X
تبلیغات
نماشا
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

مصاحبه با ناصر عبداللهی شهریور۸۵

منبع : مجله ی کانون خانواده

این مصاحبه دقیقا مربوط می شه به دو ماه قبل از به کما رفتن ناصریا و سه ماه قبل از... نیمه ی دوم شهریور ماه سال 1385

مصاحبه با ناصر عبداللهی (هنرمند آهن فروش نیست) 

 اسمش با ترانه ی معروف ناصریا شهره ی عام و خاص شد . اصالتش به شهرهای جنوب کشور بر می گردد و صدایش همچون مردم جنوب اصالت و گرمی لهجه ی آن ها را دارد .

وی در سال 1349 در بندرعباس متولد شد . آلبوم هایی نظیر عشق است ، دوستت دارم ، بوی شرجی و هوای حوا را تا کنون از این هنرمند شنیده ایم . اخیرا هم زمزمه هایی است که وی می خواهد با بنیامین بهادری یک اثر موسیقیایی (ماندگار)را منتشر کند . با وی گپی زده ایم که آن را می خوانید : 

 از آلبوم جدید خود بگویید . 

 این آلبوم مراحل پایانی ضبط خود را سپری می کند که توسط موسسه ی فرهنگی – هنری آوای نکیسا تهیه شده است . 

 شنیده ایم که در این اثر با بنیامین بهادری همکار هستید  

آهنگسازان و تنظیم کنندگانی چون مهرداد نصرتی ، ئکتر محمد رضا چراغعلی ، بنیامین بهادری ، نیما وارسته ، بهنام ابطحی و خود من برای این آلبوم آهنگسازی کرده ایم . 

 از فضا و اسم این آلبوم بگویید . 

 هنوز اسمی برای این آلبوم بر نگزیده ام . اما فضای آن انرژیک و تند است و کمی با فضای دیگر آلبوم ها متفاوت می باشد .  

برایمان کمی از فضای اجراهای زنده ی موسیقی پاپ و شرایط برگزاری آن ها صحبت کنید . 

 در پشت صحنه ی کنسرت ها آشفته بازاری وجود دارد . به ویژه زمانی که کنسرت ها تمام می شود . در رابطه با کنسرت های من تا دلتان بخواهد چک های برگشتی فراوانی دیده می شود . بی اغراق نیست اگر بگوییم از هر 10 برنامه ، چک های دستمزد 5 برنامه هرگز وصول نمی شود !!! 

 این حقیقتی است که مردم از آن بی اطلاعند . از چگونگی شکل گیری ترانه ی ناصریا برای خوانندگان بگویید .  

این ترانه یک نوع اندیشه ی فرهنگی است . این موسیقی بر آمده از فرهنگ موسیقی جنوب و خطه ی هرمزگان است . در ایران کسی نمی داند که این نوع موسیقی دارای چه ریشه هایی است و از چند گوشه تشکیل شده و به همین خاطر هنگامی که ما آن را اجرا می کنیم ، تهمت می زنند که این موسیقی فلان کشور است و ما مرتکب سرقت شده ایم . 

 

با توجه به این که اهل بندرعباس هستید ، فضای موسیقی این شهرستان چگونه است ؟  

بندرعباس در آن سال ها پر بود از آلبوم هایی که از کشور های خارجی می آمد و اغلب آن ها فاقد کیفیت بود . زمانی که به خانه های دوستان و آشنایان می رفتم ، شاهد بودم که در و دیوار خانه های آن ها به دلیل عدم تولیدات داخلی ، از عکس خواننده های خارجی چون مایکل جکسون ، جرح مایکل پر شده بود . 

 پس به نوعی حس مسئولیت پذیری شما را وارد عرصه ی موسیقی کرد ؟ 

 بله ، همیشه پیش خودم فکر می کردم که ما باید برای جوانان ایرانی الگو های سالم وطنی ایجاد کنیم تا آن ها هنرمندان خارجی را الگوی خود قرار ندهند . به فکر افتادم و دیدم به عنوان یک ایرانی وطن پرست باید زمینه ای را فراهم کنیم تا بتوانیم بر بستر آن ، هنر متعهد را عرضه نماییم . برای نیل به این هدف ، بهترین راه فعالیت در عرصه ی موسیقی و تئاتر بود . ابن ها هنرهایی بودند که به بهترین نحو می توانستیم از آن ها استفاده کنیم . البته از طریق سینما و تلویزیون هم می شد این حرف ها را انعکاس داد ، به خصوص تلویزیون که نفوذ بسیاری دارد . من در آن زمان سعی خودم را کردم که از تلویزیون شروع کنم ، اما متاسفانه با من همکاری نشد .  

چرا ؟ 

 شاید به این دلیل که درست مرا نمی شناختند !!! 

 بعضی معتقدند کاست عشق است کار چندان خوبی نبود .  

چنین عقیده ای ندارم . من ملودی های این آلبوم را برای فضای بسته ی سال های 75-74 ساختم . اما از سال 1375 فضا عوض شد و کاست دوستت دارم که من با آن به مردم معرفی شدم با استقبال بیشتری مواجه شد . 

 درباره ی عوض شدن این فضا کمی برایمان توضیح دهید . 

 این اثر فضا و حس مردمی اش بیشتر از کاست قبلی بود . دوستان نباید فضای مردمی را با فضای بازاری یکی بپندارند . در این کار ، شعر ها حرف دل جوان ها را بیان می کرد . 

 دلیل فروش بالای دوستت دارم را چه می دانید ؟ 

 شبکه ی سه سیما در هفتمین سال تولدش مرا معرفی کرد و در جشن خودشان ترانه ی ناصریا را پخش کردند و برخی دیگر از ترانه ها را . این کار به لانسه کردن من خیلی کمک کرد . 

 یک هنرمند تا چه حد باید تعهد اخلاقی را سرلوحه ی کار های خود قرار دهد ؟ 

 کسی که می خواهد موسیقی کار کند ، شخصیتش هم باید شخصیت درستی باشد . از کوزه همان برون تراود که در اوست ! پس اگر سواد داریم ، اگر خواننده ی خوبی هستیم ، اگر آهنگساز و تنظیم کننده ی خوبی هستیم ، باید در سایه ی تعهد اخلاقی این کار را انجام بدهیم ، چون اگر غیر از این باشد ، نمی تواند کار و اثر ماندگاری را ارائه کرد . 

 یک اثر چگونه ماندگار می شود ؟  

همان تعهد اخلاقی ، یک حرکت فرهنگی همچون موسیقی ، ادبیات ، نقاشی و تئاتر اگر در سایه ی تعهد انجام نشود ، در مدت کوتاهی از بین خواهد رفت .  

فکر نمی کنید کسی از ماندگار شدن بدش نمی آید ؟ پس چرا کمتر شاهد آثار ماندگار هستیم ؟  

من فکر می کنم همه ی خواننده ها ، آهنگسازها و هنرمندان دوست دارند بمانند و ماندگار شوند . من احساس می کنم تعدادی از هنرمندان این موضوع را درک نکرده اند و موسیقی را نشناخته اند . چون اصولا کارهای فرهنگی نیاز به زمان دارند و موسیقی هم که بخشی از حرکت فرهنگی است ، از این قاعده مستثنی نیست . این گونه افراد کارهای مقطعی انجام می دهند و به نظر من یک کار مقطعی ارزش ندارد . 

 نظرتان درباره ی موسیقی پاپ که امروزه در جامعه ما رایج است ، چیست ؟  

موسیقی که امروزه راواج یافته ، بیش از آن که موسیقی برای موسیقی باشد ، موسیقی برای پر کردن جیب بعضی هاست . ما به موسیقی شاد احتیاج داریم ، چرا که این موسیقی نیازمند زمانه است . ما نوعی موسیقی را به عنوان مبارزه با موسیقی پاپ لس آنجلسی لازم داریم ، اما باید حدش مشخص باشد . 

 پس به نوعی شما موسیقی پاپ رایج را نفی می کنید ؟ 

 نه ، من موسیقی را نفی نمی کنم . اگر ما بخواهیم یک جسم سنگین را برداریم با یک دست قادر به انجام این کار نیستیم . حرف من این است که باید به کلیه ی سبک های موسیقی پرداخت . موسیقی کوچه بازاری ، سنتی ، کلاسیک و پاپ اعضای یک مجموعه و جدایی ناپذیز هستند . ما باید در این زمینه یک رویکرد کلی داشته باشیم تا بتوانیم معضلات را بشناسیم و از سر راه برداریم . 

 والان فضا را اینگونه نمی بینید ؟  

با این شرایط امروزی به سوی بی محتوایی و هجو گرایی قدم بر می داریم . در صورتی که شعار و هدف اصلی ما مقابله با ابتذال و هجو گرایی است . 

 مقصران چه کسانی هستند ؟  

به طور مستقیم نمی توانیم به هنرمند ، آهنگساز ، تنظیم کننده و... خرده بگیریم . اما هنرمندان ما در سایه ی فعالیت تهیه کننده ها می توانند به کار و فعالیت بپردازند ، چون از خودشان پول و سرمایه ای ندارند . البته به جز عده ی معدودی که پولدارند . الان در اجتماع ما نوعی فقر مادی وجود دارد  .

 برای شرایط فعلی چه پیشنهادی دارید ؟ 

 از جوانان این مرز و بوم دعوت می کنم که خودشان سرمایه گذار کارهای هنری خود باشند ، کسی که با موسیقی زاییده شده ، هنرمند است ، نانوا ، خیاط و آهن فروش نیست .  


با تشکر از دوست خوبم بانوی شبنم پوش که این مطلب را برایم ارسال کرد 

 

 

 

برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مصاحبه با ناصرعبداللهی  ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

 

 

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

  

 

 

 

برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید. 

 

نظرات (32)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام و درود بر خوبان پاک
باز هم خوشحالم که فرصتی یافتم تا به زیارت شما نایل شوم. خداوند به بانی این کار بزرگ و ستودنی(خواهرم مینا) توان مضاعف و سلامت اندیشه و جسم عنایت کند و شما خوبان را در یاری کردنش موفق دارد. ناصر عزیز ما به خواست و یاری خدا و کمک شما خوبان روز به روز بزرگتر و عزیزتر خواهد شد. بد گویان هر قدر هم که خباثت کنند توان مقابله با عزت خدا دادی را نخواهند داشت. هر روز با بروز اندیشه های پاک و بزرگ این عزیز(ناصر) عاقلان دست رد بر سینه یاوه گویان میزنند.
... ناصر را اهل دل دوست دارند ُ از هر قشر و گروه و دیاری.
چندی پیش با روحانی وارسته و اهل دلی هم صحبت شده بودم و او از ناصر و مسایل پیرامونش پرسید. به ایشان گفتم : من اصلا هیچ حرفی نمی زنم فقط لحظاتی را گوش جان بسپارید به صدای او.
ابتدا ترانه ؛اباالفضل بریده دست؛ و سپس ؛فاطمه بنت نبی؛ را برایش گذاشتم و با دل و جان گوش کرد و اشک ریخت.
ناگهان رو به من کرد و گفت :دوست شما بی شک مورد هدایت و عنایت اهل بیت(ع) بوده است و حال و هوایش زمینی نیست .پس از آن پیشانی مرا بوسید و برای شادی روح ناصر فاتحه ای جانانه خواند...
آری اهل دل فقط با شنیدن صدایش پی به حال معنویش می برند . حال قضاوت نا اهلان فقط شخصیت خودشان را بروز می دهد یعنی: از کوزه همان برون طراود که در اوست.
خداوند روح آسمانیش را شادتر کند و با اهل بیت (ع) محشورش فرماید و شما خوبان را صبورتر و مهربانتر از پیش مستدام دارد.
مجددا از زحمات خواهرم ؛مینا؛ بی اندازه سپاسگذارم.
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما هم از همراهی و همدلی شما استاد عزیز ممنونیم
ممنون ! بازم مصاحبه !
روح ناصریای عزیز شاد ،
یادش جاودان
و
صدایش ماندگار !
شاد و پیروز باشید
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 13:03
امتیاز: 0 0
بسیار عالی بود.عجب عکسی تقریبآ میشه گفت قدیمیتر از قبلیاس .
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 14:39
امتیاز: 0 0
چقدر این حرف زیباست
یک حرکت فرهنگی همچون موسیقی ، ادبیات ، نقاشی و تئاتر اگر در سایه ی تعهد انجام نشود ، در مدت کوتاهی از بین خواهد رفت .
ممنون مینای عزیزم که تو هم متعهدانه کار وبلاگ ناصریا را ادامه می دهی و امیدوارم همواره ماندگار باشی.
دوستت دارم و به تو افتخار می کنم.
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:38
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم.
با حمایت و دعای شما دوستان
هر عشقی میمیرد خاموشی میگیرد عشق تو نمیمیرد

باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمیگیرد ....

حیف حیف حیف ...

جاوید ناصریا
جمعه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:35
امتیاز: 0 0
گل مینای عزیزم سلام
مرسی که بهم سر زدی و سر افرازم کردی.
بلاگ واقعا عالی و لی خوب یه عالمه خاطره توش نهفته است.
غم اخرتون باشه.
ا
من با تبادل لینک موافقم تو چه طور ؟
موافق بودی یه خبر بهم بده.
قربانت مونا... نیومده رفتیم
جمعه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 12:28
امتیاز: 0 0
سلام!
خیلی ممنون از مصاحبه.
ناصر چه قشنگ به فقر مادی هنرمندا اشاره کرده.
واقعا جالب بود.
جمعه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 12:53
امتیاز: 0 0
در صورت تمایل به وب سری بزنید.یه آهنگ آمادست.
موفق باشید
جمعه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 21:32
امتیاز: 0 0
سلام
تبریک به شاه داماد خودمون، سیاورشن !!!!!!!
این شیطون یواشکی ازدواج کرد و هیچکی نفهمید، وای تا میننا بهم گفت دیشب عروسی سیاوش بوده، خیلی خیلی خوشحال شدم، آرزوی خوشبختی برای خودش و عروس خانومش می کنم.
وای خیلی خوشحال شدم........
انشاء الله هرروز شاهد خوشبختی طرفداران، دوستداران و فرزندان ناصریا باشیم ...
الهی آمین .........................
جمعه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالله مبارکش باشه
و همیشه خبر عروسی و شادی باشه نه...
به جُست‌وجوی ِ تو‎
بر درگاه ِ کوه می‌گریم،‎
در آستانه‌ی ِ‎ ‎دریا و علف‎.‎

به جُست‌وجوی ِ تو‎
در معبر ِ بادها می‌گریم‎
در چارراه ِ‎ ‎فصول،‎
در چارچوب ِ شکسته‌ی ِ پنجره‌یی
که آسمان ِ ابرآلوده را ‎ ‎
‎ ‎ قابی کهنه می‌گیرد‎.‎
‎. . . . . . . . . .‎

به انتظار ِ تصویر ِ تو
این دفتر ِ خالی ‎ ‎
‎ ‎ تا چند
‎تا چند ‎ ‎
‎ ‎ ورق خواهد خورد؟

‎□
جریان ِ باد را پذیرفتن‎
و عشق را‎
که خواهر ِ مرگ است‎. ‎ــ

و جاودانه‌گی ‎ ‎
‎ ‎ رازش را ‎ ‎
‎ ‎ با تو در میان نهاد‎.‎

پس به هیات ِ گنجی درآمدی‎:‎
بایسته و آزانگیز ‎ ‎
‎ ‎ گنجی از آن‌دست
‎که تملک ِ خاک را و دیاران را ‎ ‎
‎ ‎ از این‌سان ‎ ‎
‎ ‎ دل‌پذیر کرده است‎!‎

‎□‎

نام‌ات سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ ِ آسمان می‌گذرد‎
ــ متبرک‎ ‎باد نام ِ تو! ــ

و ما همچنان‎
دوره می‌کنیم‎
شب را و روز را‎
هنوز‎ ‎را‎...‎
جمعه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:11
امتیاز: 0 0
من نگاهم به افق منتظر است
که پرستوی مهاجر روزی
باسبدهاب پر از شعر و غزل
سمت چشمان مرا سبز کند
کلبه ام پاییزیست!!!
وبلاگ قشنگی داری
از اینکه به وبلاگ من سر زدی و کامنت گذاشتی ممنونم
در صورت تمایل حاضر به تبادل لینک هستم
شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:35
امتیاز: 0 0
من نگاهم به افق منتظر است
که پرستوی مهاجر روزی
باسبدهاب پر از شعر و غزل
سمت چشمان مرا سبز کند
کلبه ام پاییزیست!!!
وبلاگ قشنگی داری
از اینکه به وبلاگ من سر زدی و کامنت گذاشتی ممنونم
در صورت تمایل حاضر به تبادل لینک هستم
شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:35
امتیاز: 0 0
خیلی قشنگه من عاشق ناصر بودم خدا رحمتش کنه
شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 16:47
امتیاز: 0 0
باد را دیدم که پر پر کرد آن گل نازی را که در اوج شکوفایی ، ناز بر مرغ چمن می کرد و بودن را جاودانه با همین زیبایی سرشار باور کرد .

شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:13
امتیاز: 0 0
امشب رفته بودم تا آلبوم بوی شرجی رو بخرم . نه اینکه فکر کنید ندارمش . چرا دارمش ولی روی نوار کاست . می خواستم روی سی دی هم داشته باشم تا برای یادگاری نگه دارم . متاسفانه هر وقت خواستم دی ال کنم سرعت پایین بود نمی شد . تا اینکه همون طور که گفتم رفتم تا آلبوم رو بخرم . چون واقعا ارزشش رو داشت . آقای فروشنده برای اطمینان از سالم بودن سی دی امتحانش کرد .
وای خدا ...
چه احساس خوبی بود وقتی صدای ناصر رو اون هم با صدای خیلی بلند شنیدم . صداش پیچید توی پاساژ . دلم لرزید با صدای ناصر .
روح پاکش شاد
شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:37
امتیاز: 0 0
صلوات به روح پاک ناصریا
شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:40
امتیاز: 0 0
یک آلبوم جدید از ناصر عبداللهی
http://banooye-shabnampoosh.blogfa.com/
شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:58
امتیاز: 0 0
یه مصاحبه از ایشون توسط سیاورشن درمرداد۸۵ خوندم فکر کنم شماهم داشته باشیداون هم عالیه.
یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 05:48
امتیاز: 0 0
همه دوستای خوبم ، سلام خسته نباشید ...
یه خسته نباشید ویژه هم برای گل مینای عزیز ...
یه تبریک ویژه هم برای آقا سیاوش ...
همتون و دوست دارم ...
ناصریا هم با ماست ، قربونش برم ،‌خیلی خیلی دوسش دارم ...
میخوام به ناصریا بگم ، که عزیز دلم ، ما باهاتیم ، میدونیم که تو هم با مایی ، به خاطر همین هیچ وقت غم نداریم ...
هیچ وقت ...
یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 14:28
امتیاز: 0 0
سلام به مینا گل عزیزم و همه دوستان خوبم...
به به بلاخره تو کوچه ما هم عروسی شد...البته تبریک ویژه خدمت خود سیاوش عزیز .امیدوارم همه روز -روز شادی باشد...و اما تغییرات در سایت...مبارک باشه مینا جان...دیدم آمارو ارقام روزانه اضافه کردی و همچنین نظرسنجی...آفرین به شجاعتت... این خیلی خوبه که برای نظرات بچه های ناصریا اهمیت قائل هستی...امیدوارم روز به روز شاهد پیشرفت در این سایت باشیم و باز هم به تو خسته نباشید میگویم...
یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 21:07
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم.
هدف من جلب آرامش و رضایت شماو شادی روح پاک ناصره که امیدوارم از پسش بر بیام
قرن ما شاعر اگر داشت، هوا بهتر بود . .

خار هم کمتر نبود از گل، بسا گل تر بود.

قرن ما شاعر اگر داشت که کبوتر با کبوتر، باز با باز نبود، شعار پرواز!

وای بر ما که تصّور کردیم عشق را باید کشت . .

در چنین قرنی که دانش حاکم است عشق را از صحنه دور انداختن دیوانگیست، در ماندگیست، شرمندگیست . .

قرن ما شاعر اگر داشت....
یکشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 21:45
امتیاز: 0 0
دلتنگ نگاهی هستم که در آن عشق را یافتم و مهر را تجربه کردم.
دلتنگ لبخندی هستم که آرامش را به وجودم هدیه می کرد و دلم را به پرواز وا می داشت
دلتنگ مردی هستم که با بودنش مردانه بود و رفتنش مردانه تر و دشمنانش نا جوانمردانه ترینها...
دلتنگ عبوری هستم که مرا به آیینهء نگاه تو باز گرداند

دلتنگ توام نازنین مرد شب ای مونس شبهای دلتنگیم.

دلتنگ توام
دلتنگ تو
ناصر...
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 00:27
امتیاز: 0 0
بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت

سلام مرسی بابته مصاحبه که گذاشتی..خدا بیامرزتش...صدایی که هیچ وقت مثله اون دیگه نمیاد
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 01:22
امتیاز: 0 0
داشتم صفحات مجله مینا گل رو ورق میزدم...
خوب اینجا به نظرم یک مجله تصویریه دیگه...تو یکی از صفحاتش فرم نظرسنجیو دیدم...
امیدوارم هممون در این نظر خواهی شرکت کنیم...مطمئنم به پربارتر شدن این مجله که قلمش احساس و مرکبش دلای عاشقمونه کمک بیشتری خواهد شد...
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 01:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره عزیزم منم ممنون می شم از همه بچه ها اگه تو نظرسنجی شرکت کننن و به من کمک کنن برای بهتر شدن وبلاگ ناصریا
سلام
جمع صمیمیتونو خیلی ذوست دارم تازه وارد هارو هم میپذیرید؟
http://sofalin.blogsky.com/
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 03:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوش اومدید
سلام گل قشنگم مینا جون
من مدتیست که به وبلاگ شما سر می زنم و مطالب را مرور می کنم. اطلاعات خوبی هم بدست اوردم ولی در میان همه ی کامنت ها (ا - م ) واقعا عالی و پخته می نویسد .(البته به دوستان دیگر بی احترامی نباشد) نظر من و همه ی دوستانم این است.او کیست؟شاید از دوستان آقای عبد الهی است که مثل خودش بی ریا و دوست داشتنی است.البته ما چند بار به او ایمیل زده ایم ولی جوابی نگرفته ایم.چه کمکی می توانی به ما بکنی تا با او ارتباط داشته باشیم؟
مینا جون من ما این اتحاد و همدلی را هم مدیون شماییم. دوستت داریم خیلی خیلی زیاد.
جاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوید ناصریا
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 09:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیز
بله استاد شیدا از دوستان ناصر عبداللهی عزیز هستند و حضورشون در این وبلاگ افتخار و دلگرمی بزرگیه برای من.
در مورد ارتباط می تونین هم از طریق این وبلاگ و هم ایمیل با ایشون تماس داشته باشید.
بگید که از بچه های وبلاگ ناصریا هستید مطمئنا جوابتون و خواهند دادو تاخیرشون در پاسخ دادن به ایمیل شما به دلیل مشغله است.
سلام عالی بود
من هم آپ هستم یه سر بزن
منتظرتم یاعلی
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 09:27
امتیاز: 0 0
سلام
تازه از راه رسیدم ناشناسم من هنوز
با اجازتون شما را لینک کردم
ناگفتنیهارو دوست دارم و شما میگویید
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:53
امتیاز: 0 0
سلام دوست عزیز
اوکی
خوشحال میشم بابته تبادل لینک
شاد باشی
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 13:03
امتیاز: 0 0
سلام گلم
چند روزی نبودم دلم واسه همتون تنگ شده مینای گلم بازم یه شاهکار جدید مصاحبه محشر بود نظر سنجی عالی تر. بابت همه زحماتت مرسی فدات
*****جاوید ناصریا*****
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 15:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام لاله منم دلم برات خیلی تنگ شده بود.
خوشحالم که برگشتی.
عجیبه واقعا مثل یه خانواده شدیم!
سلام بـر دوستان عزیـــزم !

چه می کنید با نـاصــریــــا ؟
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 18:34
امتیاز: 0 0
خوابیدی بدون لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه جای سیلی یا یه باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره توی دنیایی که آدمک نداره

سلام گلم:
درسته ما مثه یه خانواده ایم و شما پایه های این خانواده
فدات
*****جاوید ناصریا****
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 19:03
امتیاز: 0 0