X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

آره...به سرش هوای حوا زد و رفت...

خیلی وقته تصمیم دارم غمگین ننویسم اما مگه می شه؟

 مگه می شه که بشه؟

 صبح یه صدا مدام تو گوشم تکرار می شد آره همون صدای آشنا که جدیدن به انتخاب خودش میاد و تو خوابام برام می خونه شاید اینم یه جور محبته یه جور عشق بی ریا که اون همیشه داشته نسبت به همه کسایی که دوسش داشتن و...نداشتن!!!

 صدا تکرار می شد ... این بار چه می خونی ناصر... بیشتر دقت کردم!!!

دل من یه روز به دریا زد و رفت

                                            پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

 پاشنه’ کفش فرار و ور کشید

                                           آستین همت و بالا زد و رفت....

 آروم چشمام و باز کردم. بغض یه بار دیگه گلوم و گرفته بود مثل تمام اون روزای سرد روزای پرواز ناصر که هر صبح که چشامو باز می کردم اولین کسی که بهم صبح به خیر می گفت بغضم بود.

هنوز صدا رو می شنیدم ! ا

اولین بار بود که ناصر این ترانه رو برام می خوند!

مثل همیشه بلند شدم و شروع کردم به گشتن. گشتن دنبال دلیل !

بی اختیار رفتم به سراغ نوشته های پیشن سیاورشن و از اولین عنوان شروع کردم.

 ناصر عبداللهی در کماست لطفا دعا کنید! کامنتها رو باز کردم و ایمیلهای نا آشنای دوستدارای ناصر و از بین اونا جدا کردم و به ایمیل های بچه های قبلی اضافه کردم و در این بین بار دیگه شاهد درد دلها دعا ها غمها و نگرانیهای بیریای دوستدارای ناصر بودم ...

 دلم بدجوری گرفت یه لحظه به خدا گفتم: خدا تو که دیدی این همه دل شکسته رو! مگه خودت نگفتی اگه با قلب شکسته و از ته دل چیزی و از من بخواین بهتون می دم پس چطور صدای این همه دل شکسته رو نشنیدی؟

دیگه کم کم بغضم داشت آزار دهنده می شد و احساس کردم توان ادامه رو ندارم وبلاگ و بستم و کلا کامپیوتر و خاموش کردم. اما دلم آروم نمی شد سعی کردم سرم و با کارای دیگه گرم کنم اما دیدم آروم شدنی نیستم! دل سمجم دست از سرم بر نمی داشت دوباره اومدم پای کامپیوتر و قسمت مدیریت وبلاگم و باز کردم تا اگه کامنتی هست تایید کنم. اولین کامنتی که دیدم این بود

 سلام... در جواب دوست عزیزمون الهام باید بگم بله ... سنگ قبر براش گذاشتن ... با شعری از خود ناصر که برای خدا گفته بود. ....... بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن پهنه ی وسیع عالم بی تو بی مه قفسن ....... این یک بیت از اون شعر بود که نوشتم . در ضمن عکسش رو هم بالای سرش روی سنگ هک کردن .... تا چند روز دیگه عکسش رو به مینا میرسونم تا بذاره توی سایت ... تا خودتون ببینید ... ولی میتونست بیشتر روی عکس کار بشه ! ...... بی تا

بی اختیار با خوندن شعر ناصر دلیل خوابم و فهمیدم و اشکام سرازیر شدن...

بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن

                                                    پهنه ی وسیع عالم بی تو بی مه قفسن

و گریه کردم و گریه کردم...

گریه کردم گریه کردم اما دردم و نگفتم 

روی خاک سرد قبرت دارم از نفس میفتم

دیگه آرامش اون ترانه ها نمیشه تکرار

پشت این پنجره ها بی تو می لرزه تن دیوار

دلت و زدی به دریای سفر چه بی بهونه 

به سرت هوای حوا زد و رفتی عاشقونه

شرم دستات بوی شرجی همصدای موج و دریا

بعد تو سخته رسیدن به شبای عشق و رویا

بعد تو ترانه مرده واژه ها شدن فراموش

اما هرگز اون صدای بی بدل نمی شه خاموش

** ناصریا اد نیا دلی بریده**

 **از نارو سینش دریده**

**از همه کس بدی دید بدی دید بدی دید**

 ناصر متعلق به اینجا نبود او از جنس پرواز بود او دیگر نمی خواست بماند.

 بماند که نا جوانمردانه او را راهی آسمانها کردند...

 اما او مشتاقانه و شتابان رفت به سوی او که الهامهای شعرهایش همه از عشق او بود ...

رفت ...

آره... به سرش هوای حوا زد و رفت...

 

 در این بهار در بهار بعثت رسول عشق حضرت محمد مصطفی نبی مکرم اسلام جای حنجره, نایاب جنوب خالی...

یا حق 

 


 برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مطالب نوشته شده توسط گل مینا ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

 

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

  

 

برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید. 

 

نظرات (38)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام .خوبی . من شروع به نوشتن یه وبلاگ کردم. برای فعال شدنش به بیننده خوبی مثل شما نیاز دارم .راستی امروز تولد من .تولدم مبارک . راستی هر وقت اومدی نظر یادت نره.
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 15:27
امتیاز: 0 0
قشنگ می نویسی... خوشحالم کردی...
موفق باشی... بای بای
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 17:24
امتیاز: 0 0
سلام...
روزی که سنگ قبر ناصر رو میذاشتن من اونجا بودم و در وبلاگ "ناصرعبداللهی را چه شد" از اون روز نوشته ام .

(مینا جان ممنون که عنوان لینک رو عوض کردی و ممنون از کامنتت ...)
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 19:08
امتیاز: 0 0
خوش به حالت مینا .
خیلی احساست رو خوب بیان می کنی .
یه بغض دارم ولی نمی دونم چرا این اشک نمی خواد از چشمام بریزه بیرون
بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن
پهنه ی وسیع عالم بی تو بی مه قفسن

جاوید ناصریا
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 23:18
امتیاز: 0 0
بعد تو ترانه مرده واژه ها شدن فراموش
ولی هرگز اون صدای بی بدل نمی شه خاموش
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 23:39
امتیاز: 0 0

بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن
پهنه ی وسیع عالم بی تو بی مه قفسن
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 23:40
امتیاز: 0 0
سپاس که شمع جان جانان و خاطرش را حریم و ناخاموش گذاشته ای.
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 23:41
امتیاز: 0 0
سلام و صلوات و فاتحه به روح بلند ناصریا
جمعه 17 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 23:43
امتیاز: 0 0
..................... تو میفهمی اینا یعنی چی مگه نه؟................................................................
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 00:55
امتیاز: 0 0
بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن

پهنه ی وسیع عالم بی تو بی مه قفسن


بی صبرانه منتظرم عکس مزار ناصرو ببینم...همونجایی که بهش میگن آرامگاه...البته مطمئنم فقط برای آدمای خوب آرامگاهه ...
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 01:59
امتیاز: 0 0
سلام:
به همه ی شما که عاشقانه فکر میکنیدوهمه دلتون واسه ی
یه نفر می تبه! از شما عزیزان می خوام به وبلاگم سری بزنید
تا ناگفته های منو راجع به صدای جنوب ببینید و نظر بدید مخصوصآ نویسنده وبلاگ !!!
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:11
امتیاز: 0 0
سلام :
ازشما دوستدارانناصر می خوام از خاطره ی کوتاه من در وبلاگم دیدن کنید.
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد تاقیامت دل من گریه میخواد
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:28
امتیاز: 0 0
واقعا جای ناصر خالیه خیلی دوست داشتم این روزها تو تلوزیون برنامه زنده ای از ناصر ببینم و بشنوم ولی ...
او رفت ،رفت تا برای معبودش بخونه
ناصریا انسانی با روانی پاک به سوی دیار ابدی شتافت
تا برای ما نصریا همیشه زنده باشد
همیشه ...
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:28
امتیاز: 0 0
سلام گلم؛
اینقدر احساساتت لطیف هستند که با خوندنشون بی اختیار اشک میریزم.
به همه دوستانی که از من خواستن راجع به قبر ناصریا بنویسم قول میدم به زودی عکسهایی تهیه کنم واواسه مینا بفرستم که ببینید.
وقتی نگاه به قبر مبکنی مظلومیت :معصومیت؛و پاکی و...... ناصریا را میشه درک کرد.من هر وقت میرم با وضو میرم :چون واسه من مکان مقدسیه؛به امید دیدار همه شما در این مکان مقدس.
گلم بابت زحماتت مرسی
*****جاوید ناصریا*****
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 08:34
امتیاز: 0 0
سلام به همه دوستان
واقعا چه می شه گفت ؟
گاهی اوقات با خوندن یه فاتحه یا بخشی از قرآن کریم می شه آروم شد . احساس می کنیم به خدای خودمون و عزیزی که درگذشته نزدیکتریم . همه می دونیم که ناثریا مث خیلی از عاضقای دیگه به آرزوی بزرگش رسید . اما برای ما که حالا از ش دورتر شدیم این خیلی سخته . اما به خاطر خوش آمد او و معبودمون تحمل می کنیم .
روحش شاد و در آرامش باد
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 10:43
امتیاز: 0 0
من نه قصد توهین به ناصر و دارم نه خراب کردنش و
اما اینو می دونین که ناصرو کشتن؟
من عید بندر بودم اونجا شنیدم که ناصر و کشتن همه بندریها این و می گفتن و می گفتن اون به خاطر یه زن کشته شده !
منم ناصر و دوست داشتم اما از این کارش خوشم نیومده اون با یه زنی دو ماه رابطه داشته زنه البته می خواسته طلاق بگیره بعد خانواده>مرده می فهمن می ریزن سر ناصر و به شدت کتکش می زنن و باقی ماجرا...
مینا خانوم من می دونم که اینو تایید نمی کنی اما اینو به خودت می گم الکی این ناصر و گندش نکنین من از منبع های موثق این حرف و شنیدم و چون مطمئنم بهت گفتم حالا خود دانی
می خوای باور کن می خوای نکن
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:07
امتیاز: 0 0
پاسخ:
۱-ارجاعت می دم به پست خبرگذاری خاله زنک دات کام تقدیم می کند (منابع موثق اونجا توضیح داده شده)
۲-پشت سر ناصر این اراجیف نباشه عجیبه این تازه شروع ماجراس این اخبارو شایعات در میاد برای ردگم کنی و...
۳-مولا علی وقتی تو محراب شمشیر خرد مردم گفتن مگه علی مسجدم می رفت نمازم می خوند؟
وقتی مولا علی از این قاعده مستثنا نیست ناصر باشه؟
۴-واقعا برای شما و منابع موثقتون متاسفم که اینقدر کوته فکرین اگه چنین ماجرایی بود تا الان قاتلهای ناصر شناسایی شده بودن لابد کل مردم بندر قاتلا رو می شناسن الا پلیس آره؟

به خدا یه کم از اون عقل خداداد استفاده کنید هیچ اتفاقی براتون نمیفته من تضمین می کنم..

پناه می برم به خدا از شر شیطان...
من همیشه از این وب دیدن می کردم اما تا حالا نظر نداده بودم اما حرفهای احمقانه این ناشناس نذاشت ساکت بمونم
من حدود سه چهار سال با ناصر همکار بودم اون خیلی پاکتر از این حرفاس که این وصله ها بهش بچسبه اون هیچ وقت به زن و زندگیش خیانت نمی کرد و آدم درستی بود این و من نمی گم همه کسایی که ناصر و از نزدیک می شناسن به سرش قسم می خورن بعدشم این همه دختر خوشگل و پولدار و... چرا بره سراغ زن مردم؟ اونم ناصر یه آدم معتقد اون خیلی بزرگ بود خیلی بزرگتر از اونی که تو مغز کوچیک تو جا شه واقعا برات متاسفم
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 13:29
امتیاز: 0 0
سلام. خوبی وبلاگم به روز کردم .لطفا به من سربزن. نظر دادن یادت نره. اکی. منتظرم.
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 15:50
امتیاز: 0 0
سلام گلم؛
با اجازه شما میخوام جواب این ناشناس را بدم؛چرا هر اراجیفی میخواهید بگید به بندر و بندریها نسبت میدید من بندرم و اصلا چنین حرفی را نشنیدم اولین بار از شما شنیدم؛همه بندریها میگن ناصریا کشته شده اما نمیگن به چه دلیل چون نمیدونن؛خواهش میکنم جناب ناشناس و ناشناسها شایعات و نظرات خودتان را به ما بندریها نسبت ندهید؛کدام بندری این حرفارو گفته که میگید همه بندریها میگفتند ؟و این که از مینا خواستید که ناصریارا.....باید بگم ناصریا بزرگ و بزرگوار بودو دوم اینکه هر کس اختیار خودش و عقاید و....دارد چه عجب نگفتی همه بندریها...........................
بمیرم واسه ناصر که فرستادنش زیر حروارها خاک هنوز دشت از سرش بر نمیدارن نمیدونم با این جماعت چه باید کرد؟
به کوری چشم دشمنان ناصریا یک صدا میگیم:
*****جاوید ناصریا*******
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 16:25
امتیاز: 0 0
سلامی به گرمای جنوب و صدای بی صدا ناصر
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 17:32
امتیاز: 0 0
سلام
بازم خسته نباشی گلم
خیلی قشنگ نوشتی اما نمی دونم چرا از بعضی از دوستان دیگه خبری نسیت مثل ا - م که همیشه با کامنت های زیبا و پخته شون به ما دلداری می دادن.
امیدوارم هر جا که هستند سالم باشند.
با مصرعی از او یاد ناصر عزیز را گرامی میدارم:

یاد یاران بهاری سفر کرده بخیر
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 21:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به من ایمیل دادن و گفتن تعطیلاتن حتما میان
ناصر...
داداش گلم...
بمیرم برات که بعد از رفتنت هم غریبی . غریب گلم . غریب...
داداش غریب من...
می دونم از اون بالا ، توی آسمونا این همه نامهربونی رو می بینی .
می دونم که روح پاکت از این آدما دلگیر نیست .
آخه تو خیلی خوبی .
خیلی خوب .
وقتی زنده بودی چه بدی ها که از این جماعت دیدی و دم نزدی .
می دونم حالا که رفتی هم با این که می بینی این همه بی رحمی رو بازم این بی شرما رو می بخشی .
کی می تونه مثه تو باشه ؟
کی می تونه ؟

مثه شونه هات شکسته دلم از این همه غربت
بی تو موندن بی تو بودن واسه من نمی شه عادت

جاوید روح پک ناصریا
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 22:36
امتیاز: 0 0
یه صحبتی دارم با این ناشناس ...ببین سعی کن ناشناس بمونی حیف با این همه اطلا عات شناسایی بشی..کجا بودی تا حالا؟حیفه که با این همه اطلا عاتت بی خبر بذاری مارو!!!! بترس از خدا تو لایق حضور تو جمع ناصریا نیستی تو اصلا میدونی ناصریایی بودن یعنی چی؟ساکت باش و ناشناس ..لعنت خدا بر شیطان و شیطان صفت ها...
جاوید ناصریا تا ابد
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 22:43
امتیاز: 0 0
سلام درود بر شادروان ناصر عبداللهی عزیز .درود بر مینای عزیز.
همه بندریها ؟
بابا ای بندرعباس شناس،ای فهمیده،ای کسی که شهر ما رو بهتر از ما میشناسی.ای کسی که اصلان متولد محلی ی سید کاملی!!!!!!!.
فدای صداقتت.
البته تو بندر و تمام نقاط ایران عزیز.خیلی چیزها گفته میشه که من دوست ندارم.اما کل بندرعباس بابا ای ول.
ما که نگفتیم ناصر قدیسه.
خداییش خندم گرفته حیف که شکلک اینجا نیست.
خوبه بهانه ای شد از مینای عزیز بابت زحمتهایی که میکشه تشکر کنم.بازم دمت گرم ای صادقه راستگو
امیدوارم همیشه موفق باشی مینا جان.
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 00:03
امتیاز: 0 0
سلامی چو بوی خوش آشنایی
عزیزان از روزی که ناصر عزیز در بیمارستان بود شایعات زیادی راجب به حادثه ی مجروح شدن ایشون درست کردند.من اونجا نبودم همونطور که شماها نبودید. بنابراین بهتره راجب چیزی که نمدونیم اصلآ صحبت نکنیم.عزیزان میدونم یه عمر با صداش زندگی کردیم : بهتره گمانه زنی هم نکنیم!!!
من فقط امیدوارم روح ناصر شاد باشه . ضمنآ اینو هم بگم فقدان ناصر برای ما هنرمندا خیلی سختتر از افراد عادیه!!!
ناصر خیلی به ما انرژی میداد. نبودش برای من خیلی گرون تموم شده: ناصر جان روحت شاد ویادت گرامی باد.
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 00:15
امتیاز: 0 0
فقط خواستم به این آقا یا خانوم ناشناس بگم :
*** مردم همه زادگان روزند و پاسداران شب ***
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 00:35
امتیاز: 0 0
سلام دوستان عزیزم . خیلی خوشحالم که میبینم ناصر دوستانی مثل شما داره و هنوزم یادش هستین . نمیخوام جوابی به آقا یا خانوم ناشناس بدم چون ایشون هم میگن شنیدن و خوب دوست خوبم چنین حرفایی معمولا ساخته و پرداخته ی ذهن آلوده ی افرادی لوده و بیکاره . مثل دوستی که به من میگفت ناصر مشروب خور تیر بوده . و من به سادگی این مرد تاسف میخوردم . ببینید عزیزان من با ناصر عبداللهی برخورد داشتم و به خاطر کارم که موزیک و اهنگسازی و ترانه سرایی هست زیاد میدیدم ایشون و آقای اسحاق اخمدی دوست ایشون رو . دوستی صمیمی بین ما نبود اما باهاشون همکاری داشتیم و تو استودیو مخصوصا ساعت های زیادی رو با هم گذروندیم اما انصاف نیست که شنیده هایی این چنینی رو پشت سر هنرمند محبوبمون بگیم . دوستان شاید با کار موزیک آشنایی نداشته باشین اما میخوام یه مثالی بزنم ببینید همه ی ما حتی برای یک مشهد رفتن و یا رفتن تا امام زاده ی شهرمون میگیم آقا باید بطلبه .. کار موزیک و ساختن شعر و ترانه بسیار دشوارتر از سفر هست آیا شما می اندیشید که هنرمندی که چنین ترانه های ماندگاری برای ائمه و خداوند تو کارنامه اش داره همینجور یلخی و به واسطه ی مادیات کار کرده ؟‌ نه ! چنین نیست و مطمئن باشید که تو موزیک هم طلبیده شدن از سوی آن بزرگواران وجود داره
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:35
امتیاز: 0 0
جا داره برای بهتر درک کردن این موضوع از ترانه ای که خودم دارم بگم تا قابل درک بشه براتون .. مدتی بود به سرودن یک ترانه برای حضرت علی و همسر گرامیشون بودم . خیلی فکر میکردم تا اینکه یک شب درحالی که تو رختخوابم دراز کشیده بودم احساس کردم بغض دارم ... از جام بلند شدم تو تاریکی یاد ترانه افتادم و چند بیتی از این ترانه به مغزم رسید و چراغ رو روشن کردم و اون ابیات رو نوشتم اما گریه امان نمی داد . گذشت تا باز هم چنین حالتی بهم دست داد و باز ابیات دیگر حال با این اوصاف به شما یقین میدهم که آقای عبداللهی وجودشون از این چنین شایعات پاک و زلاله . عذرخواهی میکنم که زیاده روی کردم تو صحبت . منو به بزرگی خودتون ببخشید و نام ائمه ی اطهار و سلام و صلوات بر خاندان پیغمبر عزیزمان را برلبان جاری کنید به یاد و خاطره ی ناصر عزیز و برای آمرزش و اروج روح اون مرحوم . باقی و برقرار باشید .
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:40
امتیاز: 0 0
دلایل زیادی وجود داره تا حرف ناشناس ها رو به این راحتی باور نکنیم ، قبول نکنیم .
کاش اینو بدونن و خودشونو به زحمت نندازن !
حداقل بدونن این جا جاشون نیست !
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 06:05
امتیاز: 0 0
سلام گلم؛
خوبی؟یه چیزی ذهن منو مشغول کرده فکر کردم به شما دوستان هم بگم ؛ببینید این گروه ناصریا و زحمات مینای گلم
چقدر حرص افرادی که فکر میکردن ناصر با رفتنش تموم میشه را در آورده که هر چند مدتی یه بار سر میزنن و یه حرفی میپرونن؛و مدام التماس میکنن ناصر را بزرگش نکنید خیلی حرفشون خنده داره؛نمیدونن ......
حتی از قبرشم میترسن بیچاره های کور دل؛
فدات گلم؛همیشه زنده و پاینده باشی
*****جاوید ناصریا*****
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 08:35
امتیاز: 0 0
سلام...
این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنی٬ این سفر همره تاریخ به جا می ماند ....
***
با توجه به نوشته ی دوست عزیز ناشناس!
اگه باز هم به این سایت سر زدی نوشته ی من رو هم بخون.
من یه بندری ام و بندر زندگی میکنم . شما که یه عید رو تشریف آوردی بندر . چطور تونستی از همه ی مردم بندر بپرسی که ناصر چطور مرده یا به قتل رسیده . همونطور
که گفتم من هم بندری ام ولی هرگز چنین جسارتی رو به خودم نمیدم که وقتی در مورد چیزی نمیدونم در مورد اون حرف بزنم در ضمن کسی از من چنین سوالی نپرسیده ایا
به نظر شمامن بندری نبوده ام !
به فرض که ناصر به قتل رسیده ! خب . به خاطر یک
زن هم به قتل رسیده ! آیا شما هم با اون زن رابطه
داشتی ؟ از کجا به این نتیجه رسیدی که به مدت دو ماه ...
بعدش هم گفتی زنه البته می خواسته طلاق بگیره !
پس نتیجه میگیریم پنهانی نبوده ...
گذشته از اینها دو سوال پیش میاد ...
از اونجایی که گفتی خانواده ی مرده میفهمن !
۱.اگه زنه شوهر داشته باید بگم چه دلیلی وجود داره که ناصر
با یه خانومی ازدواج کنه که شوهر داره در صورتی که خیلی ها
برای رسیدن به ناصر سر و دست میشکنن ؟
۲.اگه منظورت خانواده ی مرحوم عبداللهی باشه باید بگم این
چه ازدواجی بوده که خانواده اش بی خبر بودن ؟
در هر دو صورت باید بگم هیچ کس نمیتونسته به این دلیل
ناصر رو به قتل برسونه !
مگر این که زن گرفتن گناه باشه !
بعد گفتی باقی ماجرا ...
اگه ادامه داره بازم بگو ....
در آخر گفتی از یه منبع موثق اینو شنیدی ...
که اگه اینطور بود ۱.اگه منبع موثق بود چرا اول گفتی همه ی مردم بندر به نظر شما همه ی مردم منبع موثق هستند؟
۲. اگه واقعا اون منبع موثق بود نیازی نبود شما به صورت ناشناس نظر بدی .
۳. اگه منبع موثق بود چرا خودش هیچ حرفی نزده .
۴. ناصر خودش بزرگ بود و هست .
خیلی هستن که ناصر رو خیلی دوست دارن . که البته
ممکنه همه به اینترنت دسترسی نداشته باشن .
اگه این رو هم قبول نداری مشکلی نیست .
اره ما عده ی کمی هستیم که ناصر رو دوست داریم .
و میخوایم اونو به کسانی مثل شما بشناسونیم .
مهم اینه که ناصر دیگه نیست ! چطور و چگونه هیچ
اهمیتی نداره ...
بیشتر از این از شما توقع دارم دوست عزیز !

***
در آخر حرفم با ناصریایی هاست .
قدر با هم بودن را بدانیم . ممکنه بعضی ها حرفهایی رو بزنن
ولی کاش بتونیم با تمام این ها مقابله کنیم .
خیلی خوشحالم از این که هیچکدوم از شما با توجه به
حرف های این دوست عزیز ناشناس به حرف های ناسزا
رو نیاوردین ...همین هم باعث افتخاره ...

با آرزوی موفقیت برای شما
بی تا



یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 15:18
امتیاز: 0 0
دلایل حسادت کور دلان
۱: ناصر خوش قیافه بو
۲: ناصر خوش صدا بود
۳: ناصر خوش تیپ بود
۴: ناصر خوش اخلاق بود
۵: ناصر خوش ذوق بود
۶: ناصر هنرمند بود
۷: ناصر با ایمان بود
۸: ناصر پر طرفدار بود
۹: ناصر خوش خنده و دوست داشتنی بود
۱۰: ناصر مملو از انرژی مثبت بود
۱۱: ناصر عاشق خدا بود
۱۲: ناصر شجاع بود
۱۳: ناصر بی ریا بود
۱۴: ناصر مردم دار و خاکی بود
۱۵و.....ناصر ناصر بود

اینا گوشه ای از صفات نیک او بود باید هم به او حسادت کنند کوردلانی که چشم بر خوبیهای او می بندند و تنها به دنبال عیبجویی و دشمنی هستند

ناصر آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 16:08
امتیاز: 0 0
سلام گلم؛
حرفای بی تا را خواندم ؛
بی تا جان خیلی قشنگ گفتی؛خوشحالم کردی همشهری؛امیدوارم این حرفا واسه بقیه ناشناسها درس عبرت بشه.
*****جاوید ناصریا*****زنده بادمینا*****پاینده گروه ناصریا**********جاوید ناصریا*****زنده با مینا*****پاینده گروه ناصریا**********جاوید ناصریا*****زنده بادمینا*****پاینده گروه ناصریا**********جاوید ناصریا*****زنده باد مینا*****پاینده گروه ناصریا*****
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 16:35
امتیاز: 0 0
هرکه طالب صدامن تو صدام دنبال تن

بی تو از صدا شواتن در پی وصال تن

جلوهء حضور تن که اعتبار ایصدان

حنجره قابل ببو صحن تجلی شمان
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 17:36
امتیاز: 0 0
سلام ...
ممنون از لطف شما لاله جان...

***
این دومین شعری بود که ناصر برای خدا گفته بود.
حنجره ام اگیت اگر هزار دنگم بکنی اگه تو صدام ننینی موا گنگم بکنی ...هرکه طالب صدامن تو صدا دنبال تن بی تو از صدا شواتن در پی وصال تن جلوه ی حضورتن که اعتبار ای صدان حنجره قابل ببو صحن تجلی شمان ....
کاش این شعر را هم میخواند ...
کاش این را هم به گوش تمام مردم می رساند ...

***
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 17:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تا اونجا که من می دونم ناصر ترانه معنوی که برای خدا سروده باشه زیاد داره مثل نازتکه نقش جمال و..
شما از کجا می دونین این دومیشه؟ و اگه این دومیه اولی کدومه؟
لطفا اگه می دونی راهنماییم کن
سلام به مینای عزیزم .
نمی دونی دیشب چه قدر از این که تو رو شاد کردم ، خوشحال بودم .
اصلا دوست داشتم از خوشحالی فریاد بزنم .
ان شاء الله که همیشه شاد باشی .
می بوسمت گلم


جاوید ناصریا
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 23:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم
با سلام خدمت همه دوستان.
الهی دانایی ده تا در راه نیفتیم.
بینایی ده تا در چاه نیفتیم.
بنمای رهی که ره نماینده تویی.
بگشای دری که در گشاینده تویی.
من دست بهیچ دستگیری ندهم
که ایشان همه فانیندو پاینده تویی.
این حرفا چیزی از ارزشهای این هنرمند فقید و دوستاشتنی کم نمیکنه. اصلا همه انسانها دچار لغزش میشن. مهم اینه که ما قدر و منزلت انسانها رو براحتی خدشه دار نکنیم.
ماه هیچوقت پشت ابر نمیمونه بالاخره حقیقت ماجرا هرچی باشه مشخص میشه. ممنون از شما و مینا خانم که خیلی منطقی و دور از احساسات به موضوع نگاه میکنید.
دوشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 10:35
امتیاز: 0 0
خدا رحمتش کند . چقدر به ما نزدیک بود.
سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 12:36
امتیاز: 0 0