رو به گردن گرفتین . اینجا طبق گفته خودتون وبلاگ اختصاصی ناصر عبداللهیه بنابراین باید مثل ناصر که با وسواس شعرها و ترانه هایش رو متناسب با شعور مخاطبش انتخاب میکرد شما هم باید مطالبی رو قرار بدین که در شان ناصر باشه.
    همه آدمها مخالف و موافق دارن . ناصر هم به دلیل شهرتش از این قائده مسثنی نیست. بنابراین من و شمایی که از دوستدارانش هستیم نباید از این بادهای مخالف نگران بشیم.
    اگر عنوان شده که نوید زیاد خوب نخونده دلیلش خیلی ساده است. چون همه توقع دارن که صدای پدر از حنجره پسر شنیده بشه با همان وسواس در انتخاب ملودی و شعر و آهنگ . نوید جان خوب هنوز خیلی جوونه و راه طولانی در پیش داره که برایش آرزوی موفقیت می کنم

    یه پیشنهاد هم داشتم .برای پر بار تر شدن این سایت عنوان کنید که هر کس خاطره ای از ناصر داره و کی و کجا اولین ْآهنگش رو شنیده برامون بنویسه
    یا چیزهایی از این قبیل.
    با آرزوی موفقیت روزافزون
    پنج‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1386 ساعت 13:41
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام دوست عزیز
    ممنون از انتقادات و پیشنهادات شما
    در مورد تایید کامنتها یک جمله می گم تا سیاهی نباشه سپیدی معنی نداره...
    و در مورد خاطره دوستان با ناصر فکر می کنم ۱۰ ماه پیش چنین پیشنهادی دادم که ..
    » خواننده : ناصر عبداللهی
    » آلبوم : دوستت دارم
    » ترانه : ناصریا



    ناصریا تو که تا حالا بدت دیدم
    از دنیا خوشی ندیدم
    از همه کس بدت دیدم
    ناصریا از نارفیق پشتت خمیده
    از ناروش سینه ات دریده
    از همه کس بدت دیدم
    للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا ...
    عشق تو حقن ( حقه ) ولی دنیا پر ناحقن از همه کس بدت دیدم از هیچ کس خوشی ندیدم
    عشق تو حقن ( حقه ) ولی دنیا پر ناحقن از همه کس بدت دیدم از هیچ کس خوشی ندی خوشی ندی لا لا
    للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا للا ، للا للا لا لا لا ...
    تاصریا از عشق دنیا خو بار کن
    از هرچه رنگه تو خار کن
    جمعه 28 دی‌ماه سال 1386 ساعت 16:57
    امتیاز: 0 0
    این ناصر بود که بهتر بودن بهتر زیستن و بهتر اندیشیدن را بمن آموخت و اینکه چگونه خدا را بپرستم جمله ای که بارها بارها در گوشم زمزمه میکند زندگی زیباست به شرط اینکه آنچه را بخواهی که خدا میخواهد و از او که همیشه جاودان است قدردانی میکنم و همینطور از مدیر وبلاگ گل مینای غزیز که نوشته هایش فقط و فقط بوی هوای ناصر میدهد
    سه‌شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 01:13
    امتیاز: 0 0